۸ پاسخ

خب گناهه خودته عزیزم
تو چرا باید اصلا سرپا باشی که جلوشونم کار کنی؟!
برو دراز بکش تخت اصلا تکون نخور تو 40 روز کامل باید استراحت داشته باشی
هرکسی هم هرغلطی دلش میخواد بکنه
مهمون یا خودش پاشه غذا بپزه یا شوهر بی درک وفهمت بره از بیرون غذا بخره
خودتون بیش از حد رو میدین به این مردها بعدشم اینطوری میشین😒
من 9 ماهه هراز گاهی غذا پختم
حتی خونه رو هم تمیز نکردم خودش تمیز میکنه چیکار کنم جونمو از کوچه ها نیاوردم که بعدشم اگه بگم یه جام درد میکنه پاشه بگه توام که مریضی😒
اولویت اول خودتی خواهر من!

ببین هر کاری کنی فردا برمیگردن به خودت که میخواستی نکنی هیچ‌کسی نمیگه چرا کردی. نمیکردی
یا بگن دستت درد نکنه پس الانم دیر نیست به کمرت فشار نیار هی بنال. ها کمرم ها فلانم اینا برو دکتر قرص تقویتی این چیزا بخر باپر کن دل نسوزون حتا اگه نداره هم بره قرض کنه پول بده بهت بری کلی ویتامین این چیزا بخور تا فردا روز بدتر نشی و استراحت کن بگو مثلا کلی لخته خون ازم اومد. حالم بد. این چیزا اگه همش ناله نکنی چند روز بعد بنالی میگه مگه فقط تو زایدی بقی میزان کسی هم نمیفمن منت بزار سرش بگو همش بخاطر مهمونداری ها ی تو بود دیکه کسی نیاد من از جام بلند نمیشم

من سزارین شدم بعد مرخص شدنم شبا بیدار بودم روزا بیدار بودم از روز ششم به بعد هم تو بیمارستان سرپا بودم بخاطر زردی خیلی سخت گذشت تا گذشت

من از ۳روزگی دخترم که زردی داشت ۴۸ساعت رو صندلی یه تیکه نشستم با بخیه زایمان
هر کی سر بچه ش باهاش همکاری کردم ولی کرد رفت
بعد از ترخیص دخترم تا یه هفته تب و لرز کردم و رحمن سفت شد دیگه دارو خوردم ولی دکتر گفت دوباره بیا حتی وقت نکردم برم
هر کی ازم بچه میخواست و توصیه میکرد بچه بیار هیچ کاری نکردن برام

فقط مراقب خودت و بچه باش، مهمونی رو ول کن.
بزار خودشون بپزن و بخورن، خودتو بزن ب درد حتی اگ درد نداری

😐واقعا پا میشی کار میکنی اصلا چطور میتونی پاشی


اونا درک ندارن ک زایمان کردی اومدن از جات بلند نشو بگو نمیتونم کار کنم شما خودتون برا خودتون غذا درس کنین رو نده ب هیچکدوشمون ب شوهرتم بگو جا اینکه کمک حالم باشی مهمون دعوت میکنی خودتم کاراشونو بکن من مریضم نمیتونم

ای وای خیلی بده بدن به شدت آسیب می بینه فعالیت زیاد باشه بعد زایمان مخصوصاً سزارین اگر باشه بدتر.
ان شاء الله خدا کمک کنه بهت توان بده
حتماً تحت نظر باش ویتامین آهن حتماااااااااا بخور دائم

مردا که کلا درک ندارن.اون به کنار.

ولی تو این شرایط مهمون اومدن واقعا عذابه.

من خودم شب بیداری دارم میدونم چی میگی.

سوال های مرتبط

مامان معجزه خدا مامان معجزه خدا هفته دهم بارداری
آخه من چرا به این درد گرفتار شدم 😭 قبل از اینکه زایمان کنم هیچ ذهنیتی از زایمان نداشتم به همه میگفتم ۳ ۴تا بچه میارم. دوران حاملگی هم خیلی خوب بود ویار آنچنانی نداشتم. ولی اون شب زایمان هزار بار گفتم گوه خوردم رفتم جهنمو برگشتم. از ۱۹ هفته ورزش کرده بودم اصلا هیچ تاثیری نداشت. یه جوری بیچاره میشی اصلا نفس کشیدن یادت نمیفته. هرچی تو کلاسا در مورد زایمان طبیعی میگن دروغه. همه ی ماماها خودشون میرن سزارین میکنن. حالا منی که عاشق بچه بودم از اون شب توبه کردم یه لحظه از بدبختی که کشیدم یادم نمیره مصیبت بود. بعدشم که همه میگن تو طبیعی بعدش راحتی نه اصلا این حرفا نیست بخیه های پایین تا ۱۵ روز پدر آدمو درمیاره دردش. حالا باز خداروشکر بخیه ها خوب شد تموم شد شکمم داره میره عقب. فقط الان دردم اسنه من چیکار باید بکنم با اون خاطره ی وحشتناک زایمان چجوری به بچه ی دوم فکر کنم. اصلا اونایی که دومین بچشونو آوردن بیان بگن کار درستیه آوردنش یا نه ؟
من که دیگه بمیرم پامو واسه زایمان طبیعی زایشگاه نمیزارم. الان مثلا واسه بچه ی دوم بخوام سزارین اختیاری بکنم کار عاقلانه ایه؟ یه بار از پایین خودمو جر دادم یه بارم بیام از بالا جر بدم 😞 از کل پروسه ی بچه دار شدن تا وقتی موقع زایمان نشده خوبه. زایمان که خیلی سخته چه طبیعی چه سزارین بعدشم که بچه دنیا میاد یه بار واسه زردی دهنت سرویس میشه تا دستگاه تموم میشه کولیک شروع میشه شب بیداری واسه شیر دادن تا صبح
خدایا شکرت ولی واقعا مادر بودن خیلی سخت بوده خیلی زیاد سخت