سرم انگار بازار مس گراس بدنم لهههه اعصابم طوری ضعیف شده که فکر میکنم توانایی اینو دارم یوقتهایی پسرمو بکشم فقط دوس دارم یکیو خفه کنم یا دخترمو جای پسرمو انقد بزنم یا خودمو بکشم از دست این بچه راحت بشم

خانومها به نظرتون ممکنه بچه منو یا زنوگیمو دعا کرده باشن ؟؟ یا متلا امکان داره که بعضی بچه ها کلا ذاتا بهونه گیر نق نقو گریه کن شدید باشن ایا این ربطی به ژنتیک و وراتت هم داره؟؟



از صبح که این بچه بیدار شده تا الان نزدیک سه ساعتشو فقط داشت با چنان صدای بلندی گریه می کرد دنبالم که نفس تنگی تپش قلب گرفته بودم دارم خفه میشم خدایا از صدای گریه بچه متنفرم از اینکه کسی باهام حرف بزنه یا بهم زنگ بزنه کلا دوس دارم فقط تنهایه تنها باشم دارم روانی میشم


نه میتونم حمام کنم برم دسشویی غذا درس کنم اب بخورم حتی پاشم برم یه اتاق دیگه فقط باید دربست بشینم درخدمتش پیشش

اونم کاشکی حداقل پیشش می نشستم دیگه گریه نمی کرد به خداوندی خدا قسم من پیشش دراز میکشم خودمو میزنم به خواب بلکه دست از سرم برداره بره با اسباب بازیاش بازی کنه چنان گریه میکنه میاد میزنه توسرم میگه بلند شو بلند میشم می شینم پیشش بازم نق نق نق و گریه از من می گیره بره بالا اصلا مغزم دیگه یاری نمیکنه اخه این بچه چشه چرا این همه گریه میکنه بهونه گیره اصلا بحددددددددددددددددددی وابستگییش شدیده که تاحالا بچه اینطور ندیدم
شبم ارزویه یه دقیقه خوابو دارم دوس دارم تا یه ماه بخوابه بلند نشه دیگه
روزی هرار بار به غلط کردن میفتم میگم تو که دس کمکی نداری شوهرتم که هیچ مترسکیه اخه بچه دوم برای چیت بود همون اولیم همینطور بود تا بزرگ شد استخونهامو اب کردن این دوتا

۳ پاسخ

شاید بخاطر دندونه .. چون دختر منم تا یازده ماهگی همینجور بود 🥲 کاملا درکتون میکنم .... خیلی داره سخت میگذره

دقیقا بچه ی منم همینه پامیشم میگه بشین میشینم میگه پاشو کلا درگیره ولی خب تحمل میکنم توکل برخدا تازه خونم دوبلکس روزی ده بهر میگه بریم بالا پایین فقط باباش هست یکم میتونه نگهش داره یه مشکلی دارن نمیتونن بگن بیشترم دندون

عزیزم بچه ها تو این سن همینطورن دندون در میارن و ...
ببین گشنش نیست از گشنگیه شاید که همش بهت میچسبه
سعی کن سخت نگیری هرچقدر سخت بگیری سخت میگذره
راحت بگیر
بچه منم همینجوره تو این سن بیشتر نق میزنه

سوال های مرتبط

مامان نینی مامان نینی ۱ سالگی
چند وقتیه که با دختری کلی به مشکل می خوریم سر همه چی...
بیرون که می ریم غذا نمی خوره کلا اعتصابه مگر اینکه بغلش کنم راه برم و همون حین بهش غذا بدم که اصلا دوست ندارم اینجوری ولی از طرفی ام اگر غذا نخوره بد اخلاقی می کنه...
اگر بهش توجه نکنم یا به حرفش گوش ندم شروع می کنه به داد و اگر بازم توجه نکنم خودشو می زنه 😭
به همه چیز و همه کس کار داره ما طبقه‌ی اولیم و صدای باز و بسته شدن در پارکینگ یکم میاد بالا هربار جیغ و گریه واسه باباش که هنوز نیومده...
قبلا تاتی می کرد دستش رو می گرفتم با کمک راه می رفت اما الان اصلا علاقه نداره ...
اگر از کنارش بلند شم و برم به کارام برسم باز گریه و نق نق و کتک کاری توقع داره کلا پیشش باشم
خوابشم به شدت کم شده فقط خواب شبش که اونم ۹ تا ۱۰ ساعته
بقیه روز شااااید یه بار اندازه ی یه ربع بخوابه
هر کی می بینتم می گه چقدر صورت لاغر شده خودت چقدر آب شدی...به خصوص خانواده همسر که بعد از سفر سه روزه ای که رفتیم شمال دلیلش رو فهمیدن و الان فقط درک می کنن شکر خدا و هیچی نمی گن
تازه اینکه هربار خودش باید لباس هاش رو انتخاب کنه به کنار 😭😭
ینی از آینده ی این بچه می ترسم ...بدم می ترسم