۱۳ پاسخ

من الان تاپیکتو دیدم ، پیگیری کردی؟

اونو اگ درنظر نگیری بچه شبیه خودت یا شوهرت نیست؟

وای عزیزم 😱😱

به نظرم بهترین کار مراجعه به بیمارستان هست
دستبند ها رو هم ببر
پرونده رو چک میکنن به هرحال اونجا هم احتمال بالا کد دستبندها ثبت شده بهت دقیق میگن خیالت راحت میشه

کدوم بیمارستان ؟

حتما اینو برو ازبیمارستان بپرس عزیزم

یا خدا تو رو خدا پیگیری کن چرا خواهرت همون موقع نگفت

این کد روی دستبندامونه

تصویر

عزیزم از بیمارستان پیگیری کنید. من اسپاینال بودم تو اتاق عمل بچه رو دیدم. توی خود بیمارستان هم دو تا دستبند رو چک کردیم چون یکی از دستبندها برای بچه حساسیت داده بود، مجبور شدیم بازش کنیم.

بعید میدونم اشتباه به این بزرگی بکنن

واییییی برو بیمارستان بهشون بگو شایدبفهمنن

وا؟؟مگه میشه

وا مگه میشه
لطفا اگه شک داری پیگیری کن زودتر
بیمارستان رسیدگی میکنه

سوال های مرتبط

مامان اصلان مامان اصلان ۱ ماهگی
پارت اول
سلام اومدم تجربه زایمان طبیعی و براتون بگم اول ازهمه من زایمان دوممه زایمان اولم دختر بود توی ۳۶ هفته و ۵ روز رفتم پیاده روی در حد ی ساعت اومدم تو لگن اب گرم نشستم همون شبشم کیسه ابم پاره شد توی بیمارستان صیاد شیرازی گرگان زایمان کردم این زایمانم و تو ۳۹ هفته و ۴ روز ب دنیا اومد از هفته ۳۷ شروع ب پیاده روی کردم با این خیال ک ی شبه برم پیاده روی و همون شبم زایمان کنم ولی نشد ک نشد انقد عجله داشتم ورزش هامو شروع کرده بودم جوری ک هر روز دو یا س بار میرفتم حموم و ورزش هامو بعد و قبلش انجام میدادم برج ۳ .۲۵ رفتم زایشگاه اق قلا ب خاطر کاهش حرکت جنین نوار قلب و ... گرفتن تو معاینه گفتن ۱ و نیم سانتی برج ۴ یعنی همین ماه ۲ رفتم زایشگاه گرگان ب خاطر درد پریودی ولی گفتن عفونت داری اونا معاینه کردم گفتن بستع ایی انقد تعجب کرده بودم میگفتم چطور ممکنه از یک و نیم یهو بسته باشم اینم بگم ک ۸ هفته ب خاطر فوت پدرشوهرم نرفتم مطب دکتر برا معاینه و ویزیت همون روزی ک خاستم زایمان کنم رفتم ک معاینه تحریکی انجام بده ۲۳ یعنی س روز پیش صبح ساعت ۶ و نیم صبح با درد پریو بلند شدم اولش هر ی ساعت میگرفت
مامان ماندانا مامان ماندانا ۱۵ ماهگی
#تجربه_زایمان2
۵شنبه اومدیم مرخص شیم گفتن دخترت زردی داره ۶ ونیمه و بستریش کردن من همچنان شونه هام درد میکردن
نمیتونستم دراز بکشم یا تیکه بدم.
دخترم تا جمعه زردیش اومد ۳ و نیم دستگاهو خاموش کردن روز شنبه اومدن مرخص کنن گفتن اومده ۵ زردیش.
من  اهمیت ندادم و گفتم ک ترخیصمون کنن چون زردی ۵ و ۶ اصلا اونقد بالا نیست ک بستری شه. دکتر هم گف تا دو هفته زردی بالا پایین میشه.
پرستارای بخش زایمان زیاد اخلاق مهربون نداشتن بیشتر  دعوا داشتن.
پرستارای بخش نوزادان هم ی شیفت مهربون و ی شیفت بی عصاب.
راستی من اصلا دکترو ندیدم و دکتر هم منو فقط اتاق عمل دید‌. و اینکه دانشجو منو عمل کرد و دکتر فقط بالاسرش بود.
میشنیدم ک میگفت اینجوری بخیه بزن اینجوری بِبُر.
حتی انقدر تخس بودن ک با من حرف نمیزدن ک سرم گرم شه حواسم پرت شه.
خلاصه من شاید ۱۰ درصد راضی بودم از بیمارستان و کارکنانش.... شاید شانس من بود که اون روز اون پرستارا و دکتد به پستم خورده...
اینم تجربه ی زایمان من..😄