۷ پاسخ

هی به همسرت بگو حاضری بگیره شاید بخاطر پول پسرشونم که شده زود جمع کردن رفتن😐
خانواده های ما نزدیکن چند روز یه بار بهمون سر میزنن شام و ناهارشونم خودشون میپزن میارن میخوریم جمع میکنن میشورن میرن یا بعد شام یکی دو ساعت میان بازم خودشون همه کارارو میکنن با این حال من باز خسته میشم. در واقع ذهنم تو جمع خسته میشه و دوست دارم تا وقتی بچم یکم بزرگ میشه زیاد رفت و آمد نباشه، درکت میکنم.

من هر دفه تاپیک تورو میبینم ک ی هفته ی هفته خانواده شوهرت میان اتراق میکنن خونت؟ یا ادمای دیگن؟
اگ‌تویی ک چ وضعشه هربار میام گهواره خانواده شوهر تو دارن میان
عقل ندارن اینا؟
تو‌چرا نمیری خونه مامانت؟بگو مثلا بچه اذیت میکنه میخام‌برم اونجا بمونم
خودتو بزن ب مریضی کمر دردی چیزی
دندون دردی ک‌کاری نکنی
چقد بی ملاحظن مردم😐

غذاهای ساده و زود پخت
فقط روز اول بهشون غذای خورشتی یده
کوکو
کتلت
خوراک بادمجون ...کشک بادمجون

یا تحمل کن عین مهمون بشین تو خونه خودت بچه داریتو بکن که خودشون بپزن بشورن بخورن تازه برا تو هم‌بیارن،یا به همسرت بگو غذای بیرون بگیره بازم بزار کاراشو خودشون بکنن خسته شن که بفهمن یه زن خانه دار نیستی مثل قبل
بچه داری اون شیرخوار
من خونواده شوهرم فوق العاده درک بالایی دارن‌چه زمانی‌که بچه نداشتم چه الان،هر وقت اومدن خودشون همه کاری کردن پختن و خوردیم و شستن و جابه جا کردن و رفتن
یه وقتایی حتی خواهر شوهرم از خونه غذا درست میکرد میاورد تو زمان بارداریم
ولی وقتی‌درک‌ندارن باید عین خودشون برخورد کنی که بفهمن سخت شده شرایطت
جدا از بچه داری،الان هزینه ها یاری‌نمیکنه که ادم بخاد یه مهمونی جمو جوره دو ساعته بگیره چه برسه یک هفته!!!

به شوهرت بگو من نمیتونم با بچه کوچیک...اونم یه هفته😐به نظرم محکم بگی‌..دعواهم بشه ارزششو داره اگر شوهرت درک نمیکنه شرایطو

عزیزم با شوهرت حرف بزن بهش بگو یه هفته زیاد واقعا برا کسی ک بچه نوزاد داره من جات بودم رک و بی درواسی میگفتم فعلا شرایط مهمون داری ندارم

چرا شیر نمیخوره؟

سوال های مرتبط