۱۸ پاسخ

از خدا میخوام بهت کلی توان ذهنی و جسمی بده که بتونی با عشق بچه‌تو بزرگ کنی... اصل راهو رفتی... از این به بعد میوفتی تو سرازیری....

قربونت برم عزیزمی

‌من مادرم پسرمو ۷ماهه باردار بودم فوت کرد همه کارامو مادر شوهرم کرد سر دخترمم مادر شوهرم مثل مادر هوامو داشت

هیچی خیلی کم تو بارداری ک ساز خودشو زد روزای اول زایمان مطلقااا هیچ کمکی نمیکرد همون غذا هم هر وقت دلش میخواست بهم میداد با اون حجم از درد و کم خونی
بعدش هم از خداش بود زودتر بره خونه خودش

مامان من نهایت هفته ای یکبار بریم خونشون نگهش داره

من مامانم خیلی کمکم میکرد بچه اولمو کلا مامانم داشت خدا خیرش بده الانم کمرشو عمل کرده نمیتونه کمکم کنه دومی خودم دارم بزگش میکنم،ولی مادرشوهرم نزدیک ماست بچه خواهرشوهرم وبرادرشوهرمو کلا هر روز داره،من یه چندبار خواستم بیرون برم بهش بدم یه جوری انگار بزور قبول کردی هی زنگ میزد میگفت بچه لج داره،اخرین بار دادم بهش کمر بچه مو با شال بست به تخت بچه انقدر گریه میکرد داشت میمرد یعنی،انقدر ناراحت شدم که کم مونده بود فقط گریه نکنم

💕💎آتلیه آنلاین دیلان 💕💎

🍒با کمترین هزینه🍏

🌈🌧ثبت لحظات خاص کودک و خانواده
عکاسی یلدایی، دندونی، بارداری، نوزادی و مجلسی.. خانوادگی.. ماهگرد.. تولد...
کیفیت بالا، قیمت مناسب، رزرو آسان آنلاین
📸 خاطراتتان را با ما جاودانه کنید!🌈💥

همراه نمونه کار🎊🍉

🤩🧜‍♀جهت ثبت سفارش به این شماره در پیام رسان روبیکا یا واتساپ پیام بدید🎂💍

09931400960

من فقط خودم ،اصلا توقعی ندارم و بخواد هم کمک کنه نمیزارم

منم گاهی دلم میگیره مامان من خیلی کار کرده ها ولی مثلا میاد یه مدت پیشم میمونه کارای خونه رو انجام میده تو بچه داری اصلا اصلا بچه رو بقل هم نمیکنه یا اینکه مثلا گزینه ی اینکه بزارم پیش مامانم ۵ دقیقه برم جایی رو هم ندارم فقط کارای خونه که خوب البته کم نیست دستش درد نکنه اما..

من خدایی جونم وصله به جون مادرم کلی تکیه گاهمه خدایی تنهای سخته

من تا دوماه خونه مامانم بودم همه کارای بچه رو انجام میداد من فقط شیر میدادم بعد دوماه ک یکم بچه بزرگ شد اومدم خونه خودم

مامان من از ماه پنجم حاملگی بخاطر سرکلاژ از خودم مراقبت کرد تا پنجاه روزگی پسرم خونش بودم و مراقبت کرد ازدوتاییمون

مامان من. میاد زیادم میاد ولی نیومدنش بهتره باوهزار منت و سنت تازههه میاد مگه چکار میکنه من بچمو میزارم پیشش میرم حموم پیش همه میگه من میرم کاراوش میکنم

نه مامانم کمکم می‌کنه نه مادر شوهرم 🥲🥲🥲

منم تنهایی بزرگ کردم حمام همه چیش تنها بودم بیخیال منت هیچکس رو نبر بالاخره بزرگ میشه حالا با هرسختی من دیگه توقع رو کم کردم هیچکس دلسوز و به فکر نیست خودت باید خودت رو جمع کنی

به من هیچکس کمک‌نمیکنه از شانسمم خواهرم دو ماه بعد از من باردار شد الان اونم یه نوزاد دو ماهه داره مامانمم که اصلا هیچ کمکی نمیکنه خودم تنهام،همسرمم که صبح میره شب میاد حالا یکی دوبار شیشه میده و آروغ میگیره همین

مامان منم بچه م تو شش ماهه یکبار اومده خونه م واسه زایمانم سه روز پیشم موند بااینکه شهر غریب و اولین بچه م بود

کسی نمیخادبرا رفع حاجتش عاقبت بخیری خودش یافرزندش براش قران. ختم. کنم
نیازدارم به کار بچه کوچیک دارم دوتا نمیتونم جایی کارکنم قران میخونم

سوال های مرتبط