۶ پاسخ

اصلا به خودت تلفیق نکن که خسته ای و حالت بده حواست بچه ات باشه میگذره و حسرت این روزا رو میخوریم

بچتو شیر بده پوشکشو عوض کن بعد بسپار دست مادر، خواهر یا مادرشوهرت یا کسی که بهش اعتماد داری شیرخشکم آماده کن نبودی بهش بدن نترس با یکی دو بار شیرخشک خوردن بچه شیرتو پس نمیزنه
بعدم اندازه یک ساعتم شده تنها یا باشوهرت برو بیرون یه فضای سبز یه جایی که یکم از این حال خارج بشی
اون بچه به یه مادر با روحیه خوب بیشتر نیاز داره تا یه مادر ناراحت
چیزی نیست بقیه ام میتونن اندازه یک ساعت مراقب بچت باشن

منم همین طوری ک گفتی هستم دقیقااا

میفهم حستو.امیدوارم به زودی این برهه رو رد کنی.هرچقدرم امادگی داشته باشیم باز شوخی نیست زندگیمون دگرگون میشه.یه کوچولو هم صبر کن و درد رو تحمل کن تو میتونی👍🏻🥺

مال من دنیا نیومده اینه دیوونه شدیم به این فکر کن بقیم مثل شمان معمولا تا آدم عادت کنه ۳ الی ۴ ماه زمان میبره من که خودم از الان کلافم زیاد بهم فشار بیاد میرم مشاوره حداقل افسرده نشم

همه همینیم تقریبا

سوال های مرتبط

مامان آلوچه ها مامان آلوچه ها روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان سزارین ۴
این تایم هم کلا ازم سوالای چرت و پرت میپرسیدن که اسم نینیات چیه و بنظرت اولش کدوم بدنیا میاد که گفتم اول آیسا بدنیا میاد و حسمم درست بود
یه دفعه حس کردم حالت تهوع دارم و به اون خانومه گفتم و یه پارچه اورد گفت اگه داشتی رو این بکن ولی فقط حس عوق زدن داشتم و هیچی نبود
ساعت ۱۹:۳۸ بود که یهو صدای گریه شنیدم و گفتن آیسا خانوم بدنیا اومد حس مامانش درست بود اوردن دیدم یه نینی ریزه میزه سفیده
بعد ۲ دقیقه هم آرتا بدنیا اومد و آوردن دیدم یه نینی خیلی کوچولو و سفیده و از کوچولو بودنش حالم بد شد
برگشتم به دکترم گفتم که ۳۴ هفته ۲۵۰۰ و ۲ کیلو بودن یعنی تو ۳ هفته هیچ وزنی نگرفتن؟گفت وزن نگرفتن هیچ وزنشونم افت کرده اگه زودتر علائمتو میگفتی اینجوری نمیشد ولی نگران نباش حالشون خوبه
بعد چند دقیقه دوباره دیدم با پارچه سبز نینیارو آوردن و میخواستن بیارن جلو که من اون لحظه عوق میزدم و گفتم نمیخوام ببینمشون ببرین که گفتن تو فیلم میفته ها گفتم مهم نیس
اون لحظه خیلی حس بدی داشتم هم حالم بد بود و تهوع داشتم و هم به نینیا حس خوبی نداشتم و خیلی ناراحتم بابت این قضیه