من یه کیف گذاشتم مخصوص پسرم هرجا برم حتی شب نشینی داخلش زیر انداز و مایبیبی و یه دست لباس و جوراب و کلاه و تب سنج و دستمال مرطوب و فلاکس و شیر خشک میبرم چون بچه معلوم نمیکنه همیشه اینا همراهت باشه
من ک مامانم ده روز پیشم بود حتی شب آخر هم نموند رفت با این وجود ک خونه هامون نزدیک خودم یادمه ده روزگیش باید میبردم بهداشت بردمش برا واکسناش خودم میرفتم اما خدایش شوهرم واقعا کمکم کرد بخصوص برا پا شستن اینا ولی یروز وای 😀😀😀😀
آفرین مامان پارساا۔۔۔
آفرین درسااااااا
بلااخرہ یادمےگیرین۔ماھا ھم ک یہ کم بلدیم ھیشکےیادمون نداد۔تجربہ ے خودموووونہ
ممنووون کہ دارین تلاشتونو مےکنین ماماناے خوبے بااااشین دختراااااا
مررررسے ازتون۔شماھا خیلے قویین و از پسش بر میاایین❤️❤️❤️❤️
من تا دوماهگی خونه پدرم بودم میگفتم اگه بیام خونمون بچه هلاک میشه آخه من خوابم سنگین و از طرفی میگفتم از پسش برنمبام ولی رو کاغذ مینوشتم که هرروز لباسشو عوض کنم کرم بزنم گردنش لای انگشتاشو با گوش پاکن تمیز کنم قطره اد بدم بهش ناخوناش و بگیرم چون از وقتی زایمان کردم کم هواس شدم نوشته بودم هرروز از رو اون چک میکردم که قشنگ برسم به بچه منم مادرشوهرم پایین قهریم همش هم میگفت تو بلد نیستی بچه داری منم تصمیم گرفتم ۱۰۰بذارم براش که خداروشکر دوماهه خودم تنهایی تو شهر غریب دارم ازش مواظبت میکنم همسرمم رانندس آخر هفته ها فقط خونس
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.