۱۴ پاسخ

وااای منم اینو فقط میگیره

عکس بده از سرش ببینم عین پستونکای دخترمه دوتا داره نمیگیده

مگه این اونت نیست؟
همینی که عکسش رو گذاشتی

خیلی دوست داشتم بگیره

من پسرم پنج ماهشه هررررمدلی پستونک بگی گرفتیم نخورد یعنی الان میخوره

😂😂ای خدا

😂😂😂😂😂😂

منم از این گرفتم سرگرد در دو دقیقه میگیره بدش میاد

منم برا پسرم چهارپنجتا گرفتم فقط همین مدلیه رو دوسداره

این بی بی لنده عالیه از همه پستونک های خارجی بهتره دقیقا بچه منم با هزار مدل عوض کردن فقط اینو گرفت

پسر منم هیچ پستونکی نگرفت جز همین پستونک

باز پسر من فقط اینو میخوره همسرم براش هشتصد تومن پول پستونک داده حتی نگاهم نمیکنه 🤣🤣

بله دقیقا یکاری میکنن پشمات بریزه😂

یه سر به کانالمون تو روبیکا بزن مطمئنم کمکت میکنه🤩
پر از ایده غذایی
غذاهای متنوع و اماده کودک
سالم و مفید👌🏻🥰
کانال
@ninipaz404
پیوی
@nini_paz404

سوال های مرتبط

مامان شاهان و دلانا مامان شاهان و دلانا ۸ ماهگی
تجربه من از پستونک گرفتن پسرم
شاهان شدیدا وابسته پستونکش بود یعنی پستونکشو از مامان باباش بیشتر دوست داشت چندبار تلاش کردیم ازش بگیریم فایده نداشت تا اینکه شب عید یه بچه یاکریم از پنجره خونه مون اومد توی خونه و شاهان این پرنده رو دید که تو خونه مون پرواز میکنه و روی اپن میشینه پستونک های شاهان هم همیشه رو اپن بود ا‌ونشب بطور اتفاقی شاهان رفت خونه مامانم موند و ما یادمون رفت پستونکش رو بدیم ببره خلاصه اولین شب بدون پستونک اونجا خوابید
فرداش که آمد خونه من دیدم فرصت خوبیه با یه آب و تاب اساسی و جذابیت زیااااد براش داستان تعریف کردم که اون پرنده ای که دیروز آمده بود خونه مون گفت پسر شما دیگه بزرگ شده و من این پستونک هارو میبرم برای جوجه های خودم که کوچولو هستن
در کمال ناباوری بدون اذیت پذیرفت و حتی سراغ پستونک خواهرش هم نرفت اخه هرجا بهش پستونک نمیدادم میرفت پستونک خواهرشو از دهنش میکشید بیرون
هنوزم گاهی بهونه شو میکیره ولی من همون داستان تکراری رو بع ذوق براش تعریف می‌کنم اونم میپذیره
و موضوع دیکه اینکه شاهان عادت داشت موقع خواب بایذ با انگشتای دست یکی مون بازی می‌کرد تا خوابش ببره و حتی اگر نصف شب بیدار می‌شد میدید دستش رو رها کردیم گریه می‌کرد از وقتی پستونک رو کنار گذاشته دیکه دست هم نمیگیزه و خودش مستقل میخوابه
یعنی اون دست کرفتن برای من عذاب اور تر از خود پستونک خوردن بود چون موقع خواب اسیرمون می‌کرد حتما باید میرفتیم دستاشو میگرفتیم تا کامل خوابش ببره