#تجربه_زایمان_طبیعی : خب من سه شنبه رفتم پیس دکترم ۳۹ هفته و ۲ روز بودم حرکات بچم شدیداااااا کم شده بود و من خودم فقطحس میکردم طبیعی نیست و نگران شدم علارغم اینکه همه گفتن چون بزرگ شده طبیعیه ولی من نگران شدم و دکترمم ازم ان اس تی گرفت تو مطبش وبعد گفت زیاد ان اس تی جالبی نیست و سونو نوشت ک رفتم سونو ک تو سونو همه چییی عالی بود حتی بند نافش ک دورش بود گفت باز شده
باز بردمش دکتر ک سونو رو ببینه و گفت ببین سونو گفته همه چی خوبه ولی ان استی زیاد خوب نیست و تا شب حتما باز برو ان اس تی بده
من شبش نرفتم ولی فرداش چهارشنبه اماده شدم جهت احتیاط وسایل بچه وخودمو هم بردم خلاصه رفتم بیمارستان و معاینه کردن گفتن دو سانتم و ان اس تیمم باز همچنان بد بود و حرکات بچه اصلا حس هم‌نمیشد واقعا
اصرار کردم ک من‌نمیمونم میخام برم خونه ولی کلی ماما و دکترا باهام حرف زدن گفتن اگه بری امکان خفه شدن و مردنش تو شکمت هست و نرو اینهمه زحمت کشیدی و الان بستری کنیم و ختم میدیم
خلاصه شوهرمم باهام حرف زد و گفت کجا بریم ریسکه و بستری شو
منم تک و تنها با شوهرمشهر غریب هیچکس نبود و من بستری شدم و رفتم تو یه اتاق ک برا خودم بود وسرویس همه چی داشت

۵ پاسخ

مبارکه قدمش بسلامتی🌷🌷

بقیه اش رو هم زود بگو

من گفتم آمپول فشار بزنین بستری شم گفتن بزار روند درد طبیعی خودش بیاد اوطوری خیلییی اذیت میشی یه هفتس فقط ۲ سانت کامل بازم کلی پیاده روی و ورزش گل مغربی ولی بی فایدس

خب🤔

💗💗👌

سوال های مرتبط

مامان دخترم🩷🐣 مامان دخترم🩷🐣 ۱ ماهگی
تجربه من از زایمان طبیعی پارت ۱
من شنبه ۲۷ تیر رفتم مطب پیش دکترم شده بودم ۳۹ هفته و ۶ روز که اون روز اتفاقا داشتن تعمیرات تو مطب انجام میدادن و اتاقا همه پر بودن و اتاق دکترم پر وسیله بود و نمیشد که بزم دراز بکشم و راحت صدای قلبو گوش بدیم ایستاده صدای قلبو گوش کردیم که با دکتر کلی خندیدیم که اینم شد یه خاطره بعد دکتر گفت فردا طبق این دو هفته قبلی که هر هفته ان اس تی دادی برو بیمارستان و ان اس تی بده من روز بعد عصر رفتم و ان اس تی دادم و دهانه رحمم رو که چک کردن که اصلا باز نشده بود ولی واقعا درد داشت چک کردن دهانه رحم ان اس تی رو دکتر دید و گفت تکوناش خوبه و قلبشم خوب میزنه از فردا هر روز بیا برای ان اس تی که اگه مشکلی نبود بمونی تا اول مرداد روز بعد شوهرم منو خواهرمو بعد ناهار رسوند بیمارستان که من ان اس تی بگیرم ان اس تی خوب بود دکتری ک شیفت بیمارستان بود ان اس تی رو چک کرد و گفت دراز بکش دهانه رحمت رو ببینم قبلش هم ماما دهانه رحمم رو چک کرده بود که بسته بود دکتر هم چک کرد و گفت یه فینگر هم نیست شنبه هم یه سونو انجام داده بودم که داخل سونو زده بود وزن بچه ۳۸۵۰ ولی دکتر سونو میگفت وزنش بیشتره به ۴ یا ۴۳۰۰ میخوره دکتر شکمم رو هم چک کرد گفت بچه بهش نمیخوره ۴۳۰۰ باشه ولی اگه ۴۳۰۰ باشه نمیتونی بیشتر صبر کنی وزنش بیشتر بشه سخت میشه زایمان لباسامو پوشیدم رفتم پیش دکتر که گفت همسرت هست گفتم نه رفته سرکار گفت زنگ بزن بیاد کارای بستری رو انجام بده.......