۴ پاسخ

عزیزم ❤️ چه لحظه ی قشنگی خدا گل دختراتو برات نگه داره 😍

ای جانم مبارک باشه

حالا چقد بامزه ک امشبم بارونیه🫠

خداروشکر عزیزم انشالله بعدی هم زایمان خوبی داشته باشی🤭🤭

سوال های مرتبط

مامان آریشا مامان آریشا ۱۳ ماهگی
پارسال دقیقااا یه همچین روزی من چهل هفته بارداری رو در کرده بودم و خبری از درد و انقباضات زایمان نبود بهداشت زنگ زد و گفت بیا نامه بدم ببر بیمارستان رفتمدنامه گرفتم و آخرین مراقبت هارو هم انجام دادم چون بیمارستانم شهر دیگه ایی بود با مامانم راه افتادیم رفتیم بیمارستان و نامه دادم بهشون بهد منو پیش دکتر متخصص فرستادن و معاینه تحریکی کردن به محض اینکه از تخت اومدم پایین انقباضام شروع شد تا بیمارستان پیاده روی کردیم دردا هر لحظه بیشتر بیشتر می‌شد بیمارستان بستری نکردنم و گفتن هنوز زوده برو خونه دوباره بیا چون خونه ایی اونجا نداشتیم با مامانم رفتیم ناهار ساندویج خوردیم اونجا دیگ درد امونم بریده بود بعدش تو حیاط بیمارستان نشستیم و من داشتم از درد میمردم بعد از چند ساعت برگشتم شهر خودمون خونه که دردام به اوج رسید و شوهرم اومد ساعت ۱ شب بود بیمارستان منو بستری کردن و گفتم کیسه آبت پاره شده ولی قطره قطره ساعت ۴ دهانه رحمم ۱۰ سانت بود و ساعت ۶:۱۵صبح پسرم به دنیا اومد خیلی سخت بود اما شیرینی که داره همچی برات قشنگ تموم میشه خداروشکر میکنم بابت داشتنت پسرم فردا تولدت عزیزم بهترین هدیه خدا🥺🥰😍 بمونه به یادگار ۱۴۰۵/۳/۴
مامان ویهان💙 مامان ویهان💙 ۱۷ ماهگی
ادامه.....
تا کارای بستری و بردنم به اتاق زایمانو انجام دادن فک کنم ساعت۸اینا شد بعد گفتن باید ۴سانت بشی بگیم ماما همراهت بیاد منم استـــــــــرس ولی هرچی درد ها میومد سعی میکردم اروم باشم و نفس عمیق بکشم اصلا دوس نداشتم زحماتی که کشیدم با جیغ زدن به باد بدم چون هر۶تا جیغ بچه رو یه سانت میبره بالا و دهانه ی رحمم سفت میکنه .....
خلاصه همش به این فکر میکردم که قراره به زودی ویهانو ببینم و این دردهام به خاطره هورمون عشق(اکسی توسینه)که من دارم تحمل میکنم
یکی از خوشحالی های اونروزم این بود که مامایی که داده بودن به من بیمارستان دوست دوران راهنمایی م بود اسممو دید گفت عه تویی منم چقدر خوشحال شدم گفتم میترسم اونم هی میومد سر میزد و دلداریم میداد تا قبل اومدن ماما همراهم واقعا دلگرمیم بود
ساعت ۹و نیم ماما همراهم اومد و من ۴سانت بودم باهام ورزش کرد و ابمیوه و اجیل میداد بهم تقویتم میکرد خیلی خوبه من اونروز تو تا همراه خوب داشتم واقعا دیگه خودش کیسه ابمو زد و من ساعت۱۲فول شدم ولی نگم از زور زدن زایمان بدترین قسمت هی میگفتن زورهات خوب نیست ناخوداگاه بدنم و پاهام به لرزش شدید افتاده بود میگفتن زور بزن بچه خفه میشه ها.......