۱۴ پاسخ

طبیعیه پسر منم اینطوری ، زمانی که پسرم بدنیا آمد پرستار گفت زمانی که اوردیمش پیشت درد تو رو حس میکنه از روی احساست پس خودت رو کنترل کن دردت رو کمتر متوجه بشه پس پسر ودختر نداره منم ازش پمپ درد گرفتم

الهی بگردم منم خودم‌اشکم دم مشکیه خخخ دوتا بچه هامم همینن پسر بزرگمو ‌ نگممم برات اگه بلند صداش بزنم اشکش تا زیر گلوشه خخخخ مثلا صداش میزنم‌متوجه نمیشه بهر دوم‌بلند صداش می نم وقتی میاد میبینم اشکش اومده دردش بقلبم. دومی هم مثلا میگم آخ سرم در میکنه یهو نگاش میکنم‌میبینم بغض کرده و میاد دست میزاره دستشو رو سرم و میگه مامانی آخ شده سرت دردش بقلبم

متاسفانه دختر منم این شکلیه
امروز دختر خاله شوهرم هی صدا می‌کرد که بریم پیشش نشد بریم بعد دیدم متکاش خیسه چقدر گریه کرده

وووی جونم چه روحه لطیفی دارع.

متاسفانه خودم زود رنج و حساسم .
زود بغض میکنم ..دخترم یکی ببینه ناراحته یا گریه میکنه اینم طفلی میزنه گریه .
خیلی براش ناراحتم اینجوری آسیب میبینه

من خودم همینطورم
پسرمم عین خودمه متاسفانه
حتی لالایی براش میذارم گریش میگیره

طبیعیه پسر منم مثلا میگم قهرم زود اشکالی تو چشاش جمع میشه چن بار گریه کردم البته حرم رو دیدم حالا اهنگ غمگین بیاد میگه مامان گریه میکنی زود بغلم میکنه

پسر منم خیلی احساسیه
ی بار رو ماکارونی من ماست ریخت ک بخورم منم خوردم با اینکه بدم میاد یچی با غذام قاطی شه
برای باباش میخواست بریزه نزدیک بشقابش ک شد باباش گف ن خودت بخور
با ی لحن مهربون اینو گفت
چشمت روز بد نبینه سر سفره دراز کشید ب بغض و گریه دیگه هم غذا نخورد
یادم میوفته خنده و حرص میاد سراغعک چطور قراره تو جامعه ی ما زندگی کنه

پسر من بویی از احساسات نبرده 😐

پسر منم دقیقا همینه که گفتی من یکم ناراحت باشم یا گریه کنم زود میفهمه گریه میکنه ناراحت میشه تلویزیون یکی گریه کنه اینم گریه میکنه
کلا حس ناراحتی رو میفهمه زیاد
یکی بهم گفت که برمیگرده به دوران حاملگی دیدم درست میگه من حاملگیم خیلی استرس و ناراحتی کشیدم گریه میکردم همش تاثیر گذاشته شاید

ناراحت بشی ناراحت میشا کلی بوسم میکنه نازم میکنه خودشم زووود قهر میکنه و ناز دارع

پسر منن خیلییی احساساتی خیلی زیاد

منم همینم ولی پسرم ن
تازه سزارین کرده بودم چون خیلی گریه میکردم ناراحت بودم بابت دخترم پسرم متوجه نمیشد
دو روز هم حالت قهر داشت چون دو روز منو ندیده بود کامل

بچم احساسیه چه اقدامی کنی خواهر ...
والا امیرعلی خیرگی می‌کنه مگه دعواش کنم که ناراحت بشه گریه کنه😂

سوال های مرتبط

مامان آقا پسری👼🤍 مامان آقا پسری👼🤍 ۲ سالگی
سلام از روز سوم ترک شیشه شیر👋
امشب خودم بهش گفتم برات جیجی درست کنم تو لیوان بچه بزرگا بخوری گفت نه🥺
مامانا طبعیه که منم اندازه بچه اذیت شدم‌؟😔
روز اول کلا داشتم اشک میریختم که دیگه شیشه نمیخوره همش میگفتم کاش اخرین باری که شبشه میخورد تو بغل خودم میگرفتمش و به خودم میچسبوندمش، کاش به این زودیا از شیشه نمیگرفتم هنوز خیلی کوچیکه ،حتی وسوسه شدم یکبار دیگه براش شیر تو شبشه درست کنم و بغلم بگیرمش و موقع شیر خوردن سیر نگاش کنم🥺😭
همین الان که دارم اینا رو مینویسم دارم گریه میکنم🥺اینا طبیعیه یا من زیادی دیوونه م؟؟😭
روز اول خیلی اذیت شد حتی وقتایی که تایم شیرش نبود میگفت جی جی ،شب که شیر خواستو تو لیوان اموزشی براش بردم ناراحت شد و گریه کرد و میگفت نه نه🥲روز دوم هم به همین صورت بود بچه م انگار مریض باشه اونطوری شده بود از شیشه نخوردن بازم تقاضای شیشه داشت و گریه میکرد،امروز روز سوم بود تایم شیر روزش که براش تو لیوان اموزشیش ریختم گفت نه، اصلا این لیوانه رو دوست نداره پشیمون شدم خریدم براش تو همون قمقمه ی قدیمیش ریختم گفتم بیا مامان جون با نی بخور باز گفت نه بهش گفتم ببین قمقمه تو میتونی بندازی دور گردنت هرجا دوست داری بری شیرتو بخوری🥲
ازین پیشنهاد خوشش اومدم با قمقمه ش رفت تو اتاقش وقتی برگشت دیدم همه ی شیرشو خورده🥺💓
ادامه کامنت اول
مامان آریو❤ مامان آریو❤ ۲ سالگی
از شیر گرفتن زندگی مامان💞

تقریبا ۱ماهه که آریو رو از شیر گرفتم❣

خوشگل مامان خیلی وابسته بود🥲

این آخریا هر نیم ساعت درخواست شیر می‌کرد 🥺 واقعا دیگه کلافه شده بودم

یهو ۹ فروردین تلخک زدم و ماژیک قرمز و بهش گفتم اوخ شده🤕

اولش گریه کرد و گیر داد بخوره ولی وقتی دید تلخ نخورد😥

۳روز اول هی میومد چک می‌کرد که ببینه خوب شده یا نه و دوباره بیخیال می‌شد

میگن شب سوم توی خواب به بچه شیر بدید تا هم سینه ها خالی بشن و هم بچه حسرت به دل نمونه😥

ولی میخوام بهتون بگم شب سوم من حسرت به دل بودم😭😭😭

دلم میخواست بهش شیر بدم، از عمق وجودم اون شب گریه کردم و جریان از شیر گرفتن برای من خیلی سخت تر گذشت😔😔

نفس مامان، برای خواب میگفت دستش رو بذاره روی ممه و بخوابه و خدا روشکر
دیگه خوابش مستقل شده و معمولا خودش میخوابه

شب ها زیاد بیدار می‌شد ولی الان اصلا بیدار نمیشه مگه تشنه باشه یا دندونش اذیتش کنه🥲🥲

اگه هنوز کوچولوهاتون رو از شیر نگرفتین، تا میتونین بهش شیر بدین🥺🥺 بعدش دلتون میخواد بهش شیر بدین😓😓😓

زندگی مامان خیلی خوب با این چالش کنار اومد و تموم شد 🥰🥰🥰
مامان دختری مامان دختری ۱ سالگی
سلام دوستان میگم من جاریم خالمه و دیوار به دیوار هستیم دوتا دخترداره یه پسر بچه هاش خیلی دخترمو دوست دارن و واقعا مواظبش هستند دخترم هم عاشق اوناست و دوست داره همیشه اونجا باشه به قدری که برای اونا غش میکنه از گریه بچه هاش بزرگن دخترا دانشجوهستند پسرش هم دبیرستانی میده اونجا آهنگ براش میزارن همشون میرقصن یل با گوشی فیلم می‌بینند خیلی بهش خوش میگذره ولی اذیتشون هم میکنه از طرفی خالم همیشه همه جا میگه دخترش ۲۴ خونه ماست اصلا کی میره خونه خودشون این فقط تو شناسنامه این‌است درصورتی که میبینه من چقدر صداش میکنم نمیاد و همش گریه میکنه برا اونا من دلم نمیخواد بره چون دوست ندارم ۲تربیتی بشه دلم میخواد پیش خودم باشه خیلی باهاش بازی می‌کنم توپ بازی بدوبدو رقص نقاشی خلاصه خیلی حتی بهش میگم اگه گوشی میخوایی خودم بهت میدم ولی یه تایمهایی خسته میشه گریه میکنه میگه آجی حتی میبرم پارک ۲ساعت بازی میکنه بعد که میرسه به درخونه اونا گریه میکنه چیکارش کنم نره چشمش؟به من میوفته میگه نه نه پسر خالم میگه کتکش میزنی که نمیاد خونتون از حرفاشون خسته شدم دلم میخواد نره بهشون میگم حتی کتکش بزنید که نیاد خونتون میگن دلت میاد 😔😔موندم حیران