۸ پاسخ

احتمالا نوارت خوب نبوده وگرنه منم همون جا زایمان کردم بعد بیست ساعت درد شدید زایمان 1سانت باز شده بودم آنقدر التماس کردم ببرن سزارین گفتن بمیری هم باید طبیعی زایمان کنی آخر بچه جیش کرد بردنم سزارین

مامان علیسام چقدر هزینه زایمانتون شد ؟؟

منم بیمارستان خوبی بود شکر من رفت همه پرستار خوب بودن حوام داشتن

شاید واقعا ضربان ش اومده بوده پایین

سوند درد داشت؟
بی حسی کمر درد داشت؟

خب بعد ناراحت نشدی؟

وای من ی شب رفتم آن اس تی ی خانمی قبل من بود فشار بالا 39 هفته. فرستادن طبیعی بند خدا آنقدر بهش غر زدن تو سه ساعت بچش ب دنیا اومد البته نشتی هم داشت

صد درصد🤣🤣

سوال های مرتبط

مامان آوین💞 مامان آوین💞 ۵ ماهگی
تجربه من از زایمان
من قبل اینکه زایمان کنم خیلی دوس داشتم طبیعی زایمان کنم سونو ۳۲ هفته رفتم گفت بچه سفالیکه دیگه سونو نرفتم مامای خصوصی گرفتم بهم ورزش داد و گفت پیاده روی کنم و اینکه دیگه لازم نیست برم پیش دکتر خودش منو معاینه کرد یه بار گفت لگنت خوبه بار دوم گفت بد نیس که کاش میرفتم دکتر هم معاینه می‌کرد سونو هم کاش ۳۷ هفته میرفتم من ورزش ها رو بعضی روزا انجام می‌دادم دیگه وقتی همه کارام رو انجام دادم روز بعد با ورزش و پله نوردی کیسه آبم باز شد رفتم زایشگاه اونجا معاینه کردن گفتن ۱ سانت بازه که مامای خودم آخرین بار گفته بود ۳ سانت بازه زنگ زدم بهش گفتم اونم با پرستارا صحبت کرد قرار شد ۴سانت که باز شد بیاد خلاصه منو بردن لیبر یه ماما اومد منو معاینه کرد هنوز درد نداشتم گفت اگه تا ساعت۱۲ دردات شروع نشن آمپول فشار میزنن دیگه ورزش بهم داد انجام دادم ساعت ۱۰ یا ۱۱ بود آمپول فشار زدن ساعت ۱۲ بود معاینه کردن ۴ سانت باز شده بودم زنگ زدن ماما اومد منم چون آمپول فشار زده بودن دردام شروع شده بود خیلی شدید بودن جوری که نم میتونستم بشینم نه ورزش کنم خلاصه ماما اومد معاینه کرد که من تازه اونجا فهمیدم معاینه چیه😑با هر سختی بود معاینه شدم چند بار ورزش هم خیلی سخت بود انجام دادنش که اونجا پشیمون شدم از انتخاب طبیعی کاش رفته بودم سزارین خیلی بهم گفته بودن نرو طبیعی پشیمون میشی گوش نکردم خلاصه بعد کلی درد کشیدن و معاینه شدن فول شدم که آخر معاینه کردن من چون بچه بجای سرش صورتش تو کانال بود دکتر کشیک اومد منو اورژانسی سزارین کرد اینطور من هم درد طبیعی کشیدم هم سزارین شدم ولی اگه برمیگشتم عقب اصلا زیر بار زایمان طبیعی نمی‌رفتم خیلی سخته
مامان کایان 🩵🚙 مامان کایان 🩵🚙 ۹ ماهگی
تجربه زایمان(سزارین)پارت اول
من از ۳۴هفتگی انقباض های شدید داشتم و دهانه رحمم باز شده بود و دو بار بستری شدم تا ۳۵هفته بعدش (چون از زایمان طبیعی وحشت داشتم و چیزای خوبی نشنیدم )گفتم زودی برم و از دکترم نامه رو بگیرم دکتر من (افسانه جواهری پور میتونم بگم فرشته نجاتم از اول بارداری) رفتم پیشش و چون بیمارستانی که دکترم بود بستری شدم از حالم خبر داشت سونو وزنمو دید گفت طبیعی میخوای یا سزارین که سریع گفتم سزارین و نامه رو نوشت داد واسه ۳۷هفته و ۶روز که میشد ۳۱اردیبهشت به من گفته بود کلا استراحت مطلق باشم و فقط دستشویی برم و هر روز ۱۰دیقه میتونم راه برم ۳۶هفته و ۶روز بودم که تولد دعوت شدیم و من رفتم 😂اونجا خیلی نشستم سرپا بودم فرداش که شد پنجشنبه من دیدم دردام از خیلی بیشتر از قبله و میگیره ول می‌کنه به شوهرم گفتم سریع رفتیم بیمارستان (شمس)اونجا گفتم انقباض و درد زیر شکم و کمر دارم و آن اس تی گرفتن دیدن بله ولی معاینه کرد همون یک سانت بودم از اول ۳۴یک سانت باز بودم
مامان نی نی مامان نی نی ۲ ماهگی
سلام مامانا. الان اومدم تجربه زایمانمو بنویسم. سزارین بودم بچه اول. من اولش نمیخواستم سزارین بشم و تلاش میکردم طبیعی بیارم. تا 39 هفته که تحمل کردم و ورزش و پیادت روی و… دیدم نه اصلا نه دیدی دارم نه علائمی از زایمان… از ۳۷ هفته و ۵ روز هم معاینه میشدم و همش ۱/۵ سانت بودم تا ۳۹ هفته با ورزش و…! اخر صبرم تموم شد خسته شدم ، سرما هم خورده بودم ، رفتم دکتر گفتم دیگه صبرم تموم شده ، اگر میشه سزارین شم … دکتر معاینه کرد گفت عجیبه بچت هنوز نیومده داخل کانال زایمان و هنوزم ۱/۵ فینگری! گفت بازم میتونی یه هفته صبر کنی. گفتم نه نمیخوام دیگه تحمل ندارم و دکتر برای سه شنبه ۴ اذر نوبت سزارین داد و من سزارین شدم و با همه ی دردا و مشکلاتش خداروشکر میکنم منتظر نموندم. چون همین که دکتر رحم رو باز کرد گفت اوه و به سختی بچه رو اورد پایین و در اورد… چرا؟ چون بند ناف یه دور دور گردنش بوده و دومین دور هم در حال پیچیده شدن! و اصلا بچه نتونسته بیاد پایین و ممکن بوده اگر فقط یه روز دیگه منتظر بمونم بچه خفه شه! خداروشکر واقعا و اگر دردم هم میگرفت با اون وضع نمیتونست طبیعی بیاد و سزارین اورژانسی میشدم.
مامان شاهان👑❤ مامان شاهان👑❤ ۷ ماهگی
تجربه زایمان سزارین پارت دو✨😌
دهانه رحمم به سه سانت ک رسید کیسه ابمو پاره کردن آمپول اسپاینال زدن بهم دردامو خیلی کمتر حس میکردم ساعت دوازده شب بود دکترم اومد بالا سرم من نفس تنگی گرفته بودم ضربان قلبمم خیلی رفته بود بالا به ماما گفتم من نمیتونم طبیعی زایمان کنم تروخدا سزارین کنید منو گفت باید طبیعی زاینان کنی همه میگن نمیتونم ولی زایمان میکنن بهم اکسژن وصل کرد چون ضربان قلبم بالا بود نفس تنگی هم داشتم ساعت یک دکتر اومد بالا سرم گفت این که ضربان قلب جفتشون داره نویز میندازه خطرناکه باید عمل بشه ولی ماما هی میگفت من احیاش میکنم چیزی نیس داره خوب میشه ضربان قلب جفتشون اخه ضربان قلب نی نی هم اومده بود پایین نمیدونم چرا مامای بالاسرم گیر داده بود من حتما طبیعی زایمان کنم دکتر از اتاق رفت بیرون با دوتا دکتر دیکه اومد اونا هم گفتن باید عمل بشه منو اماده کردن رفتم اتاق عمل چون من اسپاینال زده بودم اصلا آمپول بی حسی ک تو اتاق عمل زدن رو متوجه نشدم ساعت دو صبح نی نی منم بدنیا اومد