۶ پاسخ

هم قدش شو‌، باهاش همدلی کن : خیلییی دلت میخواد مگه نه ؟ اره وافعا خاک بازی خیلی باحاله اما چون یکم سرده الان نمیشه بریم اما به جاش میتونیم فلان کارو بکنیم . قطعا که زود ساکت نمیشه اما اگه همیشه این برخورد رو کنی در برابر چیزایی که نباید انجام بده کم کم یاد میگیره با گریه نمیشه به خواسته ش برسه . و حتما در تایم مناسب ببرش خاک بازی . یا یه باری شبیه خاک بازی الان درست کن مثلا بگو بیا بیسکوییت پودر کنیم شبیه خاک بازی میشه

هیچی سکوت و بی توجهی

برامنم اینکارارو میکنه برای سنشونه .من خیلی وقتا چندبار اروم میگم و حواسشو سعی میکنم پرت کنم ببینم ادامه میده دیگه توجه نمیکنم .یه وقتاییم طبیعیه قاطی کنم

تو جه نکن بهش ساکت میشه😑

ادامه میده تا ساکت میشه

هیچی محل نمیدم که سکوت کنه

سوال های مرتبط

مامان اقاایمان👶 مامان اقاایمان👶 ۲ سالگی
سلام خانما خواهشا راهنمایی کنین دیگه من رد دادم🤦🏻‍♀️
الان حدود دوهفته هست پسرم همش بهونه های الکی میگیره مثلا صبح بلند میشه گاهی اوقات با گریه هر چی میگم چی میخای فقط گریه بغلش کنم نازش کنم باهاش حرف بزنم بدتر میکنه جیع و گریه اش رو..باباش بنده خدا ۳ از سرکار میاد ناهار ک اولش نمیزاره بیارم با هزار ناز و ادا سفره رو پهن میکنم بعد گریه میکنه ک نخورین بابا نخوره مامان هم نخوره باید یواشکی شوهرم بخوره بره باز سرگرمش کنه که من بخورم🤦🏻‍♀️ یا خودش میگه بریم بیرون حاضر میشیم بریم میگه من نمیام ..حالا الانا دیگه مخم نمی‌کشه ب شوهرم میگم نمیاد ولش کن بیا ما بریم درو می‌بندیم میریم میگه منم میام خلاصه میبرمش اومدنی باز داستان داریم از خونه طرف باشیم نمیاد همین داستانا رو داریم تو ماشین هم بریم دور بزنیم بعد که میرسیم خونه میگه نمیام از ماشین نمیاد پایین من که حوصلم‌نمیکشه میرم خونه...باز شوهرم درماشینو میبنده خودش میره پشت ماشین که فک کنه کسی نیست بعد پسرم صدا میزنه بابا بابا ...که بیاد پایین....الانم بالشت و پتو وسط خونه میگه جمع نکن میگم باشه صبحونه آوردم بخورم از ساعت ۱۰ میگه تو نخور گفتم باشه حالا میخام جمع کنم گریه میکنه جمع نکن🤦🏻‍♀️بخدا دیگه صبرم تموم شده اصلا این بچه با اسباب بازی هاش بازی نمیکنه فقط دنبال منه🤦🏻‍♀️ دیروز اینقد دعواش کردم و حتی زدمش 😔 روانشناس اینستا دیدم میگه با یه جیز سرشو گرم کنین بخدا سرشو گرم میکنم یه لحظه برمیگرده باز یادش میاد گریه و جیغ که چرا مثلا فلان کارو کردی🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️دیگه رد دادم ...چکار کنم بجه های شماهم همینن یا نه ؟
مامان shahan مامان shahan ۲ سالگی
من یک ماه پسرمو از پوشک گرفتمش پدرمو درآورده میگه جیش دارم میگم بریم میگه نمیخوام دوباره میگه جیش دارم میگه اگه جیش اومد برو دستشویی منم میام میگه ندارم میگه داره پی پی میاد میگم بریم میگه نه نمیاد نمیخوام نریم اینقدر خودشو نگه میداره که شورتش پی پی مالی میشه ولی نمی‌ذاره بیاد بیرون لجبازی می‌کنه میگه بریم پی پی اومد بعد میگه نمیخوام نمیاد برا جیش گریه می‌کنه و میاد ولی بعد که میاد تو دستشویی جیش کرد خوشحال و شاد میگه دیدی جیش داشتم راحت شدم ولی نمیخوام و می‌خنده و آب بازی می‌کنه و زوری باید بیاریش بیرون ولی برا پی پی اصلا نمیشینه در حد ۳۰ثانیه همین که داره میاد بیرون میگه خو بریم تموم شد و پا میشه می‌ره بیرون دیگه مغزم نمی‌کشه
کتاب بردم تو دستشویی ‌اسباب بازی بردم .برچسب براش میزنم .میگم تا ده بشماریم نیومد میریم میگه یه دو تموم شد بریم بیرون بعد پا میشه تو دستشویی بازی می‌کنه فقط میخواد شیطونی کنه و لجبازی منم دیگه کم آوردم راهکار ندارین؟کمکم کنین
مامان عزیزکم💙 مامان عزیزکم💙 ۲ سالگی
لطفا اگه چنین تجربه ای دارید کمکم کنید والا کلافم اعصابم خرابه....
ما با داداشم اینا تو یه منطقه ایم ساختمونمون تو یه کوچس سر کوچه هم فضای سبز و سوپری اینا هست برادرم دو تا دختر داره دیگه هوا ها خوب شده یا با دوستاشون تو کوچه یا تو پارک... پسرم حوصلش سر میره میگه بریم سر سره بازی یا گاهی میریم فروشگاه خرید داریم یا اصلا میخواییم بریم بیرون بچه های برادرم میبینه مثلا نیم ساعت اینا کنارشون وایمیستیم میگم بریم دیگه یا اونا میخان برن شروع میکنه به زر زدن گریه و جیغ اعصابم خراب میشه هر بار هربار گریه میکنه ممکنه تو روز ۳ دفه ببینه اونا رو زر میزنه هر بار یک ساعت یا حتی از پنجره هم میبینه گریه میکنه میگه بریم پیششون میریم پیششون خب اونام بچن با دوستای خودشون مشغولن ده دقه با پسرم وقت میگذرونن بعد میرن با دوستای خودشون بازی میکنن بدو بدو میکنن بچه من حرص میخوره جیغ میکشه پاشو میکوبه زمین میگه نرن🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️والا کلافم نمیشه از خونه اصلا بیرون نبرمش که بچه تو خونه کلافه میشه پنجره باز میکنم صداشون میاد
ینی فقط پشت سر اونا گریه میکنه والا رد دادم🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️
اونام گاهی خسته میشن بهش محل نمیزارن این جیغ میکشه دندوناشو رو هم فشار میده دستاشو مشت میکنه میزنه تو صورت....چیکار کنم چطوری از سرش بندازم اونا رو
فکرم اینا فقط خونمو بفروشم از این منطقه برم دیگه جلو چشمم نباشن حس میکنم اثرات منفی دارن رو بچم میزارن انگار دارن عصبیش میکنن اگه تجربه ای دارید بگید