۱۵ پاسخ

حق داری درکت میکنم منم ازالان عزا گرفتم یه هفته که میخواد برازایمانم بیاد

وااای یا خدا
واقعا بعضیا به خودشون احترام نمیذارن
چترشونو باز میکنن دائم اینور اونور
چه وضعشه واقعا
من مادرشوهرم همون اول گفت من دوست ندارم با عروس یه جا بشینم قربونش برم من😶‍🌫️😂
خونه برامون جدا گرفتن
الانم اگر ماهی یه بار یا نهایتا دو بار ناهار و شام بیاد ماهفته ای یک بار میریم خونشون

متاسفانه تجربه داشتم .🥲که میگم درکت میکنم .

خودتو بزن به کمردرد بیفت و اصلا پا نشو بیاد دو روزه بره

میدونم خودم کامل درک میکنم

دلم واسه خودمون میسوزه همه زنیم خیلیا هم نی نی هاشون پسره
وقتی این خانم رفت شهرستان مادرشوهرش پذیراش بود مطمعن باش واسه هر دوطرف سخته
حالا ب عنوان ی مهمان میخاد بیاد انقدددددددد حرف منفی زدن چی معنی داره؟؟
عزیزم هر جور فکر کنی همون اتفاق میافته مسلما سختی هاشو داره اما ک فعلا اومدنش از کنترلت خارجه افکار منفی نیار ب زبونت بگو ان شاءالله قدمش خیره برامون و از خدا بخاه بهت ارامش بده و خوبی ها ببینی

چقدر بی‌عزت نفس! چرا تنها زندگی نمیکنه😐🤦‍♀️
والا من ۶ ساله عر‌وس خالمم من درهفته دوسه بار سرش میزنم ولی اون اصلا خونه ما نمیاد حتی برای سر زدن
میگه زندگی جوونای الان فرق داره نباید زیاد مزاحم شد
خیلی بداخلاقه و زبونش نیش داره و دخالتای خاص خودش داره
ولی دیگه مادرشوهره.
این جدید بود‌من شنیدم بیان‌چندماه بمونن😐 چخبره😑😑😑😑😑😑

الکی به شوهرت بگو استراحت مطلق شدم‌باید برم خونه بابام یا نمیتونم مهمون داری کنم

عزیزم استرس نگیر دیگه قرار نیست بمونه با شما زندگی کنه به چشم مهمون بهش نگا کن تا خیالت راحت بشه عزیزم

نه عزیزم کاملا حق میگی . من که حوصله خودمم ندارم چه برسه به مهمون☹️

اره حق داری خواهر .واقعا زندگی خودت هست بچت هس حامله ام هسی میان یه چیزی میگن .یکارایی میکنن .در کنارشون نمیشه راحت با شوهرت حرف بزنی .بچت اذییت کنه نمیشه چیزی بگی میبینی از اون طرف گارد میگیره ....ولی چاره چیه یه چیزم‌بگی میگی زشته میشه بی احترامی 🥲باید تحمل کرد

بچه از حرص واسترس کولیک میگیره

سخته الان شما احتیاج به آرامش دارید هر چقدر هم که خوب و کمک حالتون باشن ولی باز تنهایی بهتره

معلومه که حق داری خواهر خیلی سخته من تاحالا تجربه نکردم ولی حتی فکر کردن بهش برام سخته

خیلی هم حق داری 🤕

سوال های مرتبط

مامان کیان💙 مامان کیان💙 هفته سی‌وچهارم بارداری
خانوما من
پدر شوهرم 9ماه که فوت کرده شهرستان بودن
از وقتی که فوت کرده مادرشوهرم با هرکی که می‌ره شهرستان میاد قم پا میشه میاد
خونه هر کدوم از عروسا یه هفته میمونه من الان باردارم خونمون بنایی هست اتاق پسرمو درست میکنم
دفعه قبل که اومد من مجبور شدم شیاف استفاده کنم برای اینکه هم خیلی کار میکردم هم خیلی اعصابم تحت فشار بود
میاد شوهرم اصلا پیشم نمی‌خوابه انگار نه انگار که من هستم
از اون سمتم هی تو همه چی دخالت می‌کنه به شوهرم دستور میده
به خودم کاری نداره
اما هرجا میرم دنبالم میاد
برم اتاق میاد جلوی در اتاق ببینه چی کار میکنم
الان دوباره اومده قم من نمی‌دونم چی کار کنم
می‌دونم که شرایط من اصلا براشون مهم نیست اینو با چشم خودم دیدم که میگم
فقط چی کار کنم کنار بیام با این داستان
چون می‌دونم تا آخر هی میخواد بره بیاد
از اون سمتم آدم بی زبونی هستم خجالت میکشم به شوهرم بگم نیاد خونمون
اگر بگمم هی ناراحت میشم وای من گفتم نیاد اهش آخر منو میگیره🙃🙃

شیر خشک
فرزند پروری
شیاف
بارداری