من میخوام از خانومای عزیز نظر بگیرم درمورد یه موضع مهم! که واقعا داره عذابم میده
من جاریم دو تا پسر داره پسر اولیش خیلی خیلی یعنی شدیدا حسوده ۱۳ سالشه، انقدر بدجنسه که ظهر دیدم برداشته پیازچه گذاشته دهن بنیامین 😭
کلا فکر و ذهن این بچه این شده که در اولین فرصت یه آسیب به بچم بزنه 😭 هرموقع ما جمع میشیم یه جایی سریع میا‌د به مامانش میگه بده بنیامین بغل من باشه ، خود مامانش سریع میاد بچه را ازم میگیره میبره تو اتاق باهاش بازی کنه! این پسرشم کلا حواسش به اینه که من نبینم بره بچه را اذیت کنه
یعنی این پسر بچه برام کابوس شده، هرموقع من برمیگردم اونورشکمشو محکم فشار میده انگشتای دست بنیامینو محکم میگیره باز میکنه مثلا جغجغه دستشه به زور دستشو فشار میده باز میکنه ازش میگیره
من صدبار بهش گفتم دستای بچه را نگیرید این دستشو دهنش میزنه اصلا انگار نه انگار
خود جاریمم که انگار بچه هاش از آسمون اومدن ولی بنیامین اسباب بازیه
من واقعا نمیتونم چیزی بگم میدونم که چیز بدی بهشون بگم بد میشه همه از دست من ناراحت میشن
شما بگید من چیکار کنم؟ مادرشوهرم دعوت میکنه حتما باید همگی بریم نمیتونیم اصلا نریم چون مادرشوهرم فوق العاده زن خوبیه و دوستش دارم

۲۶ پاسخ

عزیزم رک باش نده بچتو ناراحت بشه والا من ک تا الان بخاطر راحتی بچم خیلیا رو ناراحت کردم

مگه ببخشید پسرت ۱سالشه ک میدی دستش اصلا با احترام کامل بگو هنوز بدنش سفت نیست نمیتونم بدم بچه اس یهو از دستش میندازه اصلا نده بغلش

به مادرشوهرت یا شوهرت بگو

زیادحساس نباش دوسش دارن از حسودی نیس رفتی اونجاریلکس باش زیادی حواست ب بچه نباشه وقتی بچه گریه نمیکنه یعنی اذیت نشده همون ی شب رو دهن روجیگر بزار تحمل کن من دختر خواهرشوهرم نه سالشه بچه رو بغل میکنه میاره میبره

سلام میشه درخواست بدید داشته باشمتون و

الهی عزیزم🥲🥲

وا؟ واقعا وا! ‌من اکه بود جرررررر وااا جررررر
چرا هیچی نمیکی تو
بچته ! گناه داره د
هنشو سرویس کن

من اگر جای شما باشم محترمانه و دوستانه یا به جاریم پیام میدادم و خیلی خیلی محترمانه در وهله اول باهاش صحبت میکردم و از این در وارد میشدم که تو خودت هم در درجه اول یک زن و بعد یک مادر هستی و منو درک میکنی و حتی میگفتم ماه های اول هست و من ممکنه به خاطر هورمون هام و شرایط جدید زندگی حساس تر شده باشم که رعایت کنه
اگر نکرد دیگه از همسرم میخواستم که مداخله کنه
اگر اونم افاقه نکنه ارتباطمو کم میکنم بالاخره یه نفر ازم میپرسه چرا نمیای
چون شما در عین اینکه احترام بقیه رو باید حفظ کنی مادر هستی و وظیفت حفاظت از بچته و همچنین اقتدار مادرانه
من دخترم عادت داره یه جور خاص باید بغل بشه که همه جا رو ببینه هر جور غیر از اون باشه بچم جیغ میزنه و غر
یکی دو بار جور دیگه گرفتش گفت اینجوری هم باید عادت کنی
نق زد
بار سوم بلند شدم با لبخند و محترمانه گرفتمش گفتم شما خوب نمیگیریش به خاطر همین نق میزنه بدید ب خودم خودم میگردونم
باید حد و حریم هر کسی رو شما مشخص کنی البته ک کار سختیه ولی باید ورود کنی

چه ذات پلیدی داره همسن پسر منه
پسرم حتی دلش نمیاد مورچه رو له کنه میگه گناه داره

۱۳ ساله بچه نیست واقعا !!!!
منم بچه های خواهر شوهرم کوچیکن یکی ۷ سالشه یکی ۵ سال ، خیلی میان سمت مهراد ولی من واکنش نشون میدم ...
خونه مادرشوهرم که میریم حتی وقتی خواهرشوهرم میاد مهراد بغل کنه( بالاخره عمه شه و دوستش داره!) منم میشینم پیشش اصلا از کنارش پا نمیشم بعدم یکم که میگذره میگیرمش به بهونه عوض کردن و خوابوندن میبرمش توی اتاق ...
ولی درکت میکنم خیلی حس‌بدیه

اجازه نده بغلش کنه و نزدیکش بشه چی مهمتر از سلامت بچه؟ ناراحت بشن که بشن

عزیزم حتما بدون تعارف حرفت رو بزن که انقدر ناراحت نباشی و نگران و خود خوری کنی میخان هم ناراحت بشن بزار بشن بعدا عذاب وجدان از خودت نمی‌گیری که چرا بخاطر بچم تعارف کردم که نکنه یهو ناراحت بشن

ب مادرشوهرت بگو اگه باهاش خوبی
بگو خودش بهش بگه
یا اینکه بگو از رفتارش اذیت میشی احتمالا خودش میره انتقال میده
من بعضی چیزا رو میگم مادرشوهرم مثلا ب خواهراش ک خاله های شوهم هستن بگه
و اینکه اگه کسی مثلا دست بچه رو بوسید میرم دستمال خیس و خشک میگیرم دستای بچمو پاک میکنم ک متوجه بشن. دقیقا درکت میکنم یوقتا بعصی جمع ها و بعضی جو ها هستن که ادم نمیتونه چیزی بگه. چون صمیمی نیستن و اطرافیان پر از ادعا و انتظارن. ولی واقعا جاری رو دیگه در اون حد نبر. چون جایگاهی نداره.
باز مثلا چهار تا ادم سن بالا باشن روت نشه یه چیزی. ب جاری با خنده بگو. بگو من خیلی حساسم ب بچم کسی نزدیکش میشه ضربان قلبم میره بالا تورو خدا مراقب باش و... ببین عگس العملش چیه اگه باز آدم نشد ایندفعه جدی بگو

والا منم همین مشکل رو دارم و سعی میکنم کمتر با حاریم اینا باشم این که پسر گنده ایه بچه جاری من س سال ایناشه اصن بیخیاله یهو بچش میره سمت بچه من دست می‌زاره رو شکمش بچه منم کوچیک شوهرم میگ حساسی مادرشوهرمم هربار میگم مراقب باشیم مثلا این دستاش پاهاش کوچیکه فشار میاره یوقت چبزی میشه درسته اونم بچست دیگ عقل نداره ک ولی همش مادرشوهرم میگ هیچی نمیشه اسیر شدم منم

عزیزم من تو همه چی خیلی صبورم غیربچم ک خط قرمزمه من خودم اگه جای توباشم و اینقد بگم بچه رو نزن ببینم بازم میزنه یا جلوی مامانش کتکش میزنم یا شدید دعوا میکنم واسمم مهم نیس بعدش چی پیش میاد😣

حالا شما فکر کم همه اینکارایی که گفتی بچه جاریت با بچه میکنه برای من مادر شوهرم که زن عاقل و بالغ با بچم میکنه و من هیچی نمیتونم بگم انقدر که کابوس شده برام همش منتظره من نباشم یا دور از دید من باشه یدفعه میبینم بچمو لخت کرده که بوسش کنه دستاشو بوس میکنه دور دهنشو بوس میکنه فشارش میده گاز میگیره پاهاشو من واقعاااا نمیدونم چیکار کنم دیگه از دست این زن😣😣😣😣😣😣😣😣😣😣😣😣😣😣😣😣

وقتی گریه میکنه بچت توام اخماتو بکش توهم و نشون بده بهت برخورده

عزیزم پسر جاری من کوچیکه نزدیک دوسالشه بچس ولی خیلی دست بزن داره هر دفعه با مامانش میاد میگه بچه رو بزار بغلم و میزنه تو سرم دخترم منم ندادم یا طوری رفتار کردم که بفهمه خیلی حساسم به شوهرمم سپردم خودش برخورد کنه کلا باید یه تذکری بدی وگرنه فایده نداره بچه نادونه ولی بزرگا که فهم دارن

به درک که ناراحت میشه اگه یه بلایی سربچت بیاره خوبه اونوقت میتونی خودتوببخشی بچتوکردی اسباب بازی دستشون که ناراحت نشن تودیگه کی هستی دختراون جاری احمقت بچه های لنگ درازشوباارزش می‌کنه بعدتو🤦🤦🤦

عزیزم ببین
تو مادر بچتی
و باید بتونی از بچت در برابر انواع اسیب ها محافظت کنی.ن اینگه دعوا کنی.ولی باید بتونی ازش مواظبت کنی.دیگه این هنر توعه که چجوری این موضوع رو تو مهمونی ها مدیریت کنی.بهونه بیار هر بار
بنیامین وقت خوابشه
بنیامین باید شیر بخوره
و....

ب جاریت نمیتونی چیزی بگی
ب بچه هاش ک میتونی بترسونشون ک دیگ نزدیک خودت بچت نشن

به مادر شوهرت بگو بهش بگه

بزار ناراحت بشه بچه اونا مهم هست یا بچه خودت؟؟
تو یک مادری وباید از بچت محافظت کنی

وقتی سلامت بچه ات در خطره نرو به جهنم ناراحت بشن خدای نکرده چیزی بشه مقصر خودتی

به مادرشوهرت بگو این رفتارش اذیتم میکنه

با احترام کامل بگو بهشون حرفتو اصلاً هم زشت نیست یعنی بچت اذیت بشه ولی دیگران ناراحت نشن نمیشه ک

سوال های مرتبط

مامان تیام تپلی مامان تیام تپلی ۹ ماهگی
کمک کنین
بچها روز شنبه بچه من بغلمادرشوهرم بود بعد چونشو کرد تو دهان وفشار داد مادرشوهرش کلی ذوق وخنده چون بچه من این روزا همه چی دهانش میگیره من چیزی نگفتم شوهرمو چیزی نگفت چون بچه این کارو کرد وااونم ذوق که نگاه بچه این کارو میکنه امروز باز چونش آورد نزدیک بچه واین صحنه تکرار شد با ذوق به زن داداشش گفت نگاه چونمو دهنش می‌کنه فشار میده من گفتم صورتت کرم نداره؟گفت تازه وضو گرفتم شستم ولی صورتش کرم داشت من اینو گفتم یعنی بدون بچه حساسه.میدونه چقدر حساسم بوس بچم کنم پشتش میشورم یه بچه روپپوبچم بشینه پتو میشورم حتی بغل میکنم گردنم می‌کنه تو دهن سریع یه پوزیشن دیگه بغل میکنم بچمم خیلی حساسه زود اسهال میشه.رابطم باهاش خیلی خوبه موقع زایمانم خیلیزحمتم کشید خیلی زیاد هوام داره چیزی نگفتم ولی برگشتیم به شوهرم گفتم گفت قبول دارم ای کار غیربهداشتیه خودم تذکر میدم (شوهرم امروز نبود وندید فقط سری اول دید)بنظرتون چطوری برخورد کنم؟؟؟واینکه از بس بچه رو دوستدارن میریم خونشون بچه خوابه یه صدا کوچیک میده باهاش حرف میزنم که بیدار بشه باهاش بازی کنه بعد میگه خودش بیدار شده.خیلی برامن زحمت کشید خیلی زیاد درحدی که تو بیمارستان نوار زیرمو تمیز میکرد خیلی وقتا دعوتم می‌کنه که آشپزی نکنم خیلی خوبه ولی این کاراش اشتباهه نمی‌خوام ناراحت بشه ولی اینارو انجام نده
مامان فَندُقیا💙🩷 مامان فَندُقیا💙🩷 ۱ سالگی
خانما. درد دل؛
من یکی از زن داداشام واقعا اذیت کن و بی ادبه
دوتا بچه داره که حتی بهداشتموارد بهش گفته خوب رسیدگی نمیکنی بهشون از لحاظ غذا و خورد و خوراک که صفر ... دختر بزرگش ۶سالشه خیییلی لاغره . پسرشم به شدت لاغر شده ۳ سالشه
همش گوشی دستشونه . همییییییشه صدای داد و بیداد سر بچه هاش میاد خونه‌شون پایین خونه مانانمه ... تا ساعت یک ظهر خوابه . لباسای بچه هاش به شدددت کثیفن . چرک خالص و لکه . پسرش هنوز پوشک میپوشه. و اصلا تند تند پوشک عوض نمیکنه !!! حتی شده صبحونه به بچه ها پفک میده . یا ناهار بهشون نمیده . میان بالا میگن گشنمونه هیچی نخوردیم . بعد حالا این خانم با این تفاسیر . کلللللی ادعا داره و همه خانواده رو ریخته بهم . مثلا به من و اون‌یکی زن داداشم یعنی جاری خودش. میگه شماها به من حسادت میکنین😐😑 میگه بچه هاتون به بچه‌های من حسادت میکنن !!! دخترشو فوق العااااده فصول بار آورده فقط خبر میبره میاره . من و مامانم یا هرکی هرچچچییی که میگیم میبره به مامانش تند تند میگه . مثلا میگه برو ببین غذا چی دارن برو ببین چی میگن اینم میاد و کلا گزارش میبره ! همییییشه خدا خونه مامانم ک اون‌یکی داداشم پلاسن. تا میری خونه از خودت جلو تر تو خونن. یا مثلا من میرم خونه مامانم یا هرکی که وارد خونه میشه می‌دوون جلو در و میرن تو میگن فلانی و فلانی اومدن . یا فلانی داره میره. مثلا من میرم میرن میگن عمه اومده این دستشه اون دستشه . اونو خریده!!! واقعا هممون کفری شدیم.
مامان مهیار مامان مهیار ۹ ماهگی
خوشحالم امشب
من همیشه بخوام جواب یکیو بدم حتی ساده ترین چیز هم باشه گریم میگیره ولی امشب نه
امشب ما خونه مادر شوهرم دعوت بودم اونم شام قیمه گذاشته بود پر ادویه و تند بعد هی قایمکی به میکرد میزاشت دهن پسرم 😐😐😐😐
بعد من گفتم مامان نده خوب نیست براش بعد اونم گفت که پس چرا خودت میدی بهش خوبه من میدم بده
بعدشم اینم بگم که همه جمع بودیم منم آروم و با خنده گفتم که مامان جون من فرنی و پوره میدم تازه یه بار هم سوپ دادم ولی این ادویه داره
بعد هی پسر کنه پسر کنه راه انداخت و چند بار زیر لب طوری که خودم بشنوم گفت بچه کنه پسر کنه به تو ربطی ندارد من چی میدم بهش 😤😤😤😤
منم برای اولین بار گفتم پسر شما اونه هاش نشسته روبه روی شما پسر منم اینه اختیار همه چیش دست کنه نه شما شما چند سال بچه داری تو کردی کسی هم کاری به کارتون نداشته لطفا بزارین منم اونجوری که می‌دونم بچمو بزرگ کنم 😮‍💨☺️
اصلا انتظار نداشت جوابشو بدم کپ کرده بود شوهرم هم پشتم در اومد و گفت اینقدر تو زندگی من دخالت نکنین😍😂💃🏻
و من خوشحالترینم....
کولیک رفلاکس بچه شیرخواره شیرخشک کودک رفلاکس