الان که دارم مینویسم درست ساعت دونیم نصف شب روز بیست نهم ،همون روزی که سه ماه پیش ،دقیقا همین ساعت توی بیمارستان بودم زایمان کرده بودم اما شدیدا حالم بد بود غم دنیا رو دلم بود احساس خفگی میکردم اون شب برام روز نمیشد ،از شب بیمارستان راهرو اتاق تنها وحشت کرده بودم ،من باید خوشحال بودم باید میگفتم بریم پسرمو ببینم ،انقدر حالم بد بود که نفس کم میاوردم و به ابجیم میگفتم چرا حالم بده من میترسم از اینجا بریم خونه ،چرا روز نمیشه ،😭😭😭،میدونی دلیل اون همه حال بدی چی بود ،؟اره من پسرمو پاره تنمو جگر گوشمو از دست داده بودم خودم خبر نداشتم اما قلبم گواه داده بود تمام وجودم آشوب بود وناارام ،من مادرم ،،،بند بند وجودم از نبود پسرم درد میکرد و گواهی میداد😭اما حتی یه هزاروم فکرم به این فاجعه نمیرسید که این اتفاق افتاد 😭😭😭آخ پسرم آخ کایای مامان پاره ی تنم کجایی که الان باید سه ماهگیتو جشن میگرفتم ،مادرت بمیره دارم میمیرم از دوریت از نبودنت ،از ندیدنت ،از لمس نکردنت ،😭😭😭🖤🕊️

۲۰ پاسخ

من سقط تو ۷ ماهگی داشتم دوقلو دختر و پسر
السا و آرسای من تو بغل هم دوتایی خاک شدن
من السای خودمو سپردم به داداشش و با دست خالی و سینه پر از شیر برگشتم ب خونه اگه مونده بودن الان ۳ سالشون بود ولی من ناراضی نیستم خدا مصلحت ندونسته🙂
یه دختره خوشگله ۱۷ ساله دارم ک رفیقمه همه زندگیمه خدا همه بچه هارو حفظ کنه مهسای منم بین اونا
ناشکری نکن و سر خم کن به حکمت خدا
مورد امتحان الهی قرار گرفتی انشالله سربلند بیرون بیای و خدا جاشو پرکنه برات

هوووووف از این تاپیکهات 💔
ااای خداااچی بگم آخه ...همدردیم که😭😭😭😭😭😭😭😭

قربون دلت برم عزیزززممممم🥺
کایا فرشته بود عزیزم 👼👼
کایا پیش خداست
آروم باش عزیز دلم 🥺
خدا به قلبت آرامش بده 💔🥺

عزیزدلم ❤️‍🩹😔 چه غم بزرگی رو ما تجربه کردیم و هنوزم زنده ایم

مامان من هرچه بیشتر میگذره بیشتر نبودت و حس میکنم و داغون میشم ،،کایا مامان ،من میرم بیرون خریدمیکنم کارامو انجام میدم ،همون خریدایی که پنج ساله منتظرشم همش انجام شد ولی تو نبودی تو نیستی که این لذت رو هزار برابر کنی ،،،،آخخخ یعنی میشه خدایا میشه یه روزی کایای من برگرده و این تاپیک هارو به عنوان خاطره رو خوانی کنم 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭🖤🖤🖤🖤🖤🖤🕊️🕊️🕊️🕊️🕊️🕊️🕊️🕊️

مادر خدااااااا فقط به داد دلت برسه من که از دور اشکم درومد

وای قلبم😞❤️‍🩹💔

همدردیم عزیزم خدا صبر بده خواهر😭😭😭💔❤️‍🩹🫂🫂🫂

خدا بهت صبر بده عزیزم🖤🖤🖤

آخ بمیرم برا دلت

خدا به قلب مهربونت صبر بده🥲💔

الان داشتم میگفتم به خودم بزرگترین غم و سختی که هر روز اذیتم می‌کنه نبودن و پر کشیدن امیر علی قشنگمه 😭😭

منم دقیقا ۳مرداد بود تو۶ماه ونیمه زایمان کردم قل اولمو همون جا سر زا ازدست دادم قل دومم و ۴روز بعدش ۷مرداد بچم فوت شد ازدست دادم
و من هیچ وقت دیگه ادم سابق نمیشم‌ 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

الهی خودتو آنقدر اذیت نکن عزیزم دل بسپار ب حکمت خدا قربون خدا برم که آدم سر از کاراش در نمیاره ایشالا به حق این ماه عزیز خودش دلتو آروم کن 😞

من سقط تو هفته ۱۴ داشتم سخته

با تمام وجودم درکت میکنم منم اگه بچم زنده بود الان پنج ماهش بود اگه ده تا بچه دیگه بدنیا بیارم بازم جای دخترمو پر نمیکنه واسم🥲

عزیزم فقط از خدا می‌خوام که بهت صبر بده

خدا بهت صبر بده😭😭🖤

خدا بیامرزش
ان شالله خدا یه فرزند دیگه بهت بده
دلیل فوتش چی یوده؟

عزیزم خدا به دلت آرامش بده من سقط در هفته پایین داشتم ماه پیش درکت می‌کنم حق داری

سوال های مرتبط