۱۴ پاسخ

تولدش مبارک؛ داییت و زنداییت باید بچشونو کنترل میکردن 😒

تولدش مبارک عزیزم
من تولد وختر رارو ۴ نفره میگیرم بهتر خوش میگذره

مامانش برش نداشت ببرتش از جمع اتاق یا فضای دیگه سرگرمش کنه ک شما بتونین عکس و فیلماتونو بگیرین؟باید این کارو میکرد شما بتونین ب مراسمتون برسین

خانواده ای ک بچه کوچیک دارع رو نباید دعوت کرد

نمیدونم چرا همیشه برعکس پیش میره😢
تولدش مبارک فرفری خانم😍

وای چه بد اصلا اینجوری اعصاب ادم بهم میریزه

سال قبل چجوری گرفتی؟ الان بنظرت امسال چجوری میگرفتی بهتر بود؟

از نظر من تولد بچه باید خانوادگی باشع بعدشم ک بزرگ شد با دوستاش

تولدش مبارک باشه ماهم همبشه یه نفری میگیریم

عزیزم درخواست میدی

تولدش مبارک عزیزم . چه قدر نازه ماشالله

تولد شلوغ برای بچه زیر 4 سال خیلی اشتباهه.
مهم نیست اینم تجربه شد براتون.
انشاالله 120 سالگیش

تولدش مبارک باشه خوشکل خانوم،قبلش نمیشدعکس بگیری قبل اومدن مهمونا

مبارکش باشه من امسال سه نفری عمری باشه

سوال های مرتبط

مامان امیرعلی جانم♥️ مامان امیرعلی جانم♥️ ۲ سالگی
مامانا امشب که گذشت تولد بچم بود، یعنی خون به جیگرم کرد، کلی واسش تولدش تدارک دیدم ،بااینکه دستم خالی بود پنج میلیون واسش اسباب بازی مورد علاقشو گرفتم اما یک دقیقه اروم قرار نداشت این بچه، مدام جیغ میزد،لجبازی میکرد، بخدا کوفتم شد، نه گذاشت یه عکس درست حسابی ازش بگیرم، بردمش رو صندلی نشوندم که شمعشو فوت کنه، دستشو برد طرف کیکش یه مشته کیک برداشت مالید به سرو صورتو لباسش، بجای اینکه بهم خوش بگذره همش مراقب بودم خرابکاری نکنه، اخه تولد یکسالگیش هم همینکارا رو میکرد دلم خوش بود یکسال بزرگتر شده دیگه بهتر شده اینکارارو نمیکنه اما بااینکارش حالمو گرفت، حتی نتونستم یه کوچولو به خودم برسم ارایش کنم ، گفتم شاید ازشلوغی میترسه یا بدش میاد اما خب شوهرم هر روز میبرتش خونه مامانم ، یسره هم تو خونه نیس که بگم خب چون جایی نبردمش از شلوغی میترسه، والا نگرانم کرد ، نمیدونم شایدم به اقتضای سنش باشه اما خب فکرشو نمیکردم شب تولدش بخاد اینطوری کوفتم کنه، انگار اروم و قرار نداره همش باید راه بره شلوغ کاری کنه، پس کی این بچه خوب میشه هرسال که بزرگتر میشه بدتر میشه ،والا موندم دیگه چطوری باهاش رفتار کنم
مامان خرگوشی مامان خرگوشی ۲ سالگی
ادامه تایپ قبلی.....

نگم که چقدر تو اون دوران بارداریش چقدر بقیه زرج داد می‌رفت دکتر اگه دکتر دوتا دارو می‌نوشت اون چندتا هم بدون نسخه دکتر می‌گرفت. می‌گفتیم عزیزم نخور اینقدر زیادی هر چیزی حدی داره واسه خودت بچه مشکل درست میشه می‌گفت باشه ولی می‌دیدم داره کار خودش می‌کنه ما هم دیگه چیزی نمیگفتیم اصلا غذا سفره نمیخورد مامانم هرچی درست میکرد می‌آورد اصلا نمیخورد مامانم گریه میکرد می‌گفت بخور خاله جان هم خودت ضعیف شده هم بچه اونجوری وزن نمیگیره انگار نه انگار تا اینکه بچه نارس دنیا اومد و نارسایی داشت و سدیم بدنش تشکیل نمیشد شب تا صبح مامانم کنار گهوارش نشسته بود اون خواب بود تا مامانم صداش میزد پاشو بچه شیر بده بلند میشد و جیغ و داد میکرد و بچه باشدت از زمین بلند میکرد همه مون میترسیدیم که این چرا اینجوری می‌کنه دیگه مامانم زود زود صداش نمی‌زد خودش شیر خشک درست میکرد به بچه میداد اون همون جوری خواب بود. ما روستایی هستیم گوسفند داریم مامانم رفته بود بیرون به اونا برسه این همینجوری که خواب بوده بچه بیدار شده گریه کرده گریه کرده و از شدت گرسنگی قندش افتاده بود وقتی که بچه از هوش رفته بود بلند شده بود جیغ و داد که بچم تشنج کرده مامانم اینا سریع رسوندن بیمارستان سرم زدن بهش اینا یه دو روز بیمارستان بود بعد هم مرخص کردنش اینا با مامانم زندگی میکردن تا اینکه خونه خودشون تکمیل شد مامانم رفت وسایلاشون چید از زیر قرآن ردشون کرد رفتن توی خونه خودشون.......
مامان رز🌹 مامان رز🌹 ۲ سالگی
یه تولد جمع و جور،
صبحی که خودش با ذوق تولد تو جمع دوستاش بیدار شه،
و با هم بادکنک ها رو تزیین کنیم،
هربار هم بگه چه قشنگ شد🥰
بهش گفتم مهمون داریم برای تولدت، عمه ها و خاله و مامان جون و آقاجون و باباجون.
تا مادر جونش اومد دستشو گرفت برد تو اتاق
که بادکنک سبز دارم صورتی دارم
و هر کی اومد همین روال ادامه داشت.
گفت آهنگ برام بذار برقصم،
رقصید، با دختر خاله و پسر همسایه بازی کردن.
باباش با کیک مورد علاقه ش رسید، کیکی که تو گوشی من دیده بود و گفته بود میخوام. کیک دایناسوری.
عکس گرفتیم، براش تولد مبارک خوندیم.
این وسطا یکم خسته شد و موقع شمغ فوت کردن‌ گریه کرد.
اما وقتی پشت میزش ایستاد و همه براش تولد مبارک خوندن با ذوق نگاه کرد.
کادوهاشو باز کردیم، کلی ذوق بابت فیگورهای پپا داشت.
و باقی اسباب بازی و کادوهاش...
باز هم رقصید کیک تولد خورد و با مهموناش خداحافظی کرد.
این ذوق پشت کیک ایستادن، ذوق نگاه کردن به مهمونا، ذوق رقصیدن جلو بابابزرگا...
برای من قشنگ بود، خیلی قشنگ....