سلام
من خدا خواسته دوباره باردار شدم.شکر میکنم برا اینکه منو دوباره لایق مادر شدن دونسته.
ولی من همش نگرانم
دلیلشم اینه من برادر شوهرم سندروم داره سر بارداری اولم تا وقتی پسرمو دادن بغلم من همش ترس داشتم با اینکه تو غربالگری اینا اصلا نزده بود مشکلی داره ولی خب من ترس داشتم بماند ۹ ماه علاوه بر سختی دوران بارداری استرس با من چکار کرد.
الانم دوباره همینجور شدم تو هفته ۷ هستم.
سر پسرم سلفری ندادم یعنی اصلا نمیدونستم همچین چیزی اصلا وجود داره دکتر هم بهم چیزی نگفت.
برا این میخام این آزمایش قبل آن تی بدم
پسرم خیلی خوشحاله همش میگه نی نی کی میاد حقیقت میترسم
نمیدونم حال منو درک میکنید یا نه ولی دست خودم نیست از ساعت ۴ بیدارم همش فکرو خیال میکنم این ترس ولم نمیکنه.
به خانواده هامون هم نگفتم باردارم میخام وقتی از آزمایش سلفری مطمئن شدم بعد بگم بهشون.
کسی بوده شرایطی مثل من داشته باشه ؟
ازتون میخام برا سلامتی نی نی تو شکمم دعا کنید🙏
مادر شدن خیلی سختی داره هر چند سلامتی بچه هاتو ببینی آدم همه سختی هاشو فراموش میکنه
از خدا میخام قسمت هر کی که بچه میخاد بشه

۴ پاسخ

سلفری بعد از 12 هفته یعنی بعد از ان تی انجام میشه اگه ریسکت بالا باشه میفرستن سلفری

خوب کاری کردی قبل از ان تی به هیچ کس نگو ای کاش به پسرت هم نمیگفتی از هر لحاظ بهتر بود نمیفهمید ....

ولی نگران نباش انشالله بسلامتی دورانو بگذرونی .چون ی بچه ی سالم داری ریسکت خیلی پایینه اصلا فکرشو نکن توکلت به خدا باشه ختم سوره واقعه بردار خیلی معجزه میکنه 😇😇🙏

انشاا... سالم و سلامت بغلش کنی....

عزیزم حق داری
انشاالله که صحیح و سالم بغلش میکنی💖🤲

قبل ۱۲هفته انجام نمیدن که منم رفتم ۱۴هفتگی شکر سالم بود

سوال های مرتبط

مامان درنا مامان درنا ۶ سالگی
مادرشوهرم و خواهرشوهرم خیلی سردن با من اصلا محل نمیدن کلا اینجوریه ک من حق ندارم ازشون ناراحت باشم تا مشکلی پیش میاد اصلا محل من نمیدن پریشب تو مهمونی اقوامشون با من اصلا حرف نزدن یجوری بغضم گرفته بود هرچی میخواستم سرحرف باز کنم ولی اصلا تمایلی نداشتن ب صحبت با من
نمیدونم چرا همش حس اضافی بودن دارم تو خانواده اینا یجوری ک انگار از داشتن من خیلی خیلی پشیمونن و نمیدونم چجوری بگم قشنگ مشخصه منو نمیخوان نمیدونم چکار کنم خیلی خسته و خیلی دلشکسته ام یبار ب پدرشوهرمم گفتم اون کفت دلیلش اینه ک تو خیلی سردی و اونا این حس و ازت میگیرن ک اینجورین ولی من واقعا اینجور نیستم من فقط سر خیانت چند سال پیش همسرم ک اونا حق بمن ندادن با من بد حرف زدن ازشون ناراحتم ولی هیچوقت کم محلی بهشون نکردم خیلی حس بدی دارم شبا خواب نمیرم همش استرس دارم دلم میخواد گریه کنم دلم میخواد بمیرم نمیدونم….
تب استامینوفن فرزندپروری
فرزند پروری استامینوفن دیفن هیدرامین
استامینوفن تب فرزند پروری
مامان ابوالفضل مامان ابوالفضل ۵ ماهگی
کی فکرشو میکردم پسر به این خوشگلی و خوشتیپی و بانمکم آیندش بشه این و اصلا بچگی نکنه هرشب قرص بخوره و کلاس بره ای خدا بهم صبر بده خدایا منو دیگه با بچه هام امتحان نکن خدایا خستم به غریبیم و تنهاییم رحم کن
امروز پسرم رفته بود تو پارک روستا رو سرسره نمیدونم کی پی پی کرده بود و به پای پسر من تموم شد و پسر مظلومم رو فحش میدادن و میگفتن برو به مامانت بگو پوشکت کنه و این طفل حتی نمیتونست از خودش دفاع کنه تا منو باباش رسیدیم
سپردمش دست باباش خودم نوزاد دارم بابای بدبختش میگه یگ دقیقه ولش کردم
بچه ها اینجوری اذیتش کردن و آبروش تو یک روستای کوچیک رفت درصورتی که من تیشرت شلوارک پسرم رو صبح تنش کردم هنوز عوض نکردم و پی پی روی سرسره کار پسر من نبوده .....
ای خدا من می‌گذرم ولی تو نگذر قربونت بشم خدایا تورو به مظلومی ابوالفضلم قسم میدم نگذر ازشون خدایا بچمو به یه جایگاه و مقام بالایی برسون که همه تو کف بمونن
خدایا سلامتی چیزی نیست که بقیه باهاش برام قیافه بگیرن بگن بچه تو مریضه و....خدایا صبورم کن💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔