شک ندارم کسایی بچه دوم میارن که بچه اولشون خیلی آرومه وگرن بخدا ک با بچه شیطون نمیشه ب دومی فکر کرد🥲از صبح تاحالا درگیر ی جارو ی ساده ام انقد گریه ک خودم بکشم گفتم باشه یکساعت تمام جارو روشن بود سرسام گرفتم آخر با هزار تا ترفند گرفتم ینی هزار و دویست بار جارو رو خاموش روشن کرد از برق کشید میرف روش میشست کم و زیادش میکرد گریه من بکشم بعد چار پنج ساعت ی خونه من جارو زدم آخرم چرخ جارو رو از جا کند🫠حالا منتظرم بخابه بلکه طی بکشم و سوال بعدیم اینه دختر من دیشب ساعت دوازده و نیم شب خوابیده هر یکساعت ی بار خدا شاهده بیدار شده گریه ک بغلم کن راه بریم کفش بپوشم آب بخورم عروسک بیارم تا بالاخره ۸ صبح شد و بیدار کامل تا همین الان که ذره ای خواب توچشمش نیست،هرشب برنامه خوابش همینه فقط دیشب نبوده،من با ۲۸ سال سن دارم از بی خوابی میمیرم اما این چرا خوابش نمیاد نمیدونم🫠برا همه اطرافیانم تعجبه که چرا انقد خوبش کمه دکتر بردمش میگ در طول روز خستش کن خب بیرون میبرم بازی می‌کنم حموم میبرم نمیدونم دیگ چکار کنم مغزم رد داده بخدا😭😭

تصویر
۸ پاسخ

پسر من هم خیلی شیطون بیش از حد یجا بند نیس شیطون گولم زد باز باردار شدم 😶

بخدا که بچه منو توصیف کردی، دقیقا همینکارو میکنه، مثلا من بخام الان جارو برقی بکشم دوسه ساعت بعد تموم میشه،میگه خودم باید جارو بکشم، از شیر هم گرفتمش بجای اینکه خوابش بهتر بشه بدتر شد، اینم شانس ماس، حالا کارای دیگش بماند، یا ازلباسشویی اویزونه یا سینک ظرفشویی، همش باید بگم مامان نکن، مامان بشین، اخرم کار خودشو میکنه

عزیز جان بچه منم امروز فقط رفتم ی چند دقیقه ظرف بشورم هی گفت حوصلم سر رفت خسته شدم ای خدا من چیکار کنم تا من چنتا تیکه ظرف بشورم بااینکه کم بود چون وسطش چندین بار شستن رو متوقف کردم نیم ساعت طول کشیدم
یا تو دو روز گذشته آشپز خونه رو داشتم تمیز میکردم مدام دخترم بیقراری میکردم همین جملاتو میگفت منم مجبور شدم سرش داد بزنم که بعدش خیلی پشیمون شدم چون تقصیری نداشت فقط نمیخواد من کاری کنم دلش میخواد پیشش باشم دیگه کارامو کمی بیخیال شدم که اذیت نشه

والا من سر بچه اول دهنم سرویس شد ولی دومی رو هم اوردم😂😂😂البته بعد از ده سال

بچه منم همینطور بود چندتا متخصص بردم همشون نظر دادن قطره ملاتونین بگیر شبا بهش بده گرفتم دادم خیلی خوب شد هم رشد قدیس هم خوب شد

همدردیم توتمامه حرفات😔

دختر منم همینطوره شبا شش هفت بار بیدار میشه یچیز میخواد ولی ظهر خودمو میزنم به خواب میبینم نیم ساعت صدا می‌کنه منو شیشه شیرشو می‌کنه دهنم با کف دستش میزنه صورتم گریه می‌کنه واکنش نشون نمیدم میبینم بعد نیم ساعت گرفت کنارم خوابید پامیشم کارامو میکنم
صبح هم که از ساعت هفت که خواهرش میخواد بره مدرسه بیداره کلی بازی میکنیم بعد ظهر به همون ترفند میخوابونمش خیلی سخته ولی شدنیه بخدا بعضی وقتا کارایی می‌کنه حرفایی میزنه به زور جلو خودمو میگیرم نخندم که اونم بخوابه

ای بابا از شیر هم که گرفتیش خب!
من که واسه خوابش ایده ای ندارم.
ولی سر همون جارو کشیدن هم خیلی به حرفش نکن.
ایده دیگه بده بهش

سوال های مرتبط

مامان نلین مامان نلین ۲ سالگی
خب اومدم تجربه ی خودمو در مورد ترک پستونک بگم نمیگم راحت بودش ولی اونجوری که برای خودم غول ساخته بودم نبودش من ۱۲ روز پیش خیلی یهویی نلین از خواب بیدار شد تصمیم گرفتم پستونک بهش ندم البته نلین تا قبل ۱۸ ماهگی فقط برای خواب و هنگامی که از خواب بیدار میشد بهش میدادم که دوباره به خوابش ادامه می‌داد تا اینکه از اردبیهشت ماه که تب ۴۰ درجه کرد وابسته پستونک شد که فقط می گفت پستونک که کلا در طی هم زیاد می خورد یه مدت گفتم ایرادی نداره چون دندونش هم در می آورد از اونورم خواب در طی شبش خیلی بدجوری شده بود پشت هم توی خواب بیدار میشد و پستونک می خواست دیگه دیدم خیلی وابسته شده صبح بیدار شدم گفت پستونک گفتم مامان نمیدونم کجا گذاشتی برو بگرد پیداش کن تا ساعت یازده موقع خواب نیم روزش یه پنج دقیقه گریه کرد و خوابش برد بیدار شد گفت پستونک نلین به پرنده ها علاقه داره گفتم مامان پرنده ها بردند گفتند نلین بزرگ شد گفتند چیزی دیگه ی برای نلین میاریم گفت نه نه منم پشت هم تکرار میکردم پرنده ها بردند تو که پرنده ها رو دوست داریی تا غروب حسابی سرشو گرم کردم حسابی خستش کردم شبش رفتیم با هم عروسک به همراه وسیله های تمیز کاری خریدیم نلین خیلی جارو دسته بلند دوست داره گفتم نلین کدام‌ها رو دوست داریی پرنده ها گفتند هر کدوم دوست داریی بردار که انتخاب کرد اومدیم خونه خیلی خسته بودش زود خوابش گرفت در طی شب هم بیدار شد یکبارش روی پام گذاشتم چند بار دیگه پشتشو ماساژ دادم خوابش برد نمیگم راحت خوابش برد حتی چند دقیقه گریه هم کرد ولی خب اونجوری نبودش زود خوابش می کرد فرداش چند باری اومد گفت پستونک بازم همون جمله ها رو گفتم و عروسکشو نشون گفت باشه روز سوم تب کرد بقیه رو پایین میذارم
مامان شاهان🤴 مامان شاهان🤴 ۲ سالگی