طبیعی عزیزم ماجنون زده ها دور هم جمعیم 🙂🙂🙂
پناهم همینه مهرنوش اشکال نداره هرچی کن نباید دست بزنه رو بردار از دم دست من خونه رو تا حد امکان ایمن کردم براش با این حال بعضی وقتا روانی میشم ولی تهش به این میرسم ی سالشه دیگه به عقل خودم شک میکنم که ازش انتظار ادم بزرگ دارم
بلانسبت من اینقدر جیغ میزنم جر خوردم من دوتا بچه دارم همش باهم دعوا من یکی خیلی کم آوردم خدا کمکمون کنه مادر بودن واقعا سخته
هر چی بگی نکن بدتره
باید حواسشو پرت کنی
یه کلیپ میدیدم یجا اب جمع شده بود به بچه گفت برو پاتو بزن داخل اب ولی ساندویچ ننداز داخل اب
دقیقا ساندویچ انداخت تو اب
بعد میگفت باید بگی محکم نگه دار
مغز بچه هنوز رشدش کامل نشده که فعل منفی از مثبت تشخیص بده
اون از نکن فقط کن رو میفهمه
پسر منم به شدت فضوله در تمام کشو کابینت ها و کمد ها رو با کش جوراب بستم تا نتونه خراب کاری کنه.وقتی بیداره سعی میکنم با اسباب بازی هاش سرگرمش کنم .برعکس شما من اصلا از اذیتاش خسته نمیشم و بی صبرانه منتظرم تا دوساله بشه و برای فرزند بعدی اقدام کنم چون این مسولیتی هست که خداوند ازم خواسته
والامن که بچه دارم مادرم هنوز باهام گیره😂تا پیری برا پدرومادر ادم دردسره!
من فکر نمی کنم تو هیچ زمان دیگه ای از زندگیم انقد عصبانی بشم انقد حرص بخورم
مهرنوش منم مثل تووووو
هر وقت اینطوری کرد زود ببرش بیرون یکم بازی کنه دیگ وقتی پیله میکنن تورو دیوونه میکنه توام اونو
شادن دیروز فقط میگفت ماماااا ماامااا ماااممااا حالم از کلمه ماما بهم میخوره ۲۰ ثانیه طولش نمیدادا تا شببب گفت روانی شده بودم😂
عزیزم خودتو اذیت نکن منم یه مدت مثل تو شده بودم همش داد میزدم عصبی پرخاشگر شده بودم العان دیگه همه چیزهای خطرناک رو از توی خونه جمع کردم داد هم نمیزنم خیلی اعصاب خودمم راحت تره بی خیال میگیرم خودمو
وایی منم بعضی وقت ها اینقدر عصبی میشم که هولش میدم .واقعا یه ادم صبور و اعصاب فولادی می خواد بچه داری
قبلا بچه ها تو کوچه بزرگ میشدن ولی بچه های الان همش تو خونه پیش مامان هم بچه اعصبانی میشه هم مادر
من و دخترم دوتامون لجباز شدیم حف خسته ام خواهر واقعا سخته فقد دلم می خواد بکوبم تو دهنش خواهر شوهر و شوهرم که میگن بزار تا یکی دیگه گیرت بیاد و ...
عزیزم بزا ازاد باشه خوب میشه ایقد گفتی نکن بچه عقده ایی شده همه چی براش سواله بزا دست بزنه کندوکاو کنه
تصور کن حالا دوتا باشن😫😫
من یه روانیه ب تمام معنام😫😫
دیگ تااخرماه میرم خودمو ب تیمارستان معرفی میکنم😫😫
سه سالگی اوج لجبازیه ،وااااای اون موقع میفهمی مجنون بودن چه مزه ایه
برای بچه دوم چون تجربه داری راحت تری ها.
ولی کلا تربیت سخته مهرنوش.
فکر کنم همه بچه ها یکسالگی تا دوسالگیشون اینطوری. میشن
دختر من فقط جییییغ میزنه و بهانه های مختلف میگیره
عزیزم هر چه بزرگ تر درسر هم بزرگ تر میشه من میگفتم بچه ها برن مدرسه راحتم الان با اونا درس میخونم هیچ اونا نخونن من حرص میخورم خودمو میزنم هر سنی مشکل خودشو داره اون یکی مشکل بره یکی دیگه میاد الکی دلتو خوش نکن حتا ازدواج هم کنن باز دردسر رو مادره اون موقع هم نوه میاد میرینه تو اعصابت
والا اون دیگه ربط داره به شانست
اگر شانس منه که فقط دارم حرص می خورم
ار اولش که بدنیا اومده رفت تو آی سیو و عذاب کشیدم ناشکری نمی کنم
ولی بچه هم شانسیه
هییییییییچچچچچچچچچوقت
وای منم دیگه رد دادم سر غذا نخوردنش بیشتر حالم بده
بعدسه سالگی
عزیزم قرار نیست همش به بچه بگی بشین ،دست نزن
تمام وسایل های خطرناک رو جمع کنید تا نبینه.شرایط جوری باشه وقتی بیدار میشه
بچه ها تا 7 سالگی باید بزاریم راحت باشند از 7 سالگی به بعد باید بهشون یاد بدیم هر چی ما گفتیم بگن چشم.
خدا قوتمووون منم گاهی خیلی کلافه ام انقدر اینور و اونور میکشتم
یخ پوردی خیلی بهش مستقیم نگو اینکارو بکن اونکار نکن دست نزن
بچه ها برای جلب توجه هم شده مدام تکرار میکنن
من سعی میکنم حواسشو پرت کنم
یهو یه چیزی با هیجان بگم یادش بره
یه وقتاییم جواب نمیده گریه و نق داره
توجه نمیکنم زود تمومش میکنه
تو فک کن مال من شیره ب شیره شدن
دهنم سرووووویس شده
گاهی سرما میکوبم تو دیوار
گاهی انقد خودما میزنم ک بدنم تا 1ساعت درد میکنه
دقیقا حال منو توصیف کردی ایول بهت مرسی🥲👍🏻👍🏻👍🏻
من که دوباره باردارم شدم .افسرده شدم حالم بده
تازه اولشه کجاشو دیدی پسر من الان ۴سال و ۱ کاهش رفته رفته بیشتر خون به دلم میکنه اینجور بگم ک دیگه هیچ حس مادری در من نمونده
وای من دیگه حالم از بچه و بچه داری بهم میخوره الان بخاطر اینکه بینیشو پوآر کنم یه کولی بازی ای دراورد که میخاستم جیغ بزنم از دستش
خیالتو راحت کنم..هیچ وقتتتت...حالا مدرسه بره بدتر میشه...
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.