۱۳ پاسخ

خداروشکر😊

عزیزم انشالا زودی خوب بشه دلیل عفونت ریه نوزاد تو شکم مادر چیه؟؟؟؟؟نکنه از سرماس 🥲

مبارکه عزیزم ایشالله دوتاتون سالم باهم برید خونتون

پس خداروشکر .انشالله سرپا بشی بری ببینیش

مبارکه عزیزم 😍
انشاالله زود میارنش پیشت

مبارک عزیزم کدوم بیمارستان بستری؟

بسلامتی سالخیسه بولسن
ان شالله حال دخملیت زود خوب بشه بیاد بغلت

بسلامتی گلم چشمت روشن
نترس ایشالا زود بیاد پیشت

منم بچم‌موقعی به دنیا اومد ناله داشت .پرستار اومد یه دستگاه گذلشت بالاسرش گفت شاید سردشه .روشنش کرد بچه گرمش که شد دیگه خوب شد ..اونم میگفت اگه بهتر نشه باید دکتر خبر کنم بیاد ببینش .ناراحت نباش انشالله فسقل تو زودتر ترخیص بشه با خودت بیاد خونه

مبارکت باشه عزیزم ان شالله زودتر با دختر قشنگت بری خونت

چند هفته زایمان کردی عزیزم

ان شاءالله چیزی نیست پناهت به خدا باشه عزیزم

مبارکه عزیزم قدمش پربرکت .نترس زود مرخص میکنن

سوال های مرتبط

مامان آی آنا و سوین مامان آی آنا و سوین ۸ ماهگی
خب از اول اول توضیح بدم پروسه بستری و ..
من چون پلاکت خونم کمتر از حد نرمال بود دکترم گفت باید ۳۷ هفته و ۱ روز ختم بارداری بشم ، و فقط بیمارستان سطح سه بستری بشم که تو کل استان گلستان فقط بیمارستان صیاد شیرازی گرگان هست
خلاصه من نامه ارجاع گرفتم شنبه صبح اومدم اینجا ازم نوار قلب جنین گرفتن پروندم و برسی کردن معاینه کردن بعد عرض یک ساعت امادم کردن برم اتاق عمل , اینم بگم ناشتا اومده بودم چون دکترم تاکید کرد ناشتا باشم
بعد خلاصه من عملم خوب پیش رفت خیلی سبک بود فقط چند ساعت اول خیلی درد داشتم هی مسکن و شیاف میزدن بهم
ولی خداروشکر خوب گذشت شب دوازده ساعت بعد عمل نشستم بلند شدم مایعات و کمپود اینا خوردم هر چهار ساعت بهم شیاف دادن
بچم هم ماشاءالله وزنش ۳۶۰۰ بود تپل مپل حسابی هم شکمو
ولی موقع خواب یککم نق میزد به پرستار گفتیم بعد بردنش چکاب گفتن عفونت ریه داره بردن ان آی سی یو بستری کردن فرداش گفتن حالش بهتره بردنش بخش نوزادان الآنم اونجا خوابیده اجازه شیردهی از سینه ندارم تا چهار روز باید یا شیرمو بدوشم یا شیر خشک بدم
خلاصه ک امروز از وقتی دخترم و رفتم دیدم حالم خیلی بهتره درد اینام رفته تا حد زیادی
مامان هاکان و پسری🩵💙 مامان هاکان و پسری🩵💙 ۱ ماهگی
پارت ۴
دیدم بچمو نیاوردن گفتم بچم کو هی گفتن الان میاریم من هی رفت تو مخم گفتم بچم گفتن میاریم هیچی دیگه دکترم کارشو تموم کرد و بهم یه سرم دیگه زدن بردن تو ریکاوری گفتم بابا بچم یه دختره اومد گفت بچه ات ۴۳۰۰ هست ۵۳ چون وزنش زیاده بد نفس کشیده چندساعت میره آن ای سی یو من ناخودآگاه زدم زیر گریه هی گفتن آروم باش زود میاریمش و اینا منم هی میگفتم بچم بچم دیگه اومدن زیرم پد گذاشتن و من کم کم حس پاهام داشت میومد درد کمرمم داشت منو میکشت گفتم کی میبرین بخش گفتن یکم دیگه بقیه بچه ها بغل مامانشون بچه من پیشم نبود هی اشکم میومد دیگه شوهرم گفته بود بزارین از دور ببینم زنمو یکم اونو دیدم آروم شدم بچه رو برده بود برا بستری ان ای سی یو دیگه اومدن منو ببرن بخش سرپرست بخش گفت چرا شکمشو خالی نکردین 😭😭😭
واییییی بدترین بخش زایمان یهو یه دکتر اومد فشارم داد خون پاشید ۵،۶ دفعه محکم تکرار کرد که من فقط زار میزدم از درد زار ها سر زایمان طبیعی گریه نکردم سر اون فشارا گریه کردم دیگه دکتره معذرت خواهی کرد که به خاطر خودت بود و اینا بردن بیرون شوهرم منتظر بود بردن بخش منو دراز کشیده انتقال دادن رو تخت بخش با شوهرم
برام سرم آوردن توش دارو زدن و گفتن تا ۲بغد از ظهر هیچی نخور ساعت ۲ برات چای عسل میاریم دیگه آوردن و شروع کردم مایعات خوردن ساعت ۲:۳۰ بود بچمو از ان ای سی یو آوردن پیشم
ساعت ۷هم اومدن سوندمو کشیدن و یه خانمی اومد منو راه ببره همین که پاشدم کف زمین شد خون 😩برد منو حموم خونامو شست شورت یکبار مصرف و پد برام گذاشت که رو خود پک بیمارستان بود دیگه کم کم راه برد منو گفت بعدش دیگه خودت پاشو هرچقدر تونستی راه برو دستشویی هم خودت برو