۶ پاسخ

من بعد از عمل که توی ریکاوری بودم رو اصلا یادم نیست،حتی میگن الا رو نشونم دادن و بهش شیر دادن ولی من ک هیچی یادم نیست،به همسرم گفتم چرا اینجوریم، تحقیق کرد گفت برات فراموشی لحظه ای زدن

من تا شکممو برش دادن جیغ بود که میزدم
میگفتم اگه فلج بشم چی.
بچه دنیااوکد اون گریه میکرد من جیغ و گریه م قاطی شده بود

من درد نداشتم حوصلم سر رفته بود میگفتم کی میبرین بخششش🤣🤣

من فقط به این فکر میکردم که اگه فلج بشم چی😂😂😂

بله کاملا طبیعیه این رفتارارو داشتی
من نداشتم یعنی همش میخندیدم و وسطاش بالا میاوردم با اینکه خیلی درد داشتم دست خودم نبود🤣

بیهوش شدی یا بیحس

سوال های مرتبط

مامان نینی مامان نینی ۱ ماهگی
پارت سوم
چیزی یادم نمیاد فقط وقتی داستم کم کم بهوش میومدم دخترم رو گذاشته بودن رو سینم البته از قبل لباس کانگورویی دادن پوشیدم و دخترمو گذاشته بودن داخل اون که تماس پوستی برقرار بشه و وقتی داشتم ب خودم میومدم پرستار خیلی محکم داست شکممو فشار میداد جیغ زدم از درد گفتم نکن تورا خدا خیلی دلم درد میکنه بعد دوباره بی حال شدم و هیچی از ریکاوری نفهمیدم اومدن دخترمو از لباس کشیدن بیرون و پتو پیچیدن گذاشتن تو بغلم و بهم گفتن محکم نگهش دار ک نیفته از اتاق عمل اومدیم با دخترم بیرون ک صدای مامانم و شوهرمو شنیدم ک دارن قربون صدقه خودم و بچم میرن دخترمم از اتاق میومدیم بیرون دستشو گذاشته بود دهنش مک میزد از گشنگی وارد اسانسور شدیم چون کامله کامل هوشیار نشده بودم دوباره چیزی یادم نمیاد تا اینکه تو بخش مادر شوهرم و پدر شوهرم و شوهرم و مامانم و اجیم اومدن پیشمون تا نفس رو ببینن بعد حدودا یک ربع پرستار اومد همشون رو بیرون کرد فقط مامانم موند پرستار باز دوباره پتوی بچه رو باز کرد و لخت گذآشتش رو سینه من
مامان پناه❤️ مامان پناه❤️ ۲ ماهگی
زایمان اول پارت یک
خانوما منم میخوام تجربه زایمان بذارم منتها اول باید زایمان اولمو بگم براتون
۱۹ سالم بود و توی بارداریم خیلی راجب طبیعی تحقیق کرده بودم و اصرار بر طبیعی داشتم ولی ورزش ها و پیاده روی هارو اصلا جدی نگرفتم ۳۸ هفته کامل کیسه آبم پاره شد و چون تجربه نداشتیم شوهرم هول کرده بود و منو رسوند به نزدیکترین بیمارستان که اسمش امام سجاد شهریار بود اولین بار معاینه شدم و بعدش به خونریزی افتادم بردنم لباسامو که عوض کردم با سرم بهم امپول فشار تزریق کردن و از همون لحظه سریع دردام شروع شد و دهانه رحمم از یک سانت تکون نمیخورد ولی دردام هی شدید و شدید تر میشد هرلحظه یکی میومد دست مینداخت و معاینم میکرد فقط گریه میکردم و مامانمو شوهرمو صدا میزدم همین یکم آرومترم میکرد چون اسپاینال رو راجبش خونده بودم هی گفتم تروخدا برام بی دردی بزنین دیگه نمیتونم طاقت بیارم کلا آدمی ام که تحمل درد ندارم...ولی هیچکس گوش نمیداد تا میگفتم درد دارم میگفتن میخواستی حامله نشی و اون وسط دلمم میشکستن از ترسم چیزی نمیکفتم که یه وقت بلایی سرم نیارن.. همینجوری درد میکشیدم تا ساعت هشت صبح شد...
مامان رامان 🫐🧸🍭 مامان رامان 🫐🧸🍭 ۳ ماهگی
پارت سوم

کم کم به سمت ریکاوری رفتیم و اونجا نینی و آوردن که بهش شیر بدم گذاشتنش روی بدنم و اونم شروع کرد به شیر خوردن انگار اونجا یه بار دیگه دنیا برام عوض شد🥹
خانوم پرستار مهربون ریکاوری هم داشت تموم تلاش شو میکرد که همه نینی ها شیر مامانشونو بخورن بین نینی‌ها میچرخید و جابجاشون میکرد😀(به نظرم این اولین بار خیلی روی کیفیت شیر خوردن نوزادا تاثیر میزاره)
همزمان داشتن حس پاهامو چک میکردن که برگرده یکم اذیت کننده بود اینکه میخواستی پاهاتو تکون بدی اما نمبتونستی اصن انگار پایی وجود نداشت یکم لج درار بود 😀 بعد از دو ساعت از ریکاوری بردنم به سمت بخش….
تو مسیر بابای نینی و مامانارو دیدیم که یه قسمتی که برام خیلی جذاب بود این بود که اول اومدن منو ببینن 😀 من افسردگی نگیرم
البته همسرم قبلش عکس و فیلماشو که تو اتاق عمل گرفته بودن دیده بود
وارد اتاق که شدیم اومدن برای اماده سازی من که برام پد و سرجی فیکس پوشوندن و سرم و پمپ درد و وصل کردن
اینم بگم که داشتن پمپ درد خیلی برام خوب بود دردامو خیلی خیلی کم میکرد و به حس گیج و منکی باحالی داشتم
مامان فندوق مامان فندوق ۱۲ ماهگی
تجربه من از عمل پرینورافی(ترمیم پرینه و تنگی واژن) بعد از زایمان طبیعی
.
الان دقیقا یه هفته از پرینورافی من گذشته امیدوارم این تجربه به درد خانومایی که نیاز دارن بهش بخوره،
اول اینکه ترمیم پرینه برای هر کس بر اساس شدت ترمیمی که احتیاج داره خیلی متفاوته از نظر دوره نقاهت و درد و هزینه حتی، من بعد زایمان بخیه های داخلیم متاسفانه باز شده بود و باعث شده بود یه مقدار باز بمونه ورودی واژنم ولی دلیل اصلیش این بود که آخرین بخیه خارجیم هم خیلی بد جوش خورده بود و هی سر باز میکرد و بعد دوماه و مصرف انواع ترمیم کننده خوب نمیشد و درد داشتم برای همین دکترم کفت باید مجدد بخیه بزنم برات ، منم تصمیم گرفتم حالا که دارم ترمیم میکنم، یه مقدار ورودی واژنم هم جمع تر کنم، عمل من توی مطب دکتر با بی حسی انجام شد ، موقع انجام من درد داشتم به خاطر کشیدگی پوست پرینه و اون ناحیه ای که خوب جوش نخورده بود ولی خب قابل تحمل بود ، کل پروسه حدود نیم ساعت طول کشید ، بخیه آخرم انگار بی حسی رفته بود من خیلی دردم اومد حقیقتا، بلافاصله بعد عمل که بی حسی رفت من درد شدیدی حس میکردم ، دکتر برام چرک خشک کن و مسکن نوشته بود ، سریع از داروخونه گرفتم و خوردم یه ربع بعد دردم آروم شد ، دکتر به من گفت اصلا درد نداری ، نیاز به سشوار کشی نیست چون بخیه ات داخلیه و راحت میتونی کارهاتو بکنی اما من دو روز اول مخصوصا شبها واقعا درد داشتم و با مسکن سر میکردم یه کم لکه بینی هم داشتم ویه نقطه ای از بخیه ها انگار سوزن فرو میرفت و برخلاف بخیه زایمانم که توی نشستن درد داشتم و موقع راه رفتن اکی بود الان توی راه رفتن درد داشتم و نشستنم خوب بود، ادامه کامنت