۸ پاسخ

یه زمانی مخصوص خودتون و پسرتون بزارین بدون بچه
بخصوص شبا موقع خواب براش کتاب مورد علاقه شو بخونین از کارای توی طول روز صحبت کنین از احساسی که داره
حتما یک ساعت در روز براش وقت بزارین که دوتایی تنها باشین و وقت بگذرونین

چیزایی که دوست داره شبا بذار زیر بالشش حتی خوراکی های کوچولو ولی همیشگیش نکن عادت بشه خودت مدیریت من بگو داداشی برای تشکر از اینکه مثلاً پوشکشو آوردی یا...شیشه اشو آوردی ، گفته برات خریدم یا بگو فرشته مهربون برات خریده 👶بچه ها خیلی روحیه لطیفی دارند با کنی تخیل هم بدون نمیاد اینکار رو

باها حرف بزن بیشتر به اون محبتتو ابراز کن ازش کمک بگیر به رسیدگی به داداشش بهت کمک کنه یا برای هرزگاهی بزارش بغلش بزار بگیرتش بزار یکم کنارش باشه اینجوری کم کم بهش عادت میکنه اون ذهنیتش از برادر یه همبازی و یه بچه بزرگ حالا یه نوزاد جیغ جیغو میبینه که همش خوابه وقتیم بیداره درحال گریه کردن یکم ذهنیتش بهم ریخته😂

باید سعی کنی بیشتر براششوقت بزاری
بهترن راه زمانی که میخوای به نوزاد رسدگ کن ازش کمک بخوای

طاها هم با دوقلوها حسادت میکنه پدرم در اورده

چون فاصله اشون زیاده زمان میبره که کنار بیاد سعی کن تو کارای بچه ازش کمک بخوای یکم که بزرگتر بشه و بخنده اون وقته که اروم تر میشه اما ده سال خیلی قشنگ میتونه درکت کنه باهاش حرف بزن و بهش بگو که این بچه نیاز به رسیدگی زیادی داره و برای همین وقت نمیکنم بیشتر باهات باشم اما قول میدم یکم که بزرگتر شد همه چی مثل قبل بشه

سعی کن بهش خیلی توجع کنی

دختر منم هم سن پسر شماس منم با اصرار دخترم آوردم اوایل خیلی حسادت میکرد سعی میکنم بعضی شبا میرم پیشش میخابم با هم تعریف میکنیم بغل و بوسش میکنم خیلی بهتر شده

سوال های مرتبط