۱۵ پاسخ

من دیگه ۳ سالش بود عکس از اینترنت آوردم براش وقتی آدمی دست کنه یا چیزی بکنه تو پریز چجوری برق میگیره میسوزونه .کلا گفتم کسی که سوزن و باتری کنه تو دهنش اینجوری میشه خیلی خطر ناکه دیگه این بچه اینجور چیزا را نکرد دهنش حتی قرصم گفتم اگر بکنن دهنشون اینجوری میشن .درسته نگاه کرد ترسید ولی دیگه آگاه شد

درمورد جیوه خیلی شنیدم ولی من ۱۲ سالم بود ازین تبسنج جیوه ایا شکست نمیدونستم اونا چیه برداشته بودم باهاشون بازی میکردم تازه یکمیشم خوردم😂😂😂😂

اخه،خدا بهش رحم کرد،ممنون که گفتی عزیزم

سلام عزیزم چند روز مرتب بهش شیر بده تا اگه سم تو بدنش مونده دفع بشه عزیزم 🤲

مممنون اجی گفای خدا خیرت بده پسرم همیشه باطری کنترول میزار دهنش

ممنون که گفتی عزیزم

پسر من یه مدت گیر داده بود که لبوبو رو با چاقو پاره کنه ببینه توش جی پی اس گذاشتن یا نه از بس که تو کلیپ دیده دیگه هرچی مانعش شدم دیدم نمیشه گفتم یه وقت یواشکی چاقو برمی‌داره دستش میبره دیگه بهش اجازه دادم گفتم باشه چاقو دادم خودمم کنارش نشستم هرکار کرد زورش نرسید نتونستم پاره کنه گفتم دیدی اين خیلی محکمه کسی نمیتونه توش جی پی اس بزاره دیگه قانع شد

عزیزدلم صدقه بنداز.مراقب خودتم باش

این که پوستش خیلی سفته با چی باز کرده

آخه چطور تا این مرحله رسونده متوجه نشدید
این بچه ها آدم و میکشن

خداروشکربخیرگذشته عزیزم

خداروشکر ک ب خیر گذشت نگران نباش ولی واقعا باید خیلی مراقب بچها با‌‌شیم کنجکاون و همه چیزو میخوان امتحان کنن

خدا را شکر بخیر گذشته

آره خیلی خطرناکه من هنوز براشون اسباب بازی ک باطری بخوره نخریدم یا میخرم اول مطمعن میشم روی درش پیچ داره
بچه بودم خودم امتحان کردم ولی ب جیوه نرسیده بودم برای بچه ها خیلی میترسم

اینم‌باطری

تصویر

سوال های مرتبط

مامان 🫶HAKAN🫶 مامان 🫶HAKAN🫶 ۶ سالگی
سلام، مامانای شهرکردی میخام یه دندانپزشک اطفال خوب بهتون معرفی کنم چون چن وقتی بود خودم دنبالش بودم و پسرمو پیش چن تا دکتر برده بودم و موفق نشده بودم دندونشو درست کنم، تقریبا دوسال پیش با بیهوشی هشت تا دندوناشو درست کردیم ولی الان بازم دوتا دندون خراب داشت که یکیش به عصب رسیده بود و یکیش ترمیمی بود، من خیلی نگران اون دندونش بودم که به عصب رسیده، دنبال یه دکتر خوش اخلاق و باحوصله بودم که ارتباط خوبی با پسرم برقرار کنه چون خیلی استرس میگیره، بعد از اینکه سه چهارتا دکتر بردم که یکیش از نظر اخلاق و رفتار با بچه صفر بود و نمیدونم چرا اینطور افراد پزشک اطفال میشن و یکیشونم گفت ریسک نمیکنم بیار با بیهوشی درست کنم و یکی دیگشونم گفت ببر پیش کسی دیگه چون فکر نکنم بذاره براش درست کنم، خلاصه که سه چهار ماهی گذشت تا اینکه دکتر صادقی که دندونپزشک خودمه، دکتر ناهید مقصودیو معرفی کردن، دو روز پیش بردم پیشش، معاینه کرد و گفت بذارید همین امروز امتحان کنم ببینم میذاره واسش درست کنم یا نه، انقققد این دکتر با حوصله و خوش اخلاق بود که حتی آمپول بیحسی رو که زد اصلا پسرم گریه نکرد و در حین کار جوری با بچه رفتار میکرد و حرف میزد که پسر منکه خیلی حساسه و خیلی استرس داشت گریه نکرد، پزشک اطفال باید اینطوری باشه، خلاصه گفتم بهتون بگم اگه مشکل منو دارید بچتونو ببرید پیش ایشون❤️
مامان دو عروسک👸🤴 مامان دو عروسک👸🤴 ۶ سالگی
مامانا پسرم دوشب قبل خون زیادی ازش رفت چی بدمش لبو انار گوشت موز اینا دادمش ولی رنگش هنوز زرد الهی بمیرم سوارتابش تو خونه بود مداد خواهرام ب دستش بود خودشو آویزون کرد تاب مسخره از قسمت جلو دراومد پسرم افتاد جیغ و گریه وقتی بلندش کردیم دیدیم صورتش غرق خون شده و از وسط ابروش پایین‌تر یه سوراخ عمیق شده از اون خون میاد وای خدا براهیشکی نخاد انقد امام رضا و امام حسین رو صدا زدم با یه وضعی رسوندیم بیمارستان چقدر خون ازش رفت طفل معصوم چشماشو از ترس بسته بود ۳ساعت بیمارستان بودیم هنوزم حالم بده ۵تابحیه خورد اون لحظه تو اتاق عمل ک من دست و پاشو گرفته بودم و شوهرم سرش رو تا تکون نخوره و دکتر آمپول بی‌حسی بزنه و بخیه کنه هیچوقت یادم نمیره خون می‌ریخت تو چشاش و توگوشاش سیاه و کبود شد از درد انقد گریه کردم و زجه زدم دکتر گفت خانم تو برو بیرون ولی کجا میرفتم سرخاکم بچمو ول کنم برم شوهرمم از من دلنازکتر دتست عش میکرد اصلا نکاه نمی‌کرد رنگ نداشت ب صورتش خداهیشکیو با بچه ش امتحان نکنه الهی هیچ بچه ای مریص نشه فقط میگفتم مادرت برات بمیره آخ قلبم
مامان گل پسر مامان گل پسر ۶ سالگی
سلام خانما خوبین خیلی حالم بده حالم گرفتس تورخدا بیان بگین چ کار کنمپسرم یه دوست داره همسن خودش همسایمونن بعد پسرم همیشه عشق فوتبال همش دوست داره فوتبال بازی کنه .چشم گوشش کلا بستس تااینکه این دوستش میاد باهم بازی میکنن پسره همش میگ بریم تو تختت پسرم میگ بیا فوتبال اون فوتبال دوست نداره یکی دوبار تو تخت شک کردم بهشون نزاشتم برن تواتاق بازی کنن تا پسره میومد میگف بریم تواتاق درهم ببندیم من نمیزاشتم امروز خودم زدم ب خواب ببینم چ میکنن امدن گوشی بردن ازخودشو عکس گرفتن پسرم رمز گوشی بلد نیس فقط دوربین روصفحع هست امد گف مامان گوشی باز کن تو نبین من شک کردم گوشی باز کردم رفتم تو گالری دیدم پسره شلوارش دراورد واینکه پش هم دیدن میگن امپول بازی .خیلی حالم بد شد امروز سه نفر بودن یکی دیگ هم پیشش بود خیلی حالم بده پسرم کلی دعوا کردم اونا انداختم بیرون پسرم کلی گریه ک ب بابام نگو میکشم .من قصدپ این ب باباش بگم ولی ن جلو خودش خیلی حالم بده چ کارکنم زنگ مامان پسره میزنم میگ کمال سنشون داشتن امپول بازی میکردن ولی باباش میگم خودمم دعولش میکنم .