۱۸ پاسخ

مبارکه عزیزم قدمش پرازخیربرکت زیرسایه پدرمادرش بزرگ بشه🌹🌹🌹🌹🌹

ای خدااا مبارکههه ،قدمش خیر باشههه جوجهههه

مبارکه خوش قدم باش ایشالا

ای ننه جوجه رنگی خوش اومدی قدمش مبارک باشه عزیزم😍

چجوری بود ب منم میگی اپیدورال گرفتی
من از۳۵هفتع تا الان هنوز ی. فینگری موندم فک نکنم دیگ تعقیری کنم

مبارکه عزیزم خوش قدم باشه❤️❤️

مبارک باشه عزیزم🫂❤

منم دعا کن

خداروشکر مبارکه 😍😍 قدمش با خیر وبرکت باشه

بسلامتی عزیزم
قدمس مبارکه

ای جااانم قدمت مبارک قند عسل ماشاءالله🧿🩵💙

چیکارا کردین زایمانتون راحت بود؟کلاس یا ورزشایی که رفتین چی بود

عزیزم مبارک باشه

زایمان طعبیی داشتی منم زایمان طعبیی دارم خیییلی میترسم

ای جونم مبارکه یه عروسک دیگه مث رستا😍😍😍

بسلامتی
من از ۱۲ شب درد داشتم گفتم بمونم خونه درد بکشم ب موقع برم ساعت ۶ صبح رفتم تا کارام انجام شد ساعت شد ۷ بعد ساعت ۱۱ و نیم زایمان کردم تا نزدیک یک هم بخیه هام طول کشید 🫤😵‍💫

بسیار مبارک باشه انشاالله همیشه سلامت باشه.
خداکنه منم زایمان راحتی داشته باشم

ای جانم عزیزم خداروشکر چشمتون روشن برای منم دعا کن ❤️❤️

مبارکه قدمش خیر

سوال های مرتبط

مامان رستاوفرهان
🧸 مامان رستاوفرهان 🧸 ۷ ماهگی
((تجربه زایمان طبیعی ))
چهل هفتم کامل بود رفتم بیمارستان معاینه شدم گفت دوسانتی بستری شو و ترشح زیادی هم داشتم تا لباس هامو عوض کردم رفتم داخل اتاقم اومدن دوباره معاینه کردن گفت سه سانتی خوب داری وپیش میری و کیسه اب رو زدن دکتر گفت یه ان اس تی ازت میگیرم بعد بیا پایین از تخت تا ورزش کنی ساعت شیش و نیم بود سرم رو بهم وصل کرد یه آمپول هم زد توش و من شروع کردم به ورزش بازم یکم دردم شروع شدبرام توپ آوردن گفتم روی اینم ورزش کن خلاصه دردای خفیفی داشتم اومدن معاینه کرد گفتن چهار سانتی گفتن دردات شدیده گفتم نه هی یه چیزایی میریختن توی سرمم بهم گفتن برو روی تخت حالت سجده برو خیلی بهت کمک میکنه یک ساعت و نیم گذشت معاینه کردن هفت سانت بودم از تخت اومدم پایین احساس فشار داشتم توی معقدم و یکم درد داشتم ناخودآگاه زور زدم و سر بچه اومد پایین و دکتر رو صدا کردم وقتی دیدن سربچه رو با عجله اومدن بالاسرم برش زدن و با سه تا زور پسرم بدنیا اومد کلا دوساعت طول کشید زایمانم
فکر کنم چون با زایمان قبلیم فاصله کمی بود ۱۷ماه پیش بود زایمانم آسون بود سره دخترم ولی اذیت شدم پنج ساعت درد کشیدم ولی بعدش خونریزی کردم و معاینه ها و ماساژ ها اذیتم کرد
مامان جوجه😘 مامان جوجه😘 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان طبیعی
پارت 1
روز 16شهریوررصبح ساعت 6صبح از شدت درد بیدار شدم خلاصه درد داشتم راه رفتم تو خونه قرار بود عصر فیلم بردار بیادخونه خروج ازم فیلم بگیره ک بعد زایمان بیاد بیمارستان
خلاصه من تحمل کردم تا ساعت 3بعدازظهر درد هام هم میزد ب کمرم فیلم بردار اومد و رفت دیگ تحملم تموم شد
زدم ب گریه دیگ آماده شدیم رفتیم بیمارستان معاینه کرد گفت 3سانتی گفت برو دو ساعت دیگ بیا معاینه کنم
دیگ خلاصه من پله پایین بالا رفتم لبه جوب راه رفتم راه رفتم
خلاصه دردم هم می‌گرفت میزد ب کمرم
بعد معاینه کرد بستری شدم ساعت 10شب معاینه کرد ساعت 11بستری شدم
رفتم تو زایشگاه بهم نوار قلب وصل کردن خلاصه بعد نیم ساعت دکتر بیهوشی اومد اپیدورال زد بهم ماما همراه گرفته بودم خلاصه اومد شروع کردیم یکم ورزش کردن
ولی اصلا آمپول اپیدورال درد نداشت و درد هم نداشتم چرا داشتم ولی زود دردم تموم میشد مثل درد کاذب بود 4سانت بهم آمپول اپیدروال زدن دیگ ورزش میکردم معاینه کردن خوب پیش رفت کرده بودم موقع معاینه هم بی حس بودم شل می‌گرفتم قشنگ معاینم میکرد و باعث تحریک میشد از نظر خودم خلاصه کیسه ابم خراش دادن
دیگ ورزش کردم دوباره معاینه شدم گفتن بیاین ببرین رو تخت زایمان دکترم هم زنگ زدن اومد خلاصه ساعت 4رفتم رو تخت زایمان و 4و 45دقیقه زایمان کرده بودم خیلی زایمان خوبی داشتم
از بیمارستان و ماما و دکترم هم خیلیییی راضی بودم
حتما حتما زایمان طبیعی داشتین از آمپول بی حسی اپیدورال بزنین
انشاالله شماهم زایمان راحتی داشته باشین