واقعا سخته برا همینم بهشت زیرپای مادران است
منم باوجوداینکه خواهرمو میدیدم اما اون نخوابیدنا و سختیاشو نمیدیدم تا وقتی باردارشدم بعد دیدم عهههه خواهرم که شبا چقد اذیت میشه و....
درد دل همه ماماناس عزیزم
من هم تک و تنها گریه هاشو تحمل میکنم همه چی امتحان میکنم تا ساکت بشه ولی خونه مامانم نمیرم سخته درسته عزیزم
اولش که خدا توانایی تو رو دیده که بهت فرشته ای هدیه داده پس اینهمه سریع نا امید نشو
اگه پای درد دل مامانایی که سالها منتظرن نی نی گیرشون بیاد تمام این خستگی ها رو به جون میخری
💓
نه فدات شم.هر چه در سن پایینتر بچه بیاری اعصاب و روان آدم بهتر توان داره.من الان در چهل سالگی مادر شدم.میگم کاش بیست سالگی مادر میشدم.الان دیگه مثل قدیم حوصله اعصاب ندارم
عزیزم من از روز اول زایمانم تنهای تنها بودم.هیچکس پیشم نبود.همسرمم خودش تک فرزنده.هیچ کاری بلد نبود.خودم تک و تنها بچه داری کردم و بزرگتر از قبل شدم.رشد کردم
منم همین حس رو دارم خیلی سخته دارم از الان روانی میشم نه خواب دارم نه راحتی. 😫
چقدر حرفات حرف منه... چقدر وضعیتتو درک میکنم...
🦋آتلیه آنلاین ماهگرد نوزاد🦋
📌فقطوفقط۵۰تومن تاعیدنوروز 😲
حرفه ای و تخصصی👩🏻💻
بدون استفاده ازهوش مصنوعی
بعداز تحویل عکس ورضایت ،هزینه روواریز کنید👀
سفارش ادیت درروبیکا👈@aazzhhz
یک جا خوندم میگفت بچه ها ۳ماهگی به محیط جدید که اومدن عادت میکنن و دختر خودم دقیقا همینجوری بود تا ۳ماهگی زندگیش فقط گریه بود خیلی سخت بود وقتی به اون روزا فکر میکنم انگار یک کابوس بود اینقدر سخت بود ولی الان اینقدر شیرین شده که تمام سختیها یادم رفته😍
علت گریه شو کشف کن
بی خودی گریه نمی کنه
بچه منم اولا پستونک نمیگرفت بعد قطره آد طعم دار براش گرفتم.
وقتی قطره میدادم همون لحظه پستونک رو میذاشتم دهنش.
چون دهنش طعم دار بود میگرفت.
یا سر پستونک رو با قطره طعم دار میکردم میگرفت.
بعدم دیگه عادت کرد.
کاملا درکت میکنم و منم همینم ... بچه ی کولیکی دارم که هیچ جوره آروم نمیشه . مخصوصا شبااا . فقط خدا خودش رحم کنه
هییییییییییییییی خواهر این روزها هم میگذره میشه یه روزی به این روزها فکر میکنی خودت گریه ات میگیره درسته سخته ولی از تک تک لحظه ها لذت ببر
اوایلش سخته عزیزم کم کم اوکی میشید جفتتون
منم همین وضعیت رو دارم تا ۴ گریه میکنه و بیقراری
ولی زود این روزای نوزادی میگذره ، و دلت حتی برا همین بیقراریا تنگ میشه
باید قوی بود همه گذروندن این دوران رو پس ماام میتونیم ، حتما به خودت برس که از پا درنیای
منم ۱۹ ساله بودم یه آبجی خدا بهم داد و بزرگش کردم انگاری ، اما بچه ی خوده آدم فرق داره
بعدم هرچی سن بره بالاتر توان و حوصله میاد پایین، من موقع خواهرم حوصلم و توانم بیشتر بود ، الان کمردرد میشم زود تا یکم میچرخونمش
عزیزم منم خیلی برادرزاده هامو تروخشک کردم ولی یجایی دیدم صفرم. مث خودت.
بچه منم دل درد داشت، پرش دست داشت، خودم راهشو پیداکردم قلقش دستم اومده چندروزه. تازه دارم نفس میکشم. سعی کن راه حلشو پیداکنی. اینم بدون سال به سال آدم بی حوصله تر میشه. چندسال بعد بچه هامون یزرگتر شدن مستقل تر شدن اونموقع راحت تریم.
بله بچه دااااری اسمش روشه عزیزم چاره ای نیست
درکت میکنم خیلی سخته
من بااینکه مامانم پشتمه همیشه میاد ولی وقتایی ک نمیاد خیلی سخت میشه برام دقیقا مثل تو میشینم گریه میکنم سردرد میگیرم
منم ناشکری نمیکنم ۴ سال چشم انتظار موندم الان دختر سالم دارم خداروشکر میکنم ولی واقعا خیلی سخته. مامانم میگه تو باز منو داری من اونموقع مادر داشتم ولی کسی کمکم نمیکرد تا معنایه مادر بودنو بفهمم
براهمین سختی هاست ک میکن بهشت زیر پایه مادره
باید تحمل کنیم اینم مثل بارداری زود گذره🥲باید یجورایی لذت ببریم
درسته گاهی عصبی میشم داد میزنم سرش بعدش میگم اینکه متوجه نمیشه و ناراحت میشم ولی وقتایی ک میخنده انکار دنیا رو دادن بهم
مادر ینی همین عزیزم پس زمین نخور 🤗🤗
هی خواهر جان منک نذخونه مامانم رفتم ن خونه مادرشوهر خونه خودم موندم ابجیم فقط ده روز پیشم بود بعد اون خودم تک و تنها تموم کارامو کردم حتی شوهرم سرکار نیس مادر بودن خیلی سخته خیلی و من این قول و ب خودم و دخترم دادم پاب پای گریه و خنده ش هستم و هیچ وقت خسته نشم قوی باش
به عنوان یه مامان دومی میگم حرص نخور آرامش داشته باش بچت آرام میشه
حالا گریه کنه یکم چه اشکال داره ؟
من دومیم گریه میکنه نشستم به اولی غذا میدم به خودم میگم اشکال نداره یکم گریه کنه بعد میرم سراغش
پستونک نمیگیره؟
پسر منم از ۱۰ شروع میکنه ب گریه تا ۲
ی پسر ۴ ساله شیطونم دارم
واقعا شبا خسته میشم
دگه سخت همچی باید صبر کنی تا بزرگ بشه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.