۴ پاسخ

امان از غربت
منم تو بارداریم خونه ومحل زندگی و شغل شوهرم همه چیز تغییر کرد و افسردگی بارداری اومد سراغم حالا جالبه همه این تغییرات از قبل از بارداری مشخص بود و من تغییرات و دوست داشتم ولی تو بارداری اذیتم کرد
بعد از زایمان هم اومد سراغم و روزها تونستم برگردم ب روال قبل ولی شبا هنوز نرمال نیستم دوباره غم میاد سراغم باز با خودم میگم شاید بخاطر فشار خستگی بچه داری و شب بیداری و این چیزهاست

عزیزم بچه رو بسپار به همسرت یا مادرت خواهرت‌مادرشوهر....برو پیاده روی به دوستات.برو خرید.نشین خونه.بدتر میشی.شبا قبل خواب قرص منیزیم حتما بخور.قرص ب۶بخور برا روحیه خوبه.آهنگ بذار برقص تو خونه.

من بعضی روزا گریه میکنم وقتی دخترم و شوهرم میرن چون شهر غریب هستم تنهام

منم روزا حالم خوبه ولی شبا دلگیره برام و حال خوبی ندارم و اینگار استرس و غصه و ناراحتی میاد سراغم

سوال های مرتبط