❌ادامه ی تاپیک زایمانم...
ظاهرا قرار نبود و نیست که دردام ازم دور شه😢
من قبل از زایمان ی ادم صحیح و سالم بودم اما بلافاصله بعد از زایمان سه تا از دیسک های کمرم بیرون زد، تنگی کانال نخاع گردن گرفتم و بدتر از همه نرمی مفصل گرفتم😣
تا یک ماه چهار دست و پا توی خونه راه میرفتم، دستگیره ی در رو نمیتونستم پایین بدم از بس ناتوان شده بودم. با اینکه بهترین مکمل ها و مواد غذایی رو شوهرم برام تهیه میکرد اما این اتفاقات برام افتاد.
تا چند ماه درگیر فیزیوتراپی و دکتر بودم، چهار تا دکتر عوض کردم تا یکم وضعیتم بهتر بشه. هفته ای دو بار مبرم استخر أب درمانی.

از روز سوم زایمانم فهمیدم که مهدیار زردی داره و باید بیمارستان بستری شه، اتاق مامانا توی بیمارستان طبقه ی بالا بود و اتاق بستری بچه ها طبقه ی پایین، آسانسور هم خراب بود. منی که تازه زایمان کردم و با این وضعیت هر یک ساعت یک ساعت این 20 تا پله رو هی میرفتم بالا هی میرفتم پایین به پسرم سر میزدم به مدت دو روز. 😭🥲
یعنی فقط خدا رو شکر میکنم که افسردگی بعد از زایمان نگرفتم😞
تا دو ماه نمیتونستم تنهایی پسرمو از جاش بلند کنم و به کاراش برسم، خونه ی مادرم بودیم، خدا خیرش بده مادرم و شوهرم یکسره کمک میکردن 🥲💚

وضعیت فعلی: هنوز نرمی مفصل دارم کمتر شده اما کامل نه. دیسک هم که بیرون بزنه خوب بشو نیست...

تصویر
۱۰ پاسخ

عزیز دلم من همه سختی هایی کشیدی یادمه خداروشکر مهدیا صحیح و سالمه❤️
منم خیلی تجربه بدی از بارداری زایمان دارم هماتوم،عفونت ادراری،تیروئید کم کار،سنگ کلیه،جفت پایین،کبدم تو بارداری چرب شد به سختی این نه ماه گذروندم قرار بود برم کرمان برای سزارین همه کار ها کرده بودم از دکترم نامه گرفتم زیر میزی دادم بهم5اذر نوبت داد ولی من 2اذر کیسه آبم پاره شد رفتم بیمارستان بهم اجازه ندادن برم کرمان چک کردن گفتن فقط طبیعی اون موقع شهرمون بیمارستان خصوصی نبود شانس مننننن گفتن ممکنه وسط راه بچه بیاد بهم امپول فشار زدن از ساعت6عصر تا 2شب من فقط درد کشیدم وحشت کرده بودم از زایمان طبیعی خیلی میترسیدم چیزی هم نمیدونستم دربارش گریه میکردم میگفتم توروخدا من سزارین کنین از درد خودم میزدم تو تخت اینور اونور تا چند روز بدن درد داشتم خیلی سخت بود خیلی بعد زایمان هم چندماه درگیر شقاق بودم و افسردگی💔

واقعا متاسفم برای این تجربه ی بدی که داشتی
امیدوارم دیدن سلامتی و لحظه های شاد پسرت تسکین این دردات بشه

الهی بگردم
ان شاءالله خدا کمکت کنه خواهر

منم زایمان طبیعی داشتم انقد اذیتم کردن ک شقاق مقعد گرفتم
بواسیرم زد بیرون
بخیه هام خراب هنوز ک هنوزه احساس سوزش میکنم .

منم بعد زایمان فتق شکمی گرفتم فعلا هم درگیرشم و عمل نکردم با دردش میسازم تا بعد عید برم عمل

یاد زایمان خودم افتادم😂🥲
سزارینی هام مثل من نبودن انقد بخیه داشتم که نمی‌تونستم راه برم یه دست و پامم بی حس شده بود 😂
از همه بدتر شقاق گرفتم میترسیدم برم دکتر
زایمانمم زودرس بود پنج روز بد از زایمان تاره تونستم بچم ببینم
خدا هیچ وقت اون روزا نیارهه

بهترین کار اینه بهش فک نکنییی

اوووو شتتتت خواهر پارههه شدیییی

چیزی برای گفتن ندارم قلبم تکه تکه شد 😪😪😪

عزیزم🥺

سوال های مرتبط

مامان مهدیار مامان مهدیار ۱۵ ماهگی
❌خانوما هستین میخوام درد و دل کنم🥲💔

.
.
..
چیکار کنم درد زایمان از یادم بره؟ کسایی که از قبل اینجا باهاشون دوستم داستان زایمانم رو میدونن اما خیلی مختصر تعریف کردم (توی تاپیک مربوط به زایمانم مختصر هست, اینحا کاملترش رو میگم، اما نمیتونم فراموشش کنم)
🟥دکتر احمق من (با اینکه یکی از دکترای معروف شهرمونه و توی ی بیمارستان خوب غیردولتی عمل کردم) منو 34 هفته فرستاد سونو پ دیگه نفرستاد، من نه ماه استراحت مطلق بودم. از اول بچه ی من تکون نمیخورد، یعنی من هر دفعه میمردم و زنده میشدم تا یکم حرکت کنه، من هر دو روز یا سه روز درمیون میرفتم یا سونوگرافی یا ان اس تی.
دکتر عوضی من هر دو هفته با شوهرش میرفتن مسافرت خارج از کشور هر دفعه هم یک هفته نبود، یعنی این مدتی هم که نبود از استرس میمردم تا برگرده و چکاپ برم پیشش🥲
من جفتم پرویا بود یعنی جفت سرراهی کامل و فاصله اش با دهانه ی رحم فقط 6 میلیمتر بود یعنی اگه کوچیکترین حرکتی داشتم بچه میافتاد، (با هزار زحمت میرفتم دکتر😢) ، دکتر منو 34 هفته فرستاد سونو و گفت که دیگه لازم نیست برم سونو تا زایمان، من وارد 38 هفته که شدم اون روز انقباض داشتم و انگار بچم همون قدر حرکت کم رو هم نداره به دلم افتاد که برم ان اس تی، رفتم ان اس تی همه ی پرستارا دیدم نگرانن و میگن که non active شده بچه یعنی دیگه هیچ حرکتی نداره و ضربان قبلش خیلییییی بده😔 سریع رفتم دکتر، دکتر به من گفت: دو ساعت وقت داری زایمان کنی اگه زایمان کردی که کردی اگه امشب بشه فردا من مسئولیت تو و بچه ات رو قبول نمیکنم 😭، سریع همون شبش رفتم برای زایمان، من با اینکه سزارین ...
مامان 🩷twin🩵 مامان 🩷twin🩵 ۱۵ ماهگی
#پارت ۱۴_ زایمان زودرس
#فرزند_پروری
دیگه داشتم ترخیص می شدم و مجبور بودم بچه هام رو توی بیمارستان بذارم و برم و این حس برای مادر یه حس خیلی بده ولی خب چاره ای نبود بچه ها رو بیمارستان گذاشتم و رفتم خونه از این به بعد داستان من خیلی سختتر می شد یک مادر تازه زایمان کرده با شکم پاره قرار بود از این به بعد هر روز کلی شیر بدوشه و بده که همسرش ببره بیمارستان برای بچه هاش
چجوری قرار بود بدون مک زدن یه بچه بتونم شیر بدوشم ولی سعی می کردم که مرتب این کار رو انجام بدم با استفاده از شیر دوش شبانه روز بیدار می شدم و هر دو ساعت شیر می دوشیدم تا یک هفته گذشت
خیلی امیدوارتر شده بودم به زنده موندن بچه هام ولی هر روز دکترا ناامیدمون میکردن و میگفتن بچه های به این زودی معلوم نیست بمونن یا نه و شاید بمونن و هزاران مشکلات دیگه براشون پیش بیاد اصلا به ما حس خوبی نمی دادن ولی من اعتقاد داشتم بچه هام خوب میشن و میارمشون خونه
صبح روز بعد روز سوم زایمانم زنگ زدمnicu و معجزه دوم خدا رو با چشم دیدیم بچهای من بدون اکسیژن دیگه نفس میکشیدند(اکثر بچهایی که انقدر زود بدنیا میان حتی ممکنه تا ماه ها وابسته به اکسیژن باشند)
و گفتن شرایطشون بهتر بشه از بخش پرخطر میبریم nicu2
مامان سفید برفی مامان سفید برفی ۱۵ ماهگی
سلام قشنگا بیاید خاطره زایمان و بارداری تونو بگید منم میگم
بخاطر دیسک کمرم استراحت مطلق بودم ولی اصلا استراحت نکردم کمر دردای فجیححح از همون ماهای اول شروع شد نفسمو بند میاورد
حالت تهوع شدید داشتم از سوپ و آش و عدسی و فست فود و خصوصا تخم مرغ و آبگوشت نفرت داشتم
از چهار ماهگی اوضاعم بهتر شد
دیگه خیلی خوش گذشت تااا ۸ ماهگی ۸ ماهگی من موندم شهر مادری و همسرم اومد خونه ی خودمون تو یه شهر دیگه برای کار دوماهی از هم دور بودیم تا ۱۰ روز به زایمانم مسموم شدم نه چیزی میتونستم بخورم غذا اصلا هضم نمیشد دائم گلاب به روتون حالت تهوع و اسهال با اون شکم گنده هربار اشکم درمیومد تا یکم مسمومیتم خوب شد نگم براتون نمیدونم این شپش گور به گوری از کجا پیدا شد افتاد تو موهام فقط ۵ روز تا زایمانم مونده بود موهای بلندی هم داشتم از کمر به پایین تو دو روز هرچی لباس و محلفه و پتو داشتم با اون شکمم شستم و خشک کردم گذاشتم سرجاش همچی رو ضدعفونی کردم موهامم بدون کوتاهی فقط توی دوروز از شپش پاکش کردم دیگه ریشه کن شد اون ده روز آخر پر از استرس بودم کلی گریه کردم تا همسرم دوروز مونده به زایمانم اومد پیشم و رفتم برای زایمان بعد زایمان بخیه هام عفونت کردن تا سه ماه زایمان خیلی سختی داشتم بچمو هم با بخیه های نگرفته تو ۱۵ روزگی سوار ماشین شدیم ۱۵ ساعت راه رو طی کردیم اومدیم خونه خودمون بعدشم خودم بودمو خودم خیلی سخت و پر چالش گذشت
مامان رادوین مامان رادوین ۱۴ ماهگی
سلام دوستان ممنون میشم اگه کسی می‌دونه راهنمایی کنه خیلی ناراحتم امروز دیدم دندون های پایین پسرم پایین لثه اش یک کوچولو سیاه شده از چی می‌تونه باشه ؟ قطره آهن لیپوزوفر میخوره و مولتی ویوا کیذر
تا ماه پیش لیپوزوفر قرمز می‌خورد الان دکترش لیپوزوفر آبی داده و چون یک مقدار کم خون بوده گفت دو قطره چکون بده یعنی از اینه؟
یا این که مولتی هم میتونه سیاه کنه من فقط سه روز مولتیش تموم شده بود از دیجی کالا سفارش دادم تا برسه دیدم که مولتی یک دونه از بهداشت گرفته بودم داشتم ففط سه روز از اون دادم من تا حالا هیچ قطره ای از بهداشت نداده بودم اصلا نمیگرفتم حتی این مال همون اوایل بود که دنیا اومده که کنار بود باز نکرده بودم حالا چکار کنم به خدا من آنقدر حساسم که با مسواک انگشتی همش تمیز میکنم دندون هاشو و این که شیرشب هم من از هفت ماهگی قطع کردم پس چرا اینطوری شده !!!!! شیشه شیر هاشو با مایع مخصوص می‌شورم حتما ابجوشی میکنم این کارارو از همون اول اول انجام دادم پس الان چی شده یعنی !!!!!!!؟ 😔😔
مامان آیــــــسل💋 مامان آیــــــسل💋 ۱ سالگی
اومدم تجربه ام رو راجب افتادگی سینه ها بعد از زایمان و شیردهی بهتون بگم
من یکی از اشتباهاتی ک کردم و میکنم
این بود که دوران حاملگی و بعد از زایمان اصلا سوتین استفاده نکردم
یعنی کلا تو خونه من سوتین نمیبندم🥲
و همین بیشتر باعث شده بود که سینه هام بیوفته
خلاصه بعد از زایمان و شیردهی که من کلن یک ماه شیردادم
سینه هام خیلی افتاد و تو خالی شد یعنی فقط انگار پوست بود و شل و ول
خیلی ناراحت بودم
من موقع زایمان ۸۰ کیلو بودم و خیلی لاغر شدم بعد
یعنی همین ماه پیش من انقدری لاغر شدم که به ۵۹ رسیدم
خلاصه دیگه تصمیم گرفتم ورزش و شروع کنم و وزن اضافه کنم
الان که سه هفته بیشتر گذشته تقریبا من وزنم ۶۶ شده و سینه هام بشدت سفت و رو به بالا شده و خب بزرگ تر هم شده
افتادگیش حداقل ۷۰ درصد برطرف شده بقیشم میگم بخاطر همون سوتین نبستنه ک احتمال میدم به مرور با ورزش اوکی شه

اگه میخواید سینه هاتون درست بشه حداقل ۸۰ درصد بهتر از این حالتش بشه
ورزش های مربوط ب بالاتنه + بستن سوتین خوب ک بالا نگهداره + و اینکه وزن اضافه کنید

تخم شنبلیله هم شنیدم خوبه ولی متاسفانه حال استفادشو ندارم🤣

شماهم اگه تجربه ای دارید ک کمکتون کرده پایین بنویسید که بقیه مامانا هم ببینن
ش