ما بیشتر اسم دختر مد نظرمون بود😂
ولی فهمیدم پسره شوهرم حسین دوس داشت من هادی بعد شوهرم میگفت چیزی ک تو دوس داری بزاریم ینی هادی
من میگفتم نه چیزی ک تو دوسداری بزاریم ینی حسین😂😂
خلاصه من گفتم ما ک نمیدونیم چی بزاریم گفتم بزارم لای قران ببینیم چی در میاد گذاشتم لای قران دوبار دراوردیم یکی من یکی شوهرم دوتاش حسین درومد😁😁
ولی اگر بچه بعدیمون دختر باشه میزارم هدی اگر پسر باشه میزارم هادی😂😂
بچه بعدی دیگه من قراره انتخاب کنم چون😂😂
ماههای اول بارداریم رفتیم یه جایی مهمونی،اونجا مهونای دیگه م بودن خانومه آخرای شب شوهرشو صدا زد امین...
امین رو دیدم خوشتیپ بود 🤣اسمه بهش میومد و گفتم منم امین میذارم
تااخر بارداریم شوهرم و خودمم گاهی اسمای دیگه انتخاب میکردیم ولی آخر عاقبت همون امینو انتخاب کردیم
ما قرار بود بزاریم جانان ول دیگ این اخریا ک شد شوهرم گفت میخام بزارم زینب من چیزی نگفتم آخه از اول باهم قرار گذاشتیم اولی اون انتخاب کنه دومی من..منم دیگه نتونستم چیزی بگم
ای جانم خدا حفظشون کنه......پسرمو شوهرم میگف شاهان ولی من مختارنامه یزدان شنیدم ب دلم نشست....دخترمم شوهرم میگفت نازیا من گفتم دلوان
ما دلمون ميخواست يه اسم با ريشه ايرانى ايرانى پيدا كنيم كه خاص باشه
همسرم سروين رو پيشنهاد داد يعنى مانند درخت سرو بلند زيبا سرسبز🌱✨
من شوهرم روی اسم خیلی حساس بود ولی هیچ اسم پیشنهادی هم نداشت 🤕اسم دخترمو بعد بدنیا اومدنش گذاشتیم سارا اینم شوهرم گفت خواب دیدم محمد هست ولی من دوست داشتم به سارا هم بیاد این شد که شد محمد صدرا
ماقرارنبودبازم بچه داربشیم دوتاپسر داشتیم همسرم کلا مخالف بود ولی خیلی دختر دوستداشت همش دختر کوچولو هارو بغل میکرد من خودمم عاشق دختر بودم ولی نمیزاشت یه روز تصمیم گرفتم بچه داربشم بعدا بهش بگم چون اگه قبلش میگفتم نمیزاشت خلاصه گولش زدم😂وحامله شدم میدونستم دوستنداره حامله بشم سنو ان تی که رفتم گفت پسره😩ولی چهارماهو نیم که رفتم گفت دختره شوهرم هروز یه اسم انتخواب میکرد اولیش عسل گذاشت بعد گیسو گذاشت بعد نفس گذاشت بعدیش گندم گذاشت هرشب به شکمم دست میزد بابچه صحبت میکرد😂آخرشم هراسمی که گذاشت ازبس همه میگفتن برامون تکراری شد منم که عاشق اسم دلوین بودم بهش گفتم خوشش آمد و شد دلوین ..شجره نامه شد 😂😂😂
ما انتخاب نکرده بودیم خیلی برامون سخت بود هر چی من میگفتم شوهر میگفت نه هرچی اون میگفت من میگفتم نه رفتم تو نه ماه هنوز اسم انتخاب نکرده بودیم تا رفتم مراقبت فهمیدیم بند ناف خف شده دور گردنش و ضربان قلبش افت کرده خلاصه ارژانسی رفتم بیمارستان برا زایمان.
تو ماشین که گریه میکردم ترسیده بودم گفتم اسم انتخاب نکردیم شوهرم گفت میزاریم هانا ...البته ما ناخواسته هم بچه دار شدیم وقتی معنیای اسمشو خوندم خیلی خوشم اومد و گذاشتیم هانا
واسه ما خیلی مفصله تو تاپیکام گفتم😂
ای جانم چه قشنگ
خدا حفظشون کنه
ما قرار گذاشتیم من انتخاب کنم
ولی به تایید همسرم حتما برسه 😅
و همین شد
چون همسرم خودش گفت تو اسمای قشنگ تری پیشنهاد میدی گفت تو انتخاب کن تا من نظرمو بگم
و این شد که من انتخاب کردم و به تایید همسرم رسید
من تو مجردیم چند تا اسم انتخاب کرده بودم، بعد قرار بود زینب باشه، اما دیدم ریحانه قشنگ تر با شوهرم انتخابش کردیم
من اسمشو یارا گذاشته بودم ولی هنوز براش شناسنامه نگرفته بودیم چند بار تو ازمایشگاهو دکتر میخواستن صدا بزنن گفتن خانم یارا دیگه منم پشیمون شدم گذاشتم کارن
من این اسم رو از اول دوست داشتم. حتی دوران مدرسه که معلم گفت پیشبند نوزاد درست کنید، درست کردم و روش اسم دانیال رو دوختم . وقتی به شوهرمم گفتم خوشش اومد و اسم پسرم شد دانیال.
تا وقتی دنیا بیاد مطمئن نبودیم از اسمش
همسرم حامی رو دوست داشت ولی من شک داشتم
تا اینکه روز تاسوعا دنیا اومد و از قضا حامی از القاب حضرت عباسه
دیگه خودش اسمشو آورد با خودش
ازبچگی خودم عاشق اسم کیان بودم 😅دیگ همین اسم گذاشتم.اسم آیلین هم ی فیلم ترکی میدیدم اونجاخیلی بدلم نشست
انتخاب خودم بود 😍
فامیلیش با باباش اسم بامن😆❤️
شوهرم انتخاب کرد
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.