۱۴ پاسخ

میگم پریسا جون تو گفتگو یه پیام بهت دادم بی‌زحمت جواب بده

دختر من ک بعد شیر شب ب روی پا خوابیدن عادت کرده بود تابش رو ک تو این خونه درست کردم تو تاب الان یا تاب یا روی پا من حاضرم تو تاب بخوابه ولی روی پا ن چون تو تاب ده دقیقه ای خوابه ولی رو پا خواب میشه تا میزاری زمین بیدار میشه گریه میکنه حتی الان موقعی ک روی پا می‌خوابه زمین ک میزارم اخرای خوابش ک میشه مثلا یه ساعت و خورده بیدار میشه گریه میکنه ک روی پا کن تا یک ساعت بعدش رو پا خوابه

از پوشک گرفتبش پریسا؟

عزیزم پسر منم وابسته شدید به شیر شب چطوری قطعش کنم

خانم خانما کلا ریتم ترشح هورمون رشد رو به فنا دادن که

وای دختر منم هم تو تاب می‌خوابه حتی نصفه شب بیدار میشه میگه بذار تو تاب بخدا دیونه شدم

عزیزم خواب ظهرشو حذف کن تا خسته بشه شب راحت میخوابه زود
من فقط رو پام میذارم تکونش میدمو داستان براش میخونم میخوابه

شربت یا قرص ملاتونین بهش بده یک ساعت قبل خواب ولی باید ادامه بدی که خوابش تنظیم بشه

خب تو تاب بخوابه چه اشکالی داره وقتی خوابید بزار تو جاش دخترم من یه مدت تو تاب خوابید الان وابسته به بغل من شده

خواب ظهرشو حذف کن

قبل خوابش قطره ملاتونین بده دو سه شب خوابش تنظیم بشه

من ن بچم ب تاب عادت دادم ن به پستونک هم خود بچه اذیت میشه هم ما

انشاالله ک زودی خوابشون تنظیم بشه
دختر منم همطوره
تا یکسالگی هرشب میرفتیم تو ماشین دور میزدیم
خوابش میبرد

دخترمنم بعد از قطع شیر شبش ب تاب خیلی وابسته شد یهویی از تاب زده شد و چسبید ب ماشین
و هنوز ک هنوزه تا ۳ شب باید تو ماشینش دورش بدیم تو خونه تابخوابه
ی روز میخوام کلا قایمش کنم ک نبیتش ترکش کنه
بعضی وقتا ۴۵ دیقه ۱ ساعت باید دورش بدیم سررگیجه میگیرم دیگه

سوال های مرتبط

مامان جان دلم🍁 مامان جان دلم🍁 ۳ سالگی
تاپیک‌فقط جنبه دردو دل داره🫠
من ۹۳ ازدواج‌کردم زندگیمون خوب بود و بعد مدتی هی من و همسرم دیدیم کلا تمایلی به بچه نداریم واسه همین کلا تصمیمون قطعی بود که هیچ وقت بچه دار نشیم اما بعد ۸ سال بدن من دچار مشکلاتی شد که ترغیبم کرد به آوردن بچه چون متاسفانه ما برخلاف چیزی که فکر می کنیم حتی اختیار بدنمون دست خودمون نیست. یه مقدارم البته خودم دلم می خواست حس مادری رو بچشم اما همش دعام این بود که اگر ظرفیتشو ندارم و یا قراره بچه ای خدا بهم بده که من توان‌نگهداریشو ندارم اصلا بهم بچه نده، همش می گفتم‌من اصراری ندارم اما اگه دادی باید خوبشو بدی که واقعا پشیمون نشم و توانشو داشته باشم اما... خدا جون گذاشت تو کاسم. راحت باردار شدم تا ۷ هفته همه چی خوب بود اما از هفته ۸ ام ویار وحشتناک به آب و غذا و خونه و همسر و تمام آدما شروع شد تا خود ۴۰ هفته😐 بعد زایمانم تا ۱۵ روز کولیک شدید بود جوری که ۱۵ روز منو همسرم کلا نخوابیدیم یکسره تا صبح گریه می کرد منم هی شیر می دادم اون همش بغلش می کرد و تو خونه راه می رفت. بعد ۱۵ روز کولیک خوب شد رفلاکس شروع شد. هر نیم ساعت بیست دقیقه از خواب بیدار می شد شیر می خورد حسرتم شده بود ۳ ساعت خواب ممتد. تا ۶ ماه رفلاکس بود غذا شروع شد رفلاکس تموم شد ولی عادت شیرخوردنش موند 😐 تااااا ۲ سالگی که از شیر گرفتم کلا بعدش چالش های رفتاری شیطنت خیلی شدید و بدقلقی از خواب و غذا خوردن بگیرررر تا همه چیز
ادامه کامنت