۳ پاسخ

پسرمنم شب اگرجیش داشته باشه پامیشه میشینه با چشم بسته فقط میگم بریم انگار خواب میبینه من دیگه عادت کردم ک تا نشست ببرمش جیش
دقیق برعکس دحترشما براجیش روز باید هی بگم بریم جیش کنیم ازبس بازیگوشه تا پرپر نشه نمیره دسشویی، پی پی رو ب محض داشته باشه میگه
من با بازی و خنده میبرم جیش، نه اینکه خودشو خیس کنه میترسم کلیه هاش اسیب ببینه چون نگه میداره خیلی

سلام یعنی قبلنا پی پی شو میرف دستشویی؟

پسرمنم این طوری لج میکنه نمیره منم موندم

سوال های مرتبط

مامان ایلیا مامان ایلیا ۵ سالگی
سلام مامانا

توروخدا هر راهنمایی که میتونید بهم بکنید دیوونه شدم

پسرم همش به خودش جیش میکنه توروز خودشو نگه میداره برای هر چیز کوچیکی بعد که یکم جیشش میریزه میره دستشویی
اتاقش با دستشویی یک قدم راهه
شبا هم با اینکه بیدارش میکنم یبار میبرمش سرویس
مایعات کم میدم بازم جیش میکنه بعد بلند میشه از ترس اینکه تنبیه نشه
میره یه جا دیگه میخوابه روی جیش بالشت میزاره بعد تو اون جای جدیدم جیش میکنه
همه خونه بدی تعفن میده هرچی تمییز میکنم دوباره کثیفه
دلم نمیره تو خونه غذا بخورم تا رو مبل جیش کرده

بعد یه موقع هم که مثلا میزنم پس گردنش که کار بدی کردی یجور همونشکلی میمونه انگار دائم در حال کتک خوردنه
اینقد داد زدم حنجرم گرفته
هر حرفی و باید ده بار بگم تا بفهمه
نه که خنگ باشه گوش نمیده ولی بقیه حرفارو خوب میفهمه
مربیش میگه هر چیزو باید چندبار بهش گفت گفتم شاید بقیه بچه ها هم همینطوری باشن گفت نه به بقیه یبار میگیم دفتر باز کنین گوش میدن ولی به ایلیا ده بار باید بگیم
غذاشو نمیخوره
خیلی حرف میزنه
چیکارش کنم
کجا ببرمش
دارو هست براش
اصلا مشکلش چیه


در واکنش به کاراش واکنشم چی باشه
والا گیر افتادم
خودمم ماستیت دارم داغونم
مامان آرسام و آراد مامان آرسام و آراد ۵ سالگی
خانمایی که بچه هاشون شیره به شیره یا فاصله سنی نزدیک به هم دارن بیاین یه سوال داشتم ازتون😩بچه های شما دعوا میکنن یا فقط پسرای من عین سگ و گربه هستن بخدا خسته شدم از دستشون دیگه دارن خیلی خطرناک میشن😑امروز پسر کوچیکم با لگد زد تو باسن پسر بزرگم تا نیم ساعت گریه میکرد میگفت شکمم درد میکنه با باسنم یعنی انقد محکم زد ک شکمش درد گرفت؟😐😐😐بعد اون داشتن بازی میکردن پسر بزرگم نقش آدم بی هوش رو بازی میکرد یدفعه کوچیکه رفت بالاسرش با لگد محکم زد رو انگشتش زیر پوست انگشتش خونمرده شد نمیدونم چجوری بود انگشتش ک این محکم با لگد زد انقد ترسیدم گفتم انگشتشو شکونده🤕بعد اون تیله گرفتن دستشون کوچیکه پرت کرد محکم خورد تو سر پسر بزرگم انقد گریه کرد بعد اینکه آروم شد این پرت کرد زد تو سر کوچیکه آخرش ب زور گرفتم ازشون بردم قایم کردم😑اینا تنها یه گوشه از کاراشون در طول روز هست خیلی بلا سر هم میارن و خیلی دعوا میکنن نمیدونم چیکارشون کنم کم آوردم بخدا😩گفتم ببینم شماها راه حلی چیزی ندارین اینا یکم آروم بشن؟؟؟قبلا تبلت دست میگرفت یکی دوساعت سرگرم میشدن الان دوماهه هرچی میگم یکم با تبلت بازی کنین اصلا یبارم دست نگرفتن ازش زده شدن😑