۴ پاسخ

من ک اصلا نمیتونم کنار بیام مخصوصا در مقابل داداشش 🤦‍♀️

لعنت به کسایی که تو زندگی بقیه دخالت میکنن

چقدر رفیق باز اصن خوب نبس بو مرتیکه خرص گنده شب میای خونه حرف بزن خب بگو از اون رفیق عنترم نزن 😒😒😒

والله همیشه میگن ظالم سالم هچیشون نمیشع خاک برسا نمیدونم چرا دوس دارن زندگی پسراشون خراب کنن

سوال های مرتبط

مامان دیاکو و دلوان مامان دیاکو و دلوان ۲ سالگی
بیاین یکم منو ریلکس کنید 😮‍💨🫠
با ی بچه خونم تقریبا ترکیده ی رو ب قابل تحمل بود الان با دوتا بچه مث طویله ایه ک انگار بمب خورده فقط وقتایی ک مهمون میخاد بیاد با شوهرم دوتایی خودمونو جر میدیم یکم جم میکنیم تمیزه بلافاصله بعد از مهمون دوباره ب حالت قبل برمیگرده
خابم خیلی کمه شبا تا دیاکوومیخابه میشه۲ تا صبم یسره دلوان نق نق میکنه ک میخاد هی بچرخونمش شیز بدم آروغ بگیرم پوشک عوض کنم هواسم اون وسط ب دیاکوام باشه ک پتو بکشم روش یخ نکنه
صبا دلوان زود بیدار میشه تقریبا ۸ اینا دیگه شروع میکنه من نمیرسم صبونه بخورم نمیرسم چایی دم کنم چایی مونده شبو میخورم اونم یا داغ داغ میخورم ک تا ناکجا ابادم میسوزه یا انقد یخ میخورم ک آب از اون گرم‌تر حساب میشه
حموم نمیتونم برم مگه وقتایی ک زنگ بزنم مامانم بیاد اینارو نگه داره
خونمون پر آشغاله پر نون ریزه و خوراکی حالا خونه زندگی ب درک اصن
خابمم میگیم ولشکن
ولی این غذا خوردنو چیکا کنم وقت نمیکنم درست کنم شوهرم همش از بیرون میگیره تو خونه هم من هیچی اصلا نمیتونم چیزی بخورم این بچه یسره نق نق بغلمه دیاکو اونور حوصلش سر میره ی وقتایی گشنه میمونه نمیرسم ی لقمه بدم دست اون بخام ب خودمو دیاکو برسم دلوان اینور غش میکنه از گریه
چ غذاهایی میشه درست کرد تو فریزر بمونه خراب نشه خسته شدم از وضعیت گشنگی حداقل ی روز ک مامانم هس بتونم یچی سرهم کنم بچپونم فریزر دو وعده گشنگی نکشم هرچند همونم وقت نمیشه بخورم نمیتونم بخورم ولی بازم از هیچی بهتره
مامان پناه مامان پناه ۲ سالگی
نمیدونم چرا ی سریا انقدر دلاشون سیاهه و فقط میخوان انرژی منفی بدن ب بقیه
آخه واقعا انتخاب اسم بچه ی آدم دیگه ب شما چ ربطی داره اصلا یکی دلش میخواد اسم تکراری بزاره یکی اسم قرآنی یکی اسم قدیمی واقعا تو زندگی شماها تاثیری داره ک انقدر دخالت میکنید و فک میکنید نظراتون خیلی مهمه؟!
چندوقته هی هرچی بچه میبینیم شدن پناه و ماهلین خب ب شما چ
شما دوس نداری نزار مگه کسی با چوب وایساده بالاسرت ک این اسم هارو بزاری
مثلا من خودم از عقد اسم پناه رو انتخاب کردیم و هررررربار ک درموردش حرف میزدیم و این اسم رو میگفتیم ی اسم آرامش و لذت خاصی هم برای من هم برای همسرم داشت جوری ک حتی دخترخالمم (ک البته باهم رفت وامد آنچنانی نداریم)قبل دختر من بچش بدنیا اومد همین اسم رو گذشات ولی بازم ما نتونستیم ازاین اسم بگذریم چون کلی خاطره و رویا باهاش ساخته بودیم و الانم اصلاااااا پشیمون نیستیم
ولی واقعا درک نمیکنم چرا ی سریا فقط میخوان عقده هاشون رو اینجوری خالی کنن و انرژی منفی های خودشون رو ب بقیه انتقال بدن😒
مامان علی مامان علی ۳ سالگی
سلام مامانا اومدم درد و دل کنم امروز پسرم خیلی اذیتم کرد از صبح ک بیدار شد همش گریه کرد هیچ می‌گفت میخام بزنمت محکم چندتا خوابوندم تو صورتم و چشمم منم همش بغلش میکرد میگفتم چی میخوای مامان فقط می‌گفت میخام بزنمت و گیر داده بود الان باید بریم فروشگاه گفتم مامان دست و صورتمو بشورم صبحانه بخوریم میریم می‌گفت نه نمیرفت دسشویی نه یمذاتش من برم اهرم جیش کردن تو شلوارش پشت در دستشویی هم کلی گریه کرد بعد یک ساعت تمام با زور گوشی و تلویزیون ساکت شد بعدم ک بردمش بیرون کلی اذیتم کرد میخواستم خرید کنم همش می‌رفت و من دنبالش آخرم کیلی داد زدم سرش جلوی همه و زدمش زنعموش اومده بود فروشگاه رفته پیش اون میگه میخام پیش اون باشم و نمیومد با زور دیگه باهم اومدیم بعدم خونه دوباره کلی اذیت کرد شلوارش در آورده بود و لخت راه می‌رفت نمسذات بپوشونمش هی جیش میکرد دور خونه با کتم هم نپوشید منم کلی جیغ و داد کردم و گریه کردم نمیدونی. مایر کرد که اینقدر ازش بدم اومده بود ب خدا باورتون نمیشه وقتی زنعموش رو میبینم انکار اون مامانشه از این رو به اون رو میشه ب شوهرم میگم این دعا داره همش میعاد بره خونه اونا پیش اون باشه منو کلی زده و اذیتم کرده منم اعصاب ندارم دیگه زورم میاره جاریم خودش ی بچه داره جیکش در نمیاد ولی این ابرو برا من نداشت تو همسایه ها از بس جیغ و داد کردم و همش داره گریه میکنم از بچگی هم همین بود الآنم همینه ی دستشویی نمیتونم برم