۲ پاسخ

عزیزم ببرش باشگاه یا مهد
والا من روانی شدم امسال گذاشتم ش مهد خواهرش هم هست ولی هی کمشه سعی کن ی روز در میون ببریش باشگاه ی جای

بچه دوم بیار دخترت خیلی خوب میشه هم بازی ک نداره اینجوره

سوال های مرتبط

مامان رادمان و دختری مامان رادمان و دختری ۴ سالگی
# درد دل
سلاام مامانا خوبین؟ اومدم درد دل کنم خیلی حالم بده دارم همی الانم گریه میکنم رادمان خیییلی بد شده تازگیاا ۵ ماهه ک آبجیش ب دنیا اومده دو سه ماه اول خوب بود الان دو ماهه ک دیگ دیوونم کرده حسودی میکنه اما بیشتر اذیت میکنه بهش کرم میریزه وقتایی ک میخابونمش از قصری بلند حرف میزنه یا جیغ میکشه ک بیدارش کنه و موفق هم میشه چون خییلی خواب دخترم سبکه یا دستاشو محکم فشار میده پاهاشو میگیره بالا میکشه و .....در عین حال دوسشم داره اما کرم میریزه بهش تازگیاا منم گاهی خستم دیگ از دستم در میره مثل امروز دو بار زدمش😭😭 بعدش خودم با صدای بلند گرریه کردم خیلی ب خدا رو مخم میره حالا کاش همینا باشه مدااام قیز قیز میکنه در گوشم ک بیا بازی .... حتی از قبل اینکه آبحیش دنیا بیاد الانم همونه میگه آبجی بزار بیا با من بازی کن ب یک ساعت هم قانع نیس مدااام بازی میخاد اصلا تنهایی بازی نمیکنه جتی ده دیقه ب خدا یا گوشی یا تی وی
تی وی هم میزنم براش ایتقدرر غرق میشه ک شاید اصا پلک نزنه خب خوب نیس دیگ زیاد .....
کلا خیلی خستم واقعا دیگ موندم ج کنم مهد هم فک نکنم وایسته وابسته س یکم
مامان ارین کوچولو مامان ارین کوچولو ۴ سالگی
سام خانما خواهش میکنم جواب بدین
میخوام بدونم بچه های شما تو سن پسر من هنوز این کارو انجام میدن یا نه پسر من هنوز هر چی دم دستش میاد پرت میکنه سمتمون دیگه تموم بدنمون کبوده بعد مثلا صب چشم باز میکنه میگه تاب تاب سرسره هر چی میگم مثلا صبونه بخوریم الان سرده اصلا نمیفهمه فقط هی تکرار میکنه و گریه میکنه دیگه میریم کمی بازی میکنه میگم بریم خونه صبونه بخوریم مثلا یک ساعت بازی کرده هنوز نرسیدیم خونه میگه سرسره دیگه به بدبختی میارمش خونه به زور تا وقتی یه صبونه یه ناهار هول هولکی درست کنم میمونه خونه بعد پارک تا وقتی میریم دنبال خواهرش یک میاد خونه بازم هی گریه میکنه هی بهونه میگیره بازمیریم پارک ۴ میریم تا ۶ و ۷ دیگهخسته شدم به خدا از زندگی افتادم یا در خونم خاک بازی کنه یا تو پارکم همش گریه میکگه جیغ میزنه بعدم کلمه هر چی بگی تکرار میکنه و میگه جمله هم چند تایی میگه مثلا در حد اب بده بریم بیرون بابا رفته سر کار آجی رفته ندرسه اما خیلی جاها نمیتونه منظورشو برسونه بعدم مثلا میگم اسمت چیه نمیگه آرین با اینکه بلده اسم خودشو بعدم باور کنید صبونه ناهار شامشم دوتا لقمه اونم سر پا حتی نمیشینه یا تو بغل من منم سر پا یا من نشستم این سرپا نه کارتون میبینه یا گوشی از صب تا شب بدو بدو تو خونم که میارمش فقط باید بدوم دنبالش یا با توپ بازی میکنیم
شما تو سن پسر من بچه هاتون اینجوریه یا نه بعد اصلا هم نمیفهمه چی میگم هر چی میگم حرف خودشو میزنه