۹ پاسخ

بعضی مادرا اینجورین قصد بدی نداره دلش نمیاد به بچه چیزی بگی اگرم میگه بیا بچه رو جمع کن اون لحظه عصبانی میاد روی تو خالی میکن بعدش که تو میخای چیزی به بچه بگی میگه چیزی نگو بهترین کار اینکه کمتر رفت وامد کنی چون روی تربیت بچه تاثیر میزاره و به مشکل میخوری ناخواسته کاری میکنن که بچه به حرفات گوش نده

از اول واسه کمک مادرت رو آوردی وسط الان وابسته شده به بچه و دلش نمیاد تنبیه بشه شما احتمالا تند و پرخاشگری میکنید ولی از اول باید خودت انجام میدادی که بچه ۲ تربیتی نشه

کلا تربیت فقط کار مادر هست و کسی حق دخالت و نظر دادن رو نداره.

مامانت از رو دلسوزی میگه به دل نگیر ب اندازه تو بچتو دوست داره اصلا تو جمع ویزیو ب بچت تذکر نده تو تنهایی بهش بگو حتی جلو مادرت ک دفاع کنه ازش

من تجربه ای ندارم بخام راهنماییت کنم

شاید لحن شما تنده

مادرت از رو دوست داشتن اینکارو می‌کنه ولی خب متاسفانه همین کار باعث میشه بچه دو تربیتی بشه و اثر بد روش بزاره یکبار وقتی خودتون دوتایید بهش بگو می‌دونم از رو دوس داشتنه ولی اینجور بچه بد بار میاد اگه هم میخوای چیزی بگی به خودم وقتی تنهام بگو نه پیش بچه

با بچه توی جمع بد حرف نزن عزیزم تو فکر می‌کنی شش سالشه اما غرور داره خیلی مهمه برا اعتماد ب نفسش

عزیزم بچه رو تو جمع دعوا نگن تو گوگل سرچ کن چندتا روش یاد بگیری

سوال های مرتبط

مامان والاجان ونداجان مامان والاجان ونداجان ۴ سالگی
خانما کسی چنین چالشی با بچه داره من مامانم تا میاد پسرمو تشویق میکنه به اینکه از ما بد بگه بعد خودش پشت بچه در بیاد ینی الان بچه ای ک کلا همه چیش سرجاش بود تا مامانمو میبینه چقلی یاد گرفته تا یه حرف بد میزنه مامانم میدونه من از حرف بد بدم میاد بهش میخنده نازش میده همین ک حرف منو گوش میکنه هی بهم میگه بچه رو عصبی کردی به بچه گیر میدی هی من سکوت میکنم ولی الان بچه باهام خیلی بد شده مخصوصا خواهرش بدنیا بیاد کنترل برام سخت میشه مامانمم ازوناس ک بد دهنه هرچی دلش میخواد میگه بماند ک دوسالم بود جدا شدن از بابام و من پیشش نبودم الان اگ از عمه و بابام بد بگه ناراحت میشم بهش بر میخوره میخواد منو قانع کنه همه بدن با خواهرای خودشم نمیسازه با داییم قهر الان من همش دلم میسوزه میگم یدونه اینجا میاد اشکال نداره ولی بچه رو با من داره بد میکنه در حدی ک بچه تا یکی و میبینه میگه مامانم بده ولی وقتی با همیم کلا تو بغلمه نازم میکنه حرف گوش میده ولی جدیدنا سر هر چیز کوچیکی مث طلبکارا رفتار میکنه همش فک میکنه من دارم کار بدی در حقش میکنم واسه همه چی گریه و جیغ و داد میکنه بنظرتون چیجوری رابطمو باهاش کم کنم هیچ حرفی نمیشه بهش گفت قیامت میکنه قهر میکنه هرچی دهنشه میگه میره