تجربه زایمان:پارت 2

سزارین از چیزی که فکر میکنید خیلی راحتتره اصلا من متوجه درد نشدم.ولی اون انقباضای طبیعی داغونم کرد.انقباضام هر 2دقیقه 1 دقیقه میگرفت و ول میکرد.حتی موقع اسپاینال نمیتونستم خم شم از درد.تنها سختی که سزارین برام داشت اسپاینال بود که درد گرفت.سوند اصلا درد نداشت فقط یکم میسوخت.بعد اسپاینال یه پرده سبز کشیدن جلوم و چون ناشتا نبودم بهم ضدتهوع زدن.فک کنم 2 دقیقه بعدش ازشون پرسیدم پس چرا شروع نمی‌کنید که گفتن 1 دقیقه دیگه صدای گریه شو میشنوی که همون موقع صدای گریه ش اومد.اخ که چقدر شیرین بود اون لحظه.فک کنم 20 دقیقه بعدش بردنم ریکاوری و بعدش دخترمو آوردن شیرش دادم 3 ساعت بعدش بردنم بخش.2 بار تو ریکاوری ماساژ رحمی دادن ک دردش قابل تحمل بود بار آخر میخواستن تحویل بخش بدنم ماساژ دادن.اصلا خود بخیه درد نمیگیره ها شکم درد میگیره مخصوصا دور ناف.4/۲۰دقیقه رفتم تو بخش 5/۳۰گفتن مایعات بخورم ساعت 6 هم راه رفتم.اصلا سخت نبود بیشتر ادم میترسه.پمپ درد هم داشتم ولی اصلا استفاده نکردم.2 تا شیاف واسم گذاشتن همون اثر کرد برام.
هر سوالی داشتین بپرسین حتما جواب میدم😍

۱۵ پاسخ

مراقبتای بعدعملت چی بود چکارکردی

پس چرامیگن سردردوکمردرد همراه آذم میمونه دیگه

بعدازایپاینال سردردنگرفتی

به سلامتی عزیزم ♥️
میگن آدم خیلی خون از دست میده تو سزارین. من خ ضعیفم میترسم اتفاقی برام بیفته .
شما ضعف و سرگیجه نداشتی؟

و اینکه چقدر شد هزینه زایمان و دکترت؟

به سلامتی عزیزم کی تونستی خودت بچه رو شیر بدی بعد اینکه آمدن سوند رو در بیارن همراهت هم تورو دید یا اینکه کلا پیش آمد همراهت ببیند تورو

عزیزم ببخشید. کدوم بیمارستان بودید؟
خصوصی بود یا دولتی؟
درد آمپول اسپاینال خیلی وحشتناک بود منم ۴شنبه سز میشم حالم خیلی بده از ترس اون امپول

من ۹ صبح عمل شدم نزدیک ده و نیم بود اومدم بخش تا ساعت ده شب نه گذاشتن متکا زیر سرم بزارم نه چیزی بخورم نه از تخت پایین بیام

چه خوب
من انقد از سز میترسم

میگم ان شاالله طبیعی برام خوب پیش بره سز نشم

البته ترسمم بخاطر اینه ک خییییییییلی دیر زخم هام خوب میشن

عزیزم من هم تازه سزارین کردم مگه میشه آنقدر زود بگن مایعات بخور بعدش بگن را برو

زایمان اول معمولاً راحته ..منم برام خیلیییی راحت بود ولی برا دومی یکم سخت بود .الان بچه سوم رو باردارم ..ولی بی نهایت اذیتم

من سابقه سزارین با بیهوشی رو دارم ولی بی حسی نمی‌دونم خوبه یانه

مبارکت باشه عزیزم چند هفته زایمان کردی

زایمان چندم بود؟

بسلامتی عزیزم چند ساعت بعد زایمان تونستی از جات پاشی گلم

سوال های مرتبط

مامان لنا💗 مامان لنا💗 ۳ ماهگی
مامان هیرمان مامان هیرمان ۷ ماهگی
✔️تجربه زایمان سزارین✔️
✔️پارت دوم✔️

بردنش روی تخت کنارم تمیز کردن و اوردن کنار صورتم یه عروسک سفید برفی بود نمیدونم چی زدن تو سرمم ولی اینجا ها داشتم خواب میرفتم خلاصه بیدارشدم دیدم عملم تموم شده بخیه هامم زده بود دکترم و خدافظی کرد رفت. منو بردن تو ریکاوری حدود ۳۰ دقیقه اونجا بودم و بعدش منتقل کردنم به بخش. ماساژ رحمی هم همونجا تو اتاق عمل انجام دادن اصلا توی ریکاوری و بخش انجام ندادن. توی بخش که اومدم تا ۳ ساعت بعدش بی حس بودم بعد کم کم بی حسی رفت و کم کم دردا میومد سراغم اومدن مسکن زدن پمپ درد هم نگرفتم حقیقتا فراموش کردم. دردش زیاد بود خودم از خونه شیاف برده بودم همسرم گذاشت برام ۲ تا. من ۱۲ ظهر از اتاق عمل اومدم بیرون تا اخر شب ساعت ۱۲شب اومدن گفتن باید بلند شی راه بری سوند هم بکشیم کشیدن سوند هم مثل وصل کردنش در حد یه سوزش ریز بود و با کمک پرستار بلند شدم برعکس یسریا که میگفتن اولین راه رفتن سخت بود برای من اصلا سخت نبود یکم درد داشت ولی قابل تحمل بود اصلا اون چیزی که میگفتن نبود چند قدم راه رفتم و اومدم روی تخت اذیتی من بیشتر از این پهلو به اون پهلو شدن بود. بعد راه رفتن شکر خدا دردام کم شد تاساعت های ۳ شب درد داشتم بعدش دیگه خیلی کم شد دردم و صبح اصلا درد زیادی نداشتم قابل تحمل بود اینم بگم من خودم شیاف برده بودم و هر ۵ ساعت دوتا برام میذاشت همسرم و مادرم. صبحونه و شام هم ندادن بهم گفتن فقط چای نبات و مایعات بخور یکم گرسنگی بد بود برای منِ شکمو.
مامان مانلی 🩷 مامان مانلی 🩷 ۶ ماهگی
پارت 4
دیگه دخترمو برده بودن تحویل خانواده ام داده بودن و منم بعد از کارای عمل بردن ریکاوری که اونجا یه لرز خیلی وحشتناکی تمام بدنم رو گرفته بود فقط میگفتم سرده ، لرز دارم که برام بخاری گذاشتم و گرمم شد یه ساعتی تو ریکاوری بودم و بعدش منتقل شدم بخش ، همون جا تو ریکاوری ماساژ رحمی گرفتم که حس نکردم و بعدش تو بخش هم یه بار گرفتم که متوجه شدم چون بی حسی داشت کم میشد ، دیگه گفتن 12 ساعت نباید هیچی بخوری و تکون بخوری که سردرد نگیری و تا 1 شب همین جوری بمون .. من از ساعت 1 که اومدم بخش تا 4 اصلا درد نداشتم ولی بعدش دیگه شروع شد که برام شیاف گذاشتن و آمپول زدن ، دخترمم کنارم بود که از دیدنش دلم ضعف می‌رفت ، ساعت 1 شب دیگه گفتن یه چیزی بخور مثل سوپ و چایی با خرما و اگه سرگیجه نداشتی کم کم بیا پایین.. از جام با کمک همراهم بلند شدم اما اون لحظه سخت ترین لحظه عمرم بود از درد نمی‌تونستم تکون بخورم چه برسه به اینکه راه برم دو سه قدم رو به بدبختی رفتم و بعدش بیشتر ادامه دادم و رفتم قسمت پاها و واژن رو با آب ملایم شستم و نوار بهداشتی گذاشتم و شلوار پوشیدم ، بعد از این مرحله باز شیاف زدم که دردم کمی افتاد و بهتر شدم اما گفتن باید به بچه شیر بده اما دریغ از قطره ای شیر .. اما با توجه به تجربه بقیه گفتن که با قاشق هم شده به نی نی شیر بده که دفع داشته باشه و ما هر دو ساعت ده میل شیر رو با قاشق چایخوری آروم بهش دادیم و شروع کرد به دفع کردن