۱۱ پاسخ

من ک نمیفهمم چسبندگی داشتن چطوریه

مجبوریم بزور انجام بدیم.وگرنه اون درد لحظه جداکردن چسبندگی توسط دکتر واقعاااا عذاب آور تر و سخت تره و دردناک تره

از کجا بدونیم چسبندگی ندارع همیشه چرب می‌کنید مای بی بی عوض کردنی

من فک کردم فقط پسر من اینجوریه 🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️
همیشه به همسرم میگفتم که ختنه ش بد بوده حتما درد داره نمیزاره دست بزنم

باید بهش حس امنیت بدی. اصلا با عجله و حالت بد نباشه. قشنگ با حوصله و مهربونی براش توضیح بدی که خب الان میخوام نگاه کنم اوخ نشده باشی. کلا کل مراحل تعویض پوشک رو وقتی دارید انجام میدید براش توضیح بدید. بچه‌ها دیگه کم‌کم روی بدنشون حساس میشن و حس مالکیت دارن، باید با حوصله و احتیاط برخورد کرد. بعدا برای تربیت جنسی هم خوبه

اره گفتی من اگه بیام ببینم یه مویی چسبیده بهش نمیزاره درش بیارم یجوری پاهاش سفته میکنه و گریه میکنه

خیلی سریع باید چک کنی. تا پاشو میشوری و میخوای پوشکشو ببندی زود نگاه کن و اگه نیاز به پماد داشت سریع پماد بزن. قبلش یه وسیله که دوست داره بده دستش حواسش پرت بشه.

چقد کلمه مثلا استفاده کردم 😄😄

اره همینجوریه بدش میاد دست بزنی

نه اصلا نمیزاره

نهه اصلااا.
من بزور چک میکنم هربارم چون مدت زمان طولانی چک نمیکنم میبینم جسبندگی داره

سوال های مرتبط

مامان سیاوش مامان سیاوش ۲ سالگی
مامانا اگه حال داشتین این تاپیک رو بخونید و نظرتون رو بگید.
مادر شوهر من با اینکه خونه اش دوره مرتب میاد بهمون سر می زنه.
هفته ای دو روز تقریبا. حالا از وقتی که شوهرم واسه کارش رفته جایی این ۲ روز همش اینجاست. من یجورایی راحت نیستم، هرچی هم غیرمستقیم بهش گفتم از تنهایی نمی ترسم، اذیت می شین این همه راه و اینا منظورم رو نگرفت. شبا هم می خوابید پیشمون.
اخلاقای خوبی داره مثلا تو کارا خونه کمکمه یا خیلی برای خودم بچم خرید می کنه ولی یه اخلاقای بدی هم داره که من اذیت می شم، هرچی هم غیرمستقیم اشاره کنم تغییر نمی ده.
مثلا بچم رو با بچه های دیگه مقایسه می کنه میگه بچه ی فلانی خیلی تپله، فلانی بچش همه چی می گه. یا یجوری حرف می زنه انگار بچه من مشکلی داره، مثلا میوفته زمین میگه مینو این ضعیف شده چرا چندباره افتاده زمین؟
یا مثلاً سرخود شربت اشتهاآور و ایمنی خریده آورده خونه بدون اجازه من بهش می ده
یا هی اینستاشو باز می کنه ترانه ها و کارتون های بچگونه سرشب می ده دستش بعد میگه اینا برای بچه مفیدن.در حالی که من دوست ندارم از الآن به گوشی ها عادتش بدم.
حالا بذارید در ادامه بهتون بگم امشب چرا بحثمون شد.
مامان بردیا و نینی مامان بردیا و نینی ۱ سالگی
سلام مامان ها
یه اتفاقی توی اقوام افتاده که گفتم شاید شنیدنش برای بعضی مادر ها به درد بخور باشه و از اتفاقات بد جلو گیری کنه
یکی از اقوام دور یه پسر ۹ ساله داره می ره حموم وقتی از حموم میاد بیرون هیچ علامتی نداشته اما می ره پیش پدرش و می گه از گوشم آب میاد پدرش هم می گه احتمالا بد حموم کردی آب رفته تو گوشت
شبکه می گذاره صبح میشه بچه تب می کنه و می برن دکتر می که پسرتون سرما خورده
یه چند روزی تب اینا مادره شک می کنه که شاید پسرش توی حموم چیزی خورده ازش می پرسه رفتی حموم چی شد پسره می گه افتادم سرم زده زمین
می برن دکتر به دکتر می گن پسره افتاده سرش ضربه دیده تب کرده اون می گه نه حتما سرما خورده حالا که اسرار دارید بچه رو ببرید شهر عکس سرش بگیرید
اینا میارن شهر اما اونجا قبل اینکه ببرن دکتر بچه بیهوش میشه
وقتی می برن دکتر می فهمن در اثر ضربه سرش ضربه دیده و مایع پشت گوش پاره شده و ریخته
یه چند روزی توی کما بود با هشیاری ۳ بعد اون خدا رو شکر الان بهتر شده اما تا الان چندتا آمپول گران زده که هر کدوم بالای ۵۰۰ میلیون هست و اصلا ایران گیر نمی یاد
تازه دکتره گفته ۱۱ آمپول دیگه هم داره 😑
خانوادش هم خیلی نیازمنده و کل فامیل دارن پول می دن تا بتونن پول دارو های بچه رو در بیارن
من که خیلی ذهنم درگیر شده امیدوارم همین بچه خوب بشه هم بچه های خودمون سالم باشن
😪😪😥😥