آنقدر امروز بهم سخت گذشت و اذیت شدم و استرس و گریه کشیدم که حد نداره الآنم استرسم تمومی نداره آنقدر حالم بده که حد نداره خدایا تا فردا بهم صبر بده و انشالله که چیزی نباشه و مشکلی پیش نیومده باشه خیلی استرس دارم دعاکنین برام دارم خفه میشم از ترس و نگرانی و دلهره
ایمپلنت دندونم روکشش شکسته بود رفتم جای دیگه روکش کنن اون پیج رو هرکار کرد نتونستم دربیاره رفتم جای کسی که ایمپلنت رو گذاشته بود اونم با اچار هرکار کرد نتونستم دربیاره خیلی فشار آورد بعدم کلی ترسوندم که آره این درنمیاد باید یا کلا ایمپلنت رو در بیاری یا بری مشهد تهران ببینی کسی میتونه دربیاره وگرنه باید کلا روکش نکنی ،انقدر ترسیدم گریه کردم رفتم پیش همون دکتر اولی که خودش پیچ روکش رو گذاشته بود و بعد شکست بنده خدا راحت درش آورد ولی الان آنقدر استرس دارم که نکنه خود ایمپلنت که داخل لثه و استخون فکه شکسته باشه باز با خودم میگم اون دکتر که با پیچ خیلی فشار آورد بهش خودش متخصص ایمپلنته دیگه اگه میدونست مشکلی پیش میاد که با اچار درش نمی‌آورد که نه ؟؟؟ به منشی هر دو تا دکتر هم زنگ زدم یکیشون گفت دکتر نیس ولی هیچ اتفاقی نیفتاده و سلامت اون یکی هم از دکتر پرسید باز گفت مشکلی نداره سالمه نگران نباش ،ولی فردا می‌خوام برم دوباره متخصص ایمپلنت چک کنه خیلی میترسم توروخدا دعا کنین برام مشکلی نداشته باشه از بس استرس کشیدم امروز که حد نداره ، به اندازه یه سال پیر شدم کلی صلوات فرستادم نذر کردم

۴ پاسخ

عزیزیه سوال ایمپلنت خیلی سخته؟؟؟

از همون اول میرفتی پیش دکتر خودت . منم ایمپلنت کردم اگر پیچش بشکنه خب لثت درد میگیره

با آچار فشار آورد

نتونست

سوال های مرتبط

مامان آیهان مامان آیهان ۴ سالگی
مامانا یه درمانگر چند ماه پیش به اشتباه یه تشخیص واسه پسرم داد( اوتیسم ) که بردمش پیش فوق تخصص روانپزشکی کودک گفت نه این مشکل رو نداره یه مقدار بی بی دیجیتال شده که درست میشه ، اون موقع چون من خیلی بی قراری کردم که باید همین روز ببریمش پیش متخصص شوهرم قبول نمیکرد و با عصبانیت به خونواده اش زنگ زد قضیه رو گفت حالا از اون روز به بعد خواهر شوهرم همش میگه با مشکلی که پسرت داره و ...یه بارم گفت پرت کردن از علائم اصلی اوتیسم هست که پسر تو هم زیاد پرت میکنه ،خلاصه هی جوری حرف میزنه که یعنی آره بچه تو این مشکل رو داره یه روانشناسی هم خونده فک میکنه متخصص هست ، پسر من تاخیر گفتاری داشت الان جملات شش هفت کلمه ای هم میگه رنگا اشکال هندسی و ...، تازگیا شروع کرده سعی میکنه تعریف کنه ، اما خیلی شیطون هست و یه جا نمیشینه ، من نمیدونم پسرم من مشکلی داره یا نه ولی فقط خدا میدونه چی تو دلم میگذره زندگی برام نمونده فقط گریه ، هر دفه خواهر شوهرم همچین حرفایی میزنه من ساعت ها گریه میکنم ، الان میخوام یه متخصص دیگه ببرمش ببینم چی میشه فقط تو این شبا برام دعا کنید خیلی دل شکسته ام امروزم خواهرشوهرم گفت پرت کردن وسایل تو این سن نشونه های اصلی یه سری بیماری هاست پسر من قبلا پرت نمیکرد تازگیا پرت میکنه