نه بیرون بردمش نه هیچی زود کنار اومد قبلش از الکی جلوش به باباش میگفتم می می درد میکنه اونم نگاه میکرد ولی هیچی نمیگف بعد چند ساعت که شیر خواست منم گفتم وایستا برم اب بخورم بیام رفتم سر سینم زردچوبه زدم گفتم بیا شیر بخور تازدم لباسمو بالا گفتم ای وای می می اوخ شده یه گریه کردم همون لحظه مشغولش کردم و یادش رف شبم موقع خواب تا گف گفتم اوخ شده یکم بهونه کوچیک گرفتو رو دوشم گذاشتمش راه بردمش و خوابش برد وسط شبم بیدار شد یکم گریه کرد گفتم مامان ببخشید اه شده تلخه حالت بد میشه اب دادم خورد و خوابید از فردا دیگه کلا بهونه نگرفت خیلی هم وابسته بود ولی خداروشکر اذیت نشدم
من خیلی راحت بود پسرم شب موقع خواب خیلی کم بهونه گرفتو تمام اصلا اذیت نشدم خداروشکر
اول شیر صبح و ظهر رو قطع کن
فقط شب بده
بعد که عادت کرد فقط شبا بخوره شبو هم قطع کن و قبل خواب شیر موز یا شیک با هر طعمی که دوست داره درست کن بریز تو قمقمش بده بخوره
تا میتونی ببرش بیرون و یا با بقیه وقت بگذرونه
واس شب هم از غروب ببرش بیرون یا خانه بازی یا پارک اگر سرد نیست سرگرمش کن و خسته بشه بدون شیشه بخوابه
واس من که از شیر خودم گرفتم فقط این بود که خانوادم از من دورش میکردن بیرون مسبردنش
چرا تدریجی نمیگیری
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.