۹ پاسخ

دقیقا من لتروزول خوردم دوقلو‌شد 😕

لتروزول اکثرا به اونایی که تنبلی تخمدان دارن میده به دوستت بگو بخوره برو پیش یه دکتر دیگه

به تاندون اعتماد نکنید اصلا مال من سواران بود
اورژانسی خوردم هنوز که پریود نشدم

وای نگو
من روش جلوگیریم کاندوم همیشه بعد از رابطه کاندوم و برمیدارم فشار میدم تستش میکنم ببینم چیزی ازش بیرون میاد 😅
خدا لعنتشون کنه بچه دار شدن هم زورکی شده نه اینکه خیلی به خودمون خوش میگذره ده تا ده تا بچه بیاریم تو این گلستان😒

زنگ بزن مطب یه دکتر دیگه، چیزی ک زیاده دکتره

منم‌خوردم قرص و
دوس داشتم دوقلو بشه
فولیکول هم ۳ تا خوب داشتم ولی نشد
اسپرم مرد هم باید قوی باشه ساپورت کنه فولیکول هارو

خب مطب هردکتری نرو بعضیا وجدان ندارن من دکتر خودم اصلا دولت مولت نمیدونه کیلو چنده مطبشم میرم همیشه سربازه جلو همه

دختر عمه م هم رفته بود دکتر بش دوتا قرص داده بود همین لتروزول و یکی‌دیگه که تو پریودی باید بخوری
هیچی‌الان دوقلو پسر دختر داره 😁
تازه زعفرون خورده بود بندازه نیفتادن

نه بابا . واقعا ؟ کاندوم سوراخ میکنن ؟ الکیه بابا . مگه میشه

سوال های مرتبط

مامان هامین🧿🩵 مامان هامین🧿🩵 ۹ ماهگی
دیروز خیلی اعصابم خورد بود همش پسرم سرفه میکرد زدم به سیم آخر گفتم میرم تا آخر وقت تو مطب میشینم بالاخره رام میندازه
رفتم دیدم خانوم دکتر مطب نیست بیمارستان گفت بیمار ویزیت نمیکنه تو بیمارستان بالاسر نوزاد های بد حال
برو شنبه نوبت بگیر بیار گفتم پسرم مریضه چند روزه در تلاش نوبت گرفتنم نتونستم گفت راهش همبنه مگر اینکه جمعه این پسرتو به این شماره بفرستی اگه کنسلی داشتم بهت زنگ میزنم
همسرم گفت آشنا یکی از دوستامه میگم شب تو بیمارستان ویزیتش کنه 😞😞😞خلاصه همسرم زنگ زد حاضر شو بریم بیمارستان رفتیم
حتی خانوم دکتر به خودش اجازه نداد تا پایین بیاد پسر منو معاینه کنه به یکی از دکترا گفت علائمشو بگو
اون دکتر هم علائمشو گفت
خانوم دکتر دستور بستری و آزمایش و سرم و اینجور چیزا دادن 😭😭😭اعصابم خورد شد
رفتیم پذیرش همکارای خودشون میگفتن چجوری دلتون میاد بستریش نکنین پنج ماهشه سوراخ سوراخش میکنن
یکی دیگ گفت چیشد خانوم دکتر معاینه کرد دستور بستری داد؟
گفتیم نه اینجوری شده و جریان رو گفتیم
گفت چقدر بی وجدان که خودش نیومده معاینه کنه با چهار تا حرف نوشته بستری
بخدا همکارای خودشون بودن که اینجور میگفتن
دیدم هیچکس موافق بستری نیست منم گفتم نه بریم خونه
حالا از دیشب پسرم سرفه هاش بدتر شده قبلا خشک بود الان خلط دار شده 😞😭بمیرم براش
ساعت ده نوبت یه دکتر دیگ داریم
حالم دیگه از اون دکتر بهم میخوره همه تعریفشو می‌کردن ولی ....
بی مسئولیت ترین دکتری بود که دیدم
مامان اقا خرگوشه مامان اقا خرگوشه ۱۵ ماهگی
دو سوال دیگه الان تایپینگ یکی از مادرا خوندم از استرس دلپیچ شدم🤷🏻‍♀️

گفته بود که به هیچ عنوان نباید به بچه قطره بتامتازون داد و دلایلش..‌
مثل اینکه یه دکتر به بچه اش داد و کلی مشکلات به وجود اومده مثل
اینکه روند رشد کم میکنه چون مستقیم روی غده ادرنال اگر اشتباه نکنم تاثیر می‌ذاره و اون غده کم کار میشه و رشد بچه کم میشه..‌
برای عید پسرم سرما خورد دکتر بهش این قطره رو داد روزی چهار بار
و نزدیک به دو هفته استفاده کردم
مگه نمیگن دکترررررر
مگه نمیگن سرخورد کاری نکنید ببرید دکتر هر چی دکتر گفت
خوب ۵۰۰/۶۰۰تومن ویزیت میگیرن اعتماد میکنیم
این یعنی چی یه دکتر یه دارو میده اون یکی دکتر میگه نع این به شدت ضرر داره
مثلا همین دکتر که بتامتازون داد برای بچه من که دکتر اون خانم گفته به شدت مضره گفت پلارژین زیر یکسال منسوخ شده بعد بعضی مامانها میگفتم دکتر داده هوووووووف😪
سوال دوم بچه ها از شش ماهگی ببعد وابستگی پیدا میکنن؟ پسر من امروز یه طور عجیبی بود هر روز کل خونه می‌چرخید برای خودش و من باید دنبالش میکردم اسیب نزنه به خودش اما امروز من هر کجا بودم نق نق کنان فقط میومد می‌چسبید به پای من و بغل میخواست بعدش اروم میشد.تمام روز همین بود🤥
مامان سیدطاها مامان سیدطاها ۸ ماهگی
خانما پسرم چند روز پیش یعنی یکشنبه دوشنبه تو خونه خودمون همش عطسه میکرد بدنش هم گرم بود تبش میگرفتم تب نبود گرم بود مامانم هی گفت بیا خونمون بیا خونمون چون ابجیم خونه اوناست خودشون تهران میشن اومده شهر خودمون زایمان کنه تا ۱۰ روز دیگه وقتشه منم گفتم زایمان کنه یه مهمون اینا میخاد بیاد دیگه تا چند وقت دیگه هیچ نمیتونم درست حسابی همدیگرو ببینیم به شوهرم گقتم منو ببر چون مامانم هم از یه طرف میگفت بیا بیا من سه شنبه رفتم پسرم بازم بدنش گرم بود ولی پریشب سرفه کرد از دیروز تبش رفت ۳۸ ۳۹ درجه که خودم قبلش میدونستم استامینوفن برداشته بودم دادن بهش تا ۴ ساعت نشده باز تبش می‌رفت بالا به شوهرم گفتم گفت فردا میام دنبالتون امروز که جمعه هس دکتر مطب نیس گفتم باشه گفت امشبو یه جور سر کن تا صبح میام دنبالتون که بازم اگه تبش رفت بالا پیاز بزار ببینا تبش که بالا رفت هم استامینوفن دادم هم اینکه پیاز گذاشتم ببینم میاد پایین برعکس رفت بالا که زنگ زدم گفتم بیا دنبالم کلی گریه کردم ابجیم استرس گرفته بود میترسیدم خدای نکرده خیلی بالا تشنج کنه مامانم اینا ماشین ندارن بابام و داداشم سرکار بود بعد خودشون هم شهرستان میشن به بیمارستان کلینیک دسترسی نیس