# دردودل

بچه ها من دوستام میدونین که دخترم از همون اول ی بچه سخت بود همه کاراش تا ب الان همیشه استپ وزنیه عفونت ادراری داشت مدتها و کم خونی داره
لب ب هیچی نمیزنه و هر راهی از دکتر تا مشاوره و دارو رو رفتم بی فایده

تازه داشتم با شرایط راه می اومدم و مشاوره میگرفتم برای آروم شدن خودم که بارداری مجدد مث پتک خورد تو سرم و ب اون مرحله از فروپاشی که نباید رسیدم

مدتها کارم شد گریه و ناراحتی و حتی آب هم نخوردم مدام ناشکری و غر زدن
بعد انگار از غیب رسید تلوزیون روشن شد کنترل دست دخترم بود
و آیه ای داشت خونده میشد تو این مضمون که هرآنچه خدا می‌خواد حتی اگه شما فکر کنین بده براتون خوب
و هر آنچه خودتون فکر کنین خوبه براتون بد
ی جورایی انگار ب خودم اومدم و بهتر شدم تصمیم گرفتم ی انگشتر سبک دارم بفروشم و برم پابوس امام غریب
نذر کردم دخترم عاقبت بخیر بشه چادرم رو مجدد سر کنم و الگوی درستی برای دخترم باشم ( ی دوست دارم ب هیچی پای بند نیست الان که دخترش ۱۷ ساله شده ب معمای واقعی بی بندوباری و بی اخلاقی توی خانواده و دخترش موج میزنه )
نذر کردم برام دعا کنین بتونم از پس سختی های این راه بربیام ی کم زیادی خسته ام
ایشالله این هفته اگه قسمت بشه میرم مشهد و لایق باشم نایب الزیاره همتونم

۷ پاسخ

عزیزم چه تصمیم قشنگی گرفتی انشالله خود امام رضا کمکت کنه تو مسیر پیش روت ...🧡

ان شاءالله حال دلت خوب میشه برای حال دل منم دعا کن و دخترکم

ان شالله خیره عزیزم
خوش بگذره بهتون و التماس دعا
بری با روحیه قوی تر برگردی

باور کن هیچ بچه ای از بچه جاریم بدتر نبود
دهنشو برا غذا باز نمیکرد یکی از پشت دماغشو می‌گرفت یکی از جلو قاشق دهنش میکرد
به گندم لبنیات و خیلی چیزا آلرژی داشت
بیشتر مواقع بدنش زخم های خشک گنده میشد بخاطر آلرژی
تا 2 سال غذا میکس میکردن.رشد که کلا هیچی دور سرشم زیاد رشد نمیکرد
با اینحال الان 8 سالشه خداروشکر مامانش دوباره باردار شد دختر دومی عالی آروم بی صدا همه چی میخوره خوب می‌خوابه خدا سخت نمیگیره
نی نیت مبارکه

چقدر زیبا و عالی نوشتین
التماس دعا
احسنت به این طرز تفکر

انشاالله خستگی و فرسودگیت برطرف بشه
خدا خودش بهت توان بده عزیزم
التماس دعا

انشالله که پا قدم نی نی خوب باشه و ما رو هم دعا کن و التماس دعا

سوال های مرتبط

مامان تربچه مامان تربچه ۲ سالگی
مامانا خیلی دلم برای این روزای نویان تنگ میشه همیشه ی بغض تو گلومه این سنشو خیلی دوست دارم خیلی داره زود میگذره الان میبرمش بیرون هر روز کل خیابونمون دیونه نویانن ی جوری قوربون صدقش میرم دوسش دارن امروز رفتیم بیرون سر کوچمون ی دختره با مادرش دستفروشن خیلی نویانو دوست دارن صدام کردن ی شلوارک بهش دادن گفت میخوام براش ی شلوار کردیم بدوزم هر کار کردم پولشو نگرفت برای این روزا ک همه جذب با مزه بازیشو خوشگلیش میشن دلم تنگ میشه دوست دارم ساعتها وایسم نگاش کنم باورم نمیشه بچه ب این عزیزی برا منه داره میشه دوسالش هم خوشحالم هم ناراحت میدونم ی روزی بزرگ بشه میشینمو ب این روزا با دلتنگی خیلی زیاد فکر میکنم الهی دردش ب جون ی جوری دیونشم ک حد نداره مثل دیونه ها شدم از شدت دوستداشتنش جوری ک ی ساعت ی ساعت میشینم فقط زل میزنم نگاش میکنم بوش میکنم حتی لباساشو میرم بو میکنم اصلا اصلا نمیدونم چ جوری توضیح بدم میدونم همه بچه هاشونو دوست دارن ولی هر کس منو از نزدیک میبینه میفهمه ک من چقدر دیونه نویانم خدا کنه بچه های همه سلامت باشن نویان منم خدا برام حفظش کنه