۱ پاسخ

چقدر بد اما چرا ب خودتت ظلم‌میکنی قشنگ‌غذاتو بخور نماز یخون بخوت برس طرف بسوزهه

سوال های مرتبط

مامان مسیحا مامان مسیحا ۳ سالگی
پوشک
فرزندپروری
پسر من خونه خودمون خیلی پسر خوبیه و با ادب و حرف گوش کنه
امروز رفتم خونه همسایه امون که خیاطه کار داشتم.
میخواستم بیایم خونمون پسرم نمیومد میگف نریم همسایه مون گف خب تو بشین میگفت نه مامان تو هم نرو خونه نریم.
من پاشدم بیام خونه کار داشتم غذا و فلان.پاشد گفت بیشعور میگم نریم و با گوشی منو میزد.
همسایه مون گف بسکه بچه رو تو خونه نگه داشتی دلش نمیخواد بیاد.
شما بگین کارم اشتباهه؟اخه الان با هوای سرد کجا بریم؟
خونه همسایه هم ٣تا بچه داره همیشه یکیشون مریضه نمیبرم که مریض نشه یه وقت اذیتشه.
بیرون تو شهر یا خانه بازیم که پر بچه اس و اونجام یکی دوتا مریض هست و سرده خدایی نمیشه رف.
خونه عمه اش هم که با بچه اون دعوا میکنن و دست به همه چی که میزنه عمه اش هی میگه بکن نکن و فلان خوشم نمیاد برم که هی حرص بخورم.
خونه مامانمم که ۵روز موندم بخاطر پسرم و اومدم اونجام ابجی کوچیکم خیلی شیطونه هی باهم میرفتن بیرون از خونه بیرونم افتضاح سرد.ولی خدایی هوا که خوب میشه و دیگه سرد نیس عصرا کلا تو کوچه میبرم با بچه ها بازی کنه و سرگرمه خانه بازی میبرم شهر میرم خونه خواهرم میرم که حوصلش سر نره.
حالا اینکه هوا سرده و خونه بعضیام که نمیشه رف بخاطر خودش کارم بده؟اینکه حواسم هست مریض نشه.؟یجوری حرف میزنن انگار زندونی کردم بچرو.از لحاظ اینکه خونه خوبه بیرون اینجوری رفتار میکنه باهام چیکار کنم؟
مامان هدیه😍❤️ مامان هدیه😍❤️ ۳ سالگی
اومدم یکم دردل کنم یکم غر بزنم آروم بشم😖😖
امروز تولد دخترمه❤️ خدارو شکر که اومد به زندگیم
من قصد داشتم خونه رو یکم تزئین کنم با بادکنک و یکم وسایل گرفته بودم از سه روز پیش هم رفتم کیک و انتخاب کردم باورتون نمیشه چهار صبح بیدار شدم رفتم اتاق رو بادکنک زدم و همه چی رو چیدم و قشنگ کردم ظرف شستم بشقاب و چاقو آماده کردم بعدش شوهرمو بیدار کردم بره سرکار گفت دندونم درد می‌کنه نمیتونم سرمو خم کنم صورتش باد کرده.. دوباره خوابید منم رفتم مغازه یکم دیگه وسیله لازم داشتم گرفتم ولی شانس من این شوهر امروز از تو خونه تکون نخورد انقد هم غرررر میزنه سر بچه داد میزنه نمی‌ذاره کاری انجام بدم همش به بچم میگه برووو اونطرففف خب یکی نیست بگه احمق..‌ اون بچه از اینکه تو خونه ای خوشحاله... هنوز نتونستم یک جشن بگیرم کیک مونده تو قنادی در اتاق هم قفله که دخترم نره بریزه بهم مثلا خواستم بگم مامانمو و خواهرم بیان که دخترم خوشحال بشه... آخه مردددد تو باید امروز دندون درد بگیری😡😡😡