۱۴ پاسخ

اره تا ۴ ماه بعد زایمان اینطوری بودیم

من کلا شوهرم برام مهم نیست
واسه همین زیاد بحثمون نمیشه
کلا تو ذهنم یه آدم معمولیه توقعی ازش ندارم
کاراهامم بمونه نهایت انجامش نمیدم
وقتی کسی بهم اهمیت نده دلیلی نداره حتی اعصابم و بخاطرش خورد کنم
فقط دیروز هرچی تو دلم بود به خواهرش گفتم اونم گفت دیوونه اس ولش کن😂
هرچی بچه ها بزرگتر بشن سختی هاشون بیشتر میشه
ولی تحملشون راحت تره چون عادت میکنی
فقط سعی کن شوهرت و نبینی انگار نیست و مجبوری خودت تنهایی کارهات و انجام بدی
قیافه هم گرفته اصلا به روی خودت نیار و الکی بخند بزار فک کنه خجسته ای
هر حرفی هم زد بخند
انگار داری به یه دیوونه آوانس میدی بیشتر حرص میخورن😂
من موقع ناراحتی حرفم و میزنم بعدش سکوت مطلق .
تا بلند بشه از خونه بره بیرون.
البته من مادرمم فوت شده اعصاب هیچی و ندارم وگرنه حالت معمولی مشکل خاصی ندارم چون برا خودم خیلی آدم بزرگیش نکردم که بهم سخت بگذره

عشقم طبیعیه منم هر ثانیه با شوهرم دعوا میکنیم الانم قهریم

عزيزم خب با بچه كوچيك تا اون موقع مهمونى نمون من خودم هرجا برم ١١،١٢ خودمو ميرسونم خونه چون هم بچم بد خواب ميشه هم خودم استراحت كنم

نه خدارو شکر شوهر من خیلی کمک حالمه از اول بارداری تا الان‌ آشپزی میکنه خونه رو تمیز میکنه بچه ها رو نگه میداره خدایی شوهرم اگه نبود من کم میاوردم یه وقتایی وقت نمیکنم غذا درست کنم بهش زنگ میزنم میگم ناهار نداریم میگه عیب نداره بمون من میام یه چیزی درست میکنم خدا پدر و مادرشو. بیامرزه بچه خوبی تربیت کردن 😄

دقیقا منم همینم وواقعا سرچیزای الکی هم دعوامون میشه کمک نکردنم که فکرکنم خیلی عادیه بین مردا

ول کن اصلا اهمییت نده

ماهم تقریبا تا ۲ ۳ماه پیش اینجوری بودیم داره بهتر میشه

بزار تو قیافه باشه ما برای بچه بزرگ کردن از هیکل واعصاب وراحتی وهمه چیزمون میگذریم یکمم مردا مایه بزارن چی میشه اهمیت نده

‌اره خیلی دعوا داریم کی تموم بشه خدا میدونه

زمانی که بچه میاد وسط این اختلافات معمولاً بین زن و شوهر پیش میاد ، ی زمان که هر دوتاتون آروم بودین با حال مناسب باهم حرف بزنین حلش کنید

آره بابا.شوهر من که کمک می‌کنه.باز هم سر این چیزا یاهم بحث داریم

بزار هرجا مبخواد بره

شوهر منم اینه. من دیگه کاریش ندارم

سوال های مرتبط

مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۷ ماهگی
بیاید بنویسیم از صبح چی کار کردیم
۵ و نیم صبح بیدار شدم روتین پوستی صبح رو انجام دادم یک لیوان بزرگ آب خوردم به رز تو خواب شیر دادم و رفتم صبحانه رز و همسرم و قهوه اش رو آماده کردم همسرم ۶ و نیم صبحانه اش و قهوه اش رو برداشت و رفت رز ۷ بیدار شد پوشک و لباس اش رو عوض کردم گذاشتمش پیش اسباب بازی هاش اطاق خواب رو مرتب کردم و هفت و نیم صبحانه خورد تو آشپزخونه با کف گیر ملاقه سرگرم شد در حدی که آشپزخونه رو بعد صبحانه مرتب کردم و خودم صبحانه خوردم ۸ تا ۸ و نیم باهاش بازی کردم ۸ و نیم خوابش گرفت چون دیشب اصلا خوب نخوابیدم بود خوابید و من نهار درست کردم تا ۹ و ربع ( زرشک پلو با مرغ البته مرغ رو شب قبل مزه دار کرده بودم) رز هم دیشب نهارش رو آماده کرده بودم رز که بیدار شد ۹ و ربع یکم شیر دادم آماده اش کردم ده رفتم پیاده روی چون بارون میومد و هوا عالی بود تا ۱۱ بعد با دوستم قرار داشتم قهوه خوردم و تا ۱۲ اومدم خونه رز خوابید منم یکم خونه مرتب کردم تا یک که رز بیدار شد و مشغول اون شدم تا سه که همسرم اومد رز رو سپردم بهش میز نهار و آماده کردم نهار خوردیم و با رز از یک ربع چهار تا یک ربع به ۵ خوابیدیم 😋 بعد بیدار شدن بهش غذا دادم همسرم باهاش بازی کرد و من از ۵ و نیم تا شش و نیم رفتم جلسه کاری آن لاین بعدش درگیر رز شدم تا ۸ که خوابید ۸ رفتم سراغ درست کردن نهار فردای خودمون و رز تا ۹ شب بعدم اومدم روتین پوستی ام رو کردم مکمل هام رو خوردم و الان پیش شما هستم و یه چندتا ایمیل کاری دارم و لالا ....
صبح طبق روزهای فرد میرم باشگاه ۶ تا ۷ و تیم زود باید بیام خونه رز رو از همسرم تحویل بگیرم که بره سرکار پس زیاد بیدار نمیمونم
امروز به این فکر کردم بقیه مامان ها چی کار میکنن روز اونا جه شکلیه؟؟؟؟