۱۶ پاسخ

خوب بزور بگیرش زیر بغل بردار ببر، خیلی چندشه ک ۲/۳ساعت بمونه با پوشک کثیف بچه مریض میشه

از اول اینجور بود .سر نخورده یا از چیزی ترسیده حمام خلوت و تمیز باشه ... حتما ترسیده یا آب داغ یا سرد رسیده بهش .. روش شستن را عوض من مثلا بشین بزار رو پات کپ بچه را با پوشک کامل پاک کن بعد با تشت آب بریز بشورش بعد هم ی تشت کوچک بده بعد ک تمیز شد دستش بکنه تو اب بازی کنه

پسر منم همینه نیم ساعت باید التماسش کنم گولش بزنم یدونه اسبای بازی عروسک میدم دستش میگم برو بشورش کثیفه باهاش صحبت می کنم راضی میشه

براش آهنگ آموزشی عمو امید بزار من الان یک هفتس پسرم از پوشاک گرفتم باهاش حرف بزن بچه کم کم راه میوفته

پسر منم همینه با کلی جیغ وداد وگریه میبرمش دستشویی موندم چجوری از پوشک بگیرمش

با بازی ببر‌مثلا بیا بریم با آفتابه بازی کنیم
کی میخواد سیفونو بکشه؟ و...

فکر میکنم اقتضای سنشه
همین سوالو دیشب من پرسیده بودم

با عروسک هم حالت نمایش براش اجرا کن یکم بهتر میشه مقاومتش

بگو بریم فلان اسباب بازیتو بشوریم اونجا

پسرمنم همین بود فکر کنم پی پی خودشو دیده بود ترسیده بود. من خودم یه مدت خمیربازی براش خریدم و مدام بازی می‌کرد به نظرم خوبه. الانم میگم برو رو قصری بشین و مامان رو صدا کن هر وقت داشتی و بعد جایزه برچسب میدم. بهتر شده

حالا بزار یکم گریه کنه ولی ببرش چن بار ک ببری کوتاه میاد ب شوهرت بگو تمام بدنش میسوزه باید ببرمش قاطع باش یکم

نگران نباش عزیزم دنبال روانشناس اینام نباش بیشتر بچه های این سنی همینن منم بعضی وقتا شل می‌کنه ولی بعضی وقتها با بازی خفتش می کنم و به به می کنم 😂😂😂

دختر منم یه مدت نمیذاشت عوض کنم ب هیچ صراطی جز تهدید مستقیم نبود

براش قصری بخر

من ب زور میبرمش نمیزارم بمونه یکم جیغ جیغ میکنه دیگ

خب از پوشک بگیر شاید راضی بشه

سوال های مرتبط

مامان نور چشم مامان نور چشم ۳ سالگی
مامانا حالم خیلی بده. دو ماهه دخترم لجبازی های عجیب غریب میکنه زندگی رو بهم سیاه کرده شب و روز برام نذاشته واقعا از آدمیت خارج شدم مثلا میگه غذا نمیخورم نمیخوام بخوابم نمیام پوشکمو عوض کنی نمیخوام آب میخواد میگه نمیخوام آب بخورم همه رو با گریه . تا ببینه سفره پهن میشه میخواد جمع کنه نمیذاره هیچی بخوریم نمیذاره جارو کنم نمیذاره لباسای خودم و خودشو عوض کنم حتی نمیذاره دسشویی برم چایی نمیذاره بخورم و همه این مخالفت ها هم با گریه ست با گریه های شدید
اما الان دو روزه میخواد پی پی کنه تا میاد بشینه یهو پا میشه میگه نمیخوام پی پی کنم و واقعا خودشو نگه میداره هر یک ساعت نیم یهو میبینه میخواد پی پیش بیاد میزنه زیر گریه که نمیخوام میگم بشین پی پی نکن نمیشینه خودشو جمع میکنه واقعا روانی شدم انروز سه روزه پی پی نکرده منم دیدم این آدم نمیشه هرچی بغلش میکنم هرچی بهش چشم چشم میگم بخدا نمیذاره ظرف بشورم نمیذاره نماز بخونم گفتم بهش بغلت نمیکنم با من خرف نزن اون واسه خودش گریه میکرد من ظرفامو شستم دسشویی رفتم نماز خوندم بعدم بردمش حمام حتی یک ماهه حمام نمیاد همه کارامو کردم بخدا وقتی صدا میکرد مامان دلم کنده میشد اندازه ده سال امروز پیر شدم ولی دیگه از دستش خسته شدم دیگه دمار از روزگارم دراورده الان خوابیده ولی هنوز تو خواب هق هق میکنه واقعا دلم خونه واسه بچم واسه خودم و زندگی تلخ تر از زهرم