۹ پاسخ

اینجوری که توضیح میدی بیشتر با رفیقش ازدواج کرده تا شما،ب نظر من کارش اشتباه،زن ها بعد زایمان بیشتر ب توجه مرد احتیاج دارن تا دیگران،باهاش بشین صحبت کن تا مشکلتون برطرف بشه و حاد تر نشه،اگر ب فکر زندگیش باشه که خودشو اصلاح میکنه اگرم اهمیت نده که شما هم خودتو کوچیک نکن و به فکر خودت باش و باشگاه برو و کارایی رو انجام بده که حالتو خوب کنه

این که توضیحات شوهرمن بود

اولا گفتگو. با خودش بشین سر فرصت صحبت کن. بگو من و بچه هامم نیاز داریم به حضورت. کمتر با دوستهات باش. محیط خونه رو وقتی میاد شاد نگه دار. به خودت برس. پر انرژی باش. برای خودت ارزش قایل شو تا سمتت بیاد. بعدشم باید ریشه ای بگردی ببینی کدوم دوستشه
چرا میره
ادم خوبیه یا نه
باید براش روشن کنی وقتهای خالی همسرت اختصاص داره به خانوم و بچه هاش نه دوست و رفیق

بنظرم برو پیش مشاوره ...نهایت تلاشتو بکن دیدی فایده نداره مهریه اتو بزار اجرا
اونوقت یکم سر عقل میاد
اگرم باز سرعقل نیومد جدا شو
خودت از همه چی مهم تری
بچه اتم بزرگ میشه میره دنبال زندگیش تو میمونی و یه اعصاب داغون و روم و جسمت هم داغون
چون مادر خودم همین شرایط رو داشت و داره

من نمیتونم نبودن شوهرمو تحمل کنم صبح ساعت ۹ میره شب ساعت ۹ میاد جایی نمیره اگرم کاری پیش بیاد باید زود برگرده

۱۴۸۰ مشاوره رایگان داره تماس بگیرید.
بنظر منم مشاوره باید برید

مطمینی رفیقش مرده خیلی ببخشیدا ببخشید قضاوت میکنم یکی و بزار تعقیب کنه ببینه رفیقی که میگه کیه
نمیخوام مشکوکت کنم ولی خب جدی بگیر

بنظرم با یه مشاور صحبت کن آخه شرایط سختیه عزیزم

باید کاری کنی که خونه رفیقش نره.وقتی اولویت همسرت خونه رفیقشه خب مسلماٰ اولویت تو هم همسرت نمیشه.
هروقت اون جذب خونه و خانواده شد شماهم حالت بهتر میشه

سوال های مرتبط

مامان پسرک من🤸 مامان پسرک من🤸 ۴ سالگی
میشه لطفا همگی‌جواب بدین؟؟
اونایی که بچه همسن من دارین چقدر بهتون وابستت؟میزاره شما بدون اون جایی برین؟شبا باید پیشش بخوابین؟غذاشو خودش میخوره یا شما بهش میدین؟در طی روز چقدر میاد توی بغلتون بشینه؟
ممنون میشم به همگیش حواب بدین


من خیلی نگران وابستگی های پسرم هستم نمیدونم طبیعیه یا نه.من هرجا برم میخاد دنبالم بیاد فقط کنار باباش وامیسته اونم نه با میل و رغبت.با پسرعموشم خیلی خوبه گاهی پیش اون و چندتا بچه ی صمیمی فامیل میمونه ولی همیشه ترجیحش کنار من بودنه.با بقیه بیرون میره البته در صورتی که من بدونه من حتما خونه میمونم.۳بار جای خوابشو جدا کردم که پیش داداشش بخابه ولی باز داداشش چندشب نبوده و اجبارا برگشته پیش من و الانم پیش من میخابه.از اولی که غذاخور شد قاشق دادم دستش خودش میخورد منم میدادم ولی الان خیلی کم پیش میاد خودش بخوره منم ندم هیچی نمیخوره...نمیدونم این وابستگی ها طبیعیه یا نه...خیلی از طرف اطرافیان سرزنش میشم که بچت لوسه وابستس و...
مامان آیهان مامان آیهان ۴ سالگی
امروز اولین روز مهد پسرم بود ، بدون من که نموند من تمام سه ساعت رو کنارش بودم ، بعد خجالت میکشید اصلا حرف نمیزد یا اگر حرف میزد خیلی آروم پیش من حرف میزد که مربیشون اصلا صدای اینو تو این همه بچه نمیشنید ، بعد بچه ها چون این از همه کوچیک تر بود و خجالت میکشید و حرف نمیزد یکیشون که خیلی بی ادب بود هی میگفت من از این خوشم نمیاد پیش من نشینه بقیه هم به تبع اون همین حرف رو زدن ، وای داشتم سکته میکردم همونجا گریه ام ولی خودمو جمع کردم ، نسبت به پارسال که یه بار بردمش اصلا نمیموند میرفت فقط بازی ایندفه مینشست و توجه اش بیشتر بود اما مثلا مربی میگفت رنگ کن رنگ نمیکرد ، از یه طرف از این خوشحالم که اینقد این سه ساعت همکاری کرد و نشست از طرفی از اون حرفای بچه ها به شدت دلم شکسته و آخرشم مربیش گفت پسرت حرف نمیزنه ؟ گفتم حرف میزنه ولی اینجا خجالت میکشه ، اونجا بچه ها رو نگاه میکرد ولی با هیچ کدوم سعی نکرد دوست بچه ولی اومدم خونه با بچه های همسایمون کلی بازی کرد ، خدایا خودت کمکم کن پسرم رو راه بندازم خیلی سخته از طرفی از نطر روحی خودت داغون باشی و کلی دلشوره که یعنی همه چی درست میشه ؟ از طرفی باید محکم پشت بچه ات باشی ...