این منت نیس خب . یکماهه شبا نگه داشته راحت خوابیدی ، الان نوبت خودته . بچه واس توعه نه اون
بابا کدوم مادر شوهری یک ماه میمونه هنوز تو ناراحتی ازش😐 دست درد نکنه
نمیدونم با و لحنی گفته ولی ب نظرم منت نبوده
انگار منظورش اینه که دیگه خودتی من پیشت نیستم باید حواست باشه تنهایی بتونی مراقب بچه ها باشی
عزیزم کم کم باید خودتو عادت بدی هیچ کس نمیتونه همیشه کمک دستت بمونه ، به دل نگیر یه ماه مونده کمکت
یک مااااااااه برو خداروشکر کن چیزی نگفته ناراحت شدی مادرشوهر من بخدا قسم ۲ ساعتم پیش ما نبود
خب دیگ مجبوری عادت کنی عزیزم درست خاب داری ولی سعی کن هوشیار باشی
شبا بهشون شیرخشک بده تا بخابن راحت تر
وقتی ببینی کسی نیس خودت هوشیار میخوابی
من ۲۰روز با مامانم موندم ۱۰روزم با مادرشوهرم پسرم شبا نمیخوایید مادرشوهرمم همش دعواش میکرد فلان ک هامین بخواب میزنمتو فلان ب منم برخورد دگ اودمش پیش خودم منتشم نمیکشم
چرا فکر میکنی
منم فکر میکردم صداشو نمیشنوم ولی از بس استرسشو میکشی جیک کنه بیدار میشی
بعید میدونم منظوری داشته باشه خانواده خودمم این حرفا زدن یعنی مراقب باش دیگه
عزیزم بسپاربخدابگوخدایابه امیدخودت شروع میکنم که بچه هاموخودم نگه دارم بگوبه حرمت مادربودنم کمکم کن، خودش کمکت میکنه الان منم بعدچهل روزخودم شباوروزتنهابی نگهشون میدارم مامانم میادولی همه کاراباخودمه کارای خونه کارای دخترمکه چهارسالشه، خدابزرگه عزیزم این روزاهم میگذره، مادرشوهرم منم طبقه پایین خونه مونه ولی نمیگم بهش چون منت میزاره حتی حموم هم خودم میبرمشون
ولا دمش گرم مادر شوهرت خدا حفظش کنه من بعد. یک هفته زایمانم مادر شوهرم تازه اومده بود دیدنم بعدم منت گذاشته سرم که اومده واییییییییییی پله هاتون خستم کردم خیلی خستم از بیرون اومدم از وقتی زایمان کردم تا الان یه روز هم نیومد پیش چه برسه که بخواد بخوابه خونمون از بچهام نگهداری کنه
حالابازم خوبه تایک ماه شباهم کمکت بوده منکه توشهرغریبم همش خودم بودم
خودتو قوی کن هنوز اول راهی قشنگ تا دوسالگی کمک میخوای
حالا درکت میکنم، آره حرفش لج اوره، باید ردش میکردی میرفت، منم تو شرایطت بودم از یه شهر دیگه اومده بود نمیذاشت شوهرم مسولیت بچه داری یاد بگیره همش خودش دقیقا یه کار به شوهرم میگفتم اون انجام میداد میریختم بهم
بعدم تا چندین ماه میرفت رو مخ ما که بیاین چرا نمیاین، اون روزا کرونا بود منم وسواس گرفته بودم این نفهم هم کوه توقع
ب نظرم من ک منتی نزاشته یکماه پیشت بوده مادرشوهرم من که اصلا به من سر نزد موقع زایمان ...سخت نگیر عزیزم کم کم عادت میکنی یه جوری انگار ب هیچکس نیاز نداری.
مادر شوهر من یه شبم حاضر نشد بیاد کمک همش مامانمه الانم قراره بره منم نگرانم چجور از پسشون بر بیام سعی کن قلقشون دستت بیاد خودت از پسشون بر بیای مادرشوهرا کاری هم کنن بعدا منتشو میزارن من اگه بچه هام دلدرد و دلپیچه نداشتن و شیر خشک بهشون میساخت شاید زودتر از اینا میتونستم از پسشون بربیام
من جای تو باشم سختیها شو خودم به جون میخرم ولی به مادرشوهر نمیگم بیاد پیشم بعدشم جوابشو میدادی میگفتی مجبورت ک نکردم بمونی. بنظرمن ک نرو باهاشون بالاخره تا کی باید عادت کنی تنهایی بزرگشون کنی
كاش مادرشوهر منم همينطوري بود
من ۱۰روز بعد زایمانخونه مامانم بودم بقران قسممامانم یه شبحتی یه شب بیدارنموند باهام.یجوریخواب عمیقمیرفت من تاصبح بیدار هیچرتمیزدمبچهگریهمیکرد بیدارمیشدمیگفتووی سرمدردگرفتچشه گریهمیکنه بخاب بخاب خودش گرسنشه بیدارمیشه میگمبچهچندروز خودت بایدبیدارکنی قندش نیوفته
عزیزم من از اول بارداری مادر شوهرم بهم تلفن هم نمیزنه ،تو ی ساختمان هم هستیم
بنظرم ک لطف هم کرده پیشت بوده و نگهداری کرده
شاید بهتره به جای رنجیدن قدردانش باشی
من الان چهارماهه خودم با چنگ و دندون بچه هامو نگه داشتم سخته خیلی هم سخته اما چاره چیه
خوش به حالت عزیزم همین که یک ماه کمک حالت بوده خودش نعمت بزرگی بوده من مادر شوهرم یه شبم پیشم نموند
برو خدا تو شکر کن همین که اومده من سزارین بودم هیچکس کمکم نبود از روز اول خودم کارامو میکردم مادر هم نداشتم تا حالا یک ساعت هم بچه هامو نگه نداشته اگه گفته هم فدا سرت
منم دقیقا۲۰ردزمادرم پیشم موند وقت رفتنش عذا گرفته بودم ک چ کنم چ کنم
وقتی رفت اتفاقا افتادم رو برنامه و ب همه کارام رسیدم مرتب و قشنگ
هرچقدر سنگین خاب باشی باصدا گریه بچه بیدارمیشی نترس عزیزم
مادر شوهر من ی ساعت هر چند روزی میومد ریس بازی در میآورد تا سه ماه مامان طفلکم کنارم بود تا صبح بیدار بود آخرم گف باید مامانت انجام بده ماها ک نمیتونیم
هنوز واقعا درک میکرده ک یکماه کنارت بوده
من بشدت خوابم سنگین وحشتناک سنگین
ولی خیلی زود با صدای بچه بیدار میشم
عزیزم شکر کو یک ماه کمک کده بخدا م و در من دو هفته کمکم کد خانه اش رفت بیچاره چاره نداشت بابام تنها بود شکر کوم به دو هفته اش هم با دو تا بچه کوچک یک،رقم ایر کدم چهلم را
مادرشوهر من که اصلا نمیاد یه بارم نوشو بغل نکرده
من که کلا کمکی نداشتم حتی ۱ روز عزیزم جز شوهرم کسی نبود سعی کن عادت کنی
من ده شب مادرشوهرم بود اونم هچی یاد نداشت نداره همون بچه نمیتونه بگیر
مامانم هست خدایش کمکم مکنه یه شب اومد خانه مامانم
هر قدرم سخت بود نباید می گذاشتی از اول بیاد کمکت که بعد منت بگذاره مادر شوهر همیشه همین جوری هست تا آخر عمر داری منت این یک ماه می گذاره بچت هست فکر می کنی حس مادریت باعث می شه بیدار شی
بیدار میشی نترس ،شوهرت پیشت نیست ؟
ساعت بزار آلارم بزنه بیدار میشی ؟
بزار مادرشوهرت بره خودت نگه داری بهتره ،من خودم نگه داشتم سختی زیاد داره ولی دیگه منت کسی رو سرم نیست
شاید منظوری نداشته همینجوری گفته
مامانت نیس پیشت
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.