۱۳ پاسخ

👍👍♥️

منم فقط خودمو خدا میدونیم سر دوتا بچم مخصوصا کوچیکه چ اشکا ک نریختم چ دردا ک نکشیدم چ زجرا ک نکشیدم چ حسرتا ک نخوردم پارسال ایموقع بچم ان ای سی یو بود گفتن قلبش سوراخه ۱۲ روزش بود ک شروع کردم روزی ۶ دوز دارو دادم آخه بچه ۱۲ روزه چ میدونه داروی قلب چیه چ میدونه رفلاکس چیه بچه باید وزن بگیره تپل بشه چاق بشه قد بکشه ولی من فقط دارو میدادم همراه اکو قلب می‌بردم شیراز و با گریه از اتاق دکتر میومدم بیرون گذشت ۶ ماه ب شدت سخت هرمی میدید بچمو میگفتن عین بچه ۲ ماهس آخه ۶ ماهش بود هنوز ۴ کیلو بود بالاخره برج ۵ امسال بچم عمل قلب شد وااااااای خدا چ روزایی بودن چ سختیایی بودن بچم ۳ شب پیشم نبود آی سی یو بود ۴ روز بخش بود شب تا صبح گریه میکرد ولی گذشت الهی شکر گذشت داروها قطع شد بچم خوب شد قلبش خوب شد ۱۰ ماهگی راه رفت بزرگ شد هنوزم وزن زیادی نداره ولی بچم‌سالمه از هم سناش جلوتره حالش خوبه من گاهی بدخلق میشم گاهی اذیت میشم گاهی داد میزنم ولی بخدا دست خودم نیست گاهی فکر میکنم میگم واقعا قوی بودم ی سال خیلی سخت گذشت واقعا ما مامانا آفرین داریم واقعا دنیا خیلی چیزا بهمون بده کاره😍😍😍😍

آره واقعا ، همیشه بهش فکر میکنم، واقعا حس مادرانه یکی از عجایب این دنیاس که خدا به وجودش آورده

آره واقعا همه به من میگفتن سوسول ولی بااین حال زایمان طبیعی کردم ۵ روز تو ای سی یو بودم الان که فکر میکنم واقعا به خودم افتخار میکنم

واقعا خیلی خیلی قوی ایم هممون مادر شدن خودش یه ایثار و فداکاری بزرگه خدا ب هممون و بچهامون سلامتی خوشبختی بده الهی

چه عکسی😍😍😍انشالله همه تندرست و شاد باشید

من وقتی ب عقب نگا میکنم ....و ب الانی ک هستم ...میگم اگ ی روز کسی بم میگف تو اینقد عاقل و صبوررررر و قوی میشی بش میخندیدم....ما ب ناچار قوی شدیم ولی قشنگترین قسمتش مادر شدنمونه.....

عزیزم خداحفظشون کنه چندتان چندسالشونه😍

💪🏻💪🏻💪🏻 از طرف یه مامان کوچولو تنها که قید همه چیزو زد تا دخترش حتی یه کوچولو احساس تنهایی یا کمبود نکنه بهت افتخار میکنم

منم بخاطر دردهایی ک پشت سر گذاشتم این فکرو میکنم

لایک👍👍👏

بله واقعا قوی هستیم مخصوصا که کمکی نداشته باشی تنهایی بتونی ازپسش بربیای

ماشاالله بهت ...
والا من میگم کی این قدر قوی شدم که این همه سختی به دوش میکشم

سوال های مرتبط

مامان یکجه اوغلم مامان یکجه اوغلم ۱۴ ماهگی
گاهی آدم چقدر می‌تونه قوی باشه چقدر می‌تونه غیر قابل شکست باشه من به شخصه به خودم افتخار میکنم که با اینهمه نا سازگاری های زندگی جنگیدم بدون اینکه اطرافیانم بفهمن ۱۶ سالگی ازدواج کردم و ۱۷ سالگی بچه‌ی اولم دختر گلم دنیا اومدم همش ۱۸ سالم بود که داغ فرزند دیدم و دخترمو از دست دادم چه سختی ها که در راه خوب کردنش کشیدم و طی چند روز همشون هیچ شد و آخرشم دست خالی از بیمارستان برگشتم بازم خودمو نباختم همیشه شبا با لب خندون به استقبال شوهرم میرفتم که ناراحت نشه پیشش همش می‌خندیدم که دلش یکم شاد شه غافل از اینکه دل خودم خون بود پیش مادرم می‌خندیم که ناراحت نشه پیش مادر شوهرم هم همینطور پیش همه .‌‌. فقط برای اینکه کسی رو ناراحت نکنم بازم خدارو شکر که خدا جواب صبوریهامو داد و یه پسر گل بهم داد که الان ۱۰ ماهشه نمیدونی اوایل چقدر استرس کشیدم که نکنه این بچمم طوریش بشه ولی الان شکر میکنم بخاطر داشتنش می‌خوام بگم آدم اگه بخواد از یه کوهم قویتر می‌تونه بشه من همه‌ی اینارو وقتی فقط ۱۷؛۱۸ سالم بود تجربه کردم موقعی که همسن و سالام تو کافه و رستوران مشغول خوشگذرونی بودن و بخاطر همین به خودم افتخار میکنم که از همه‌ی اینا گذشتم هنوزم یه گوشه ی قلبم خالیه و کسی نمیتونه پرش کنه تا موقعی که بمیرم و اون دنیا دخترمو ببینم ولی بازم بخاطر اینکه خدا منو آنقدر قوی آفرید ممنون و سپاسگزارم
مامان نی نی کوچولو مامان نی نی کوچولو ۱۱ ماهگی