۱۵ پاسخ

شربت لاکتولوز بخور

شربت لاکتوز

انجیر و بجوشون ابش غلیظ شد بخور
منم تا لحظه زایمان یبوست داشتم ۱۲ردزبعدزایمانمم نتونستم دسشویی برم

تو بارداری دوستم گفت گلاب خورده دفعش راحت شده

الوبخارا بخور

انجیر بخیسون ویه کم کم گلاب بریز بخور اب رو اتیشه انجیر زیاد بخور

سبزی خوردن هم خیلی تاثیر خوبی داره زیاد بخور

فقط وفقط انجیر خشک توی ظرف بزرگ خیس کن طوریکه لعاب بده بعدش آبشو مرتب بخور
به من شربت آلوی سیاه گیاهی داده بود بعد هرغذا یک قاشق غذا خوری میخوردم اما انجیر و روغن زیتون فوق العاده تره .
توی غذاهات روغن زیتون استفاده کن
مثلا قبل از دم کردن برنج روغن زیتون بریز و درش رو بذار تا دم بکشه روی سالادت روغن زیتون بریز بخور .

ناشتا 2لیوان آب گرم بخور

چیزای شیرین نخور بشدت یبس میکنن
گوجه بخور اسهال میشی اصلا
روغن زیتون
آش و سوپ درست کن
سبزی خوردن همیشه کنار غذاهات داشته باش
زیتون
کشمش
انواع میوه
در کل بجای دوا درمون تغذیه اصلاح بشه زودتر نتیجه میگیری
قرص ضد تهوع دمیترون هم بشدت یبوست میکنه من تو بارداری باهاش تجربه کردم

برا من‌خودش رفع شد

خوب برو دارو خانه ژری لاکت بخور تا دفع کنی زیاد زور نزن زخم میشه مقعدت

گلم ی کمی گل محمدی بریز تو ماست بخور

اینم بگم نه چیز ترش میتونم بخورم نه شیرین در هر دو صورت حالم بهم میخوره

عزیزم شربت منیزیم هیدروکساید بخر روزی تا 4تا قاشق هم می تونی بخوری منم باردارم دیروز دکترم برام تجویز کرد

سوال های مرتبط

مامان پسرا مامان پسرا ۵ سالگی
سلام نیومدم سرزنشم کنین اومدم یه راهی جلوی پام بزارین بچه ام اول که دنیا اومد نفس کم آورد دکترا جواب قطعی ندادن گفتن بعدها مشخص میشه که ردی مغزش اثرگذاشته یانه دیر راه افتاد ۱۵ ماهگی حرف زدن هم تا ۳ سالگی ۱۰۰ کلمه میگفت بعد ۳ سال دیگه باتمرین بهترشد ومشکلات دیگه ای هم بود که نمیتونم توضیح بدم همش مریض میشد تب های بالا داشت نم ناخواسته باردارشدم وبارداری بدی داشتم قد ووزن هردو بارسیدگی های من اصلا اضافه نمیشد دوتا مسئولیت سنگین داشتم شوهرم کمک نمیکرد ومشکلاتی که بعد برای کلیه پسرکوچیکم بود همه باعث عصبی شدن من شد از کوره در میرم بچه ام را میزنم ترسو شده زود سر هرچیزی که بلد نیست گریه میکنه روانم بهم میریزه علاوه برکارهای خونه باید باهاشون بازی کنم همیشه بدنم دیگه توان نداره تا من پیشش نباشم نمیخواد بازی کنه پازل خیلی وقته بلده ولی تا من نباشم انجام نمیده امروز برلش چیدم گفتم خودت انجام بده یکیش را پیشش بودم پسرکوچیکم هم میخواد انجام بده بااونم بازی کردم دومی را گفتم من ظرف میشورم خودت انجام بده چندتاش را که گذاشت هی گریه کرد دیگه عصبی شدم زدمش به خدامن مادر بدی نیستم فقط زود عصبی میشم میدونم زدن خیلی بده ولی دست خودم نیست فشار خیلی رومه قرض بدهی مسئولیت هرچیزی دختری که توخونه بالام بودم از خرج لباس تا هرچیزی الان یک هزارمش هم نیستم وقتی میزنم خودم بیشتر زجر میکشم دیگه خستم دلم میخواد بمیرم چیکار کنم دیگه نزنمش دارم باگریه مینویسم دلم میخواد بچه ام مستقل باشه اگه من نباشم بتونه خودش کاراش را بکنه سرزنشم نکنید راهنمایی میخوام