۲ پاسخ

شما برید پیشش بخوابید ببین چ جوریع رفتارش منم شوهرم تو اتاق خواب میگ فضا بسته برام یه مدت بعد ک می‌خوابیدم می‌رفت تو پذیرای الان ما می‌رویم پیشش می‌خوابیم

من شوهرم سرما خورد دو روز فرستادمش خونه مامانش خودمم رفتم خونه مامانم
شوهرا رو پررو نکنید
الانم خودت و بچه جدا باشید راحت‌تری والا

سوال های مرتبط

مامان ماهلین و مهوا🩷 مامان ماهلین و مهوا🩷 ۹ ماهگی
دخترا بیایید
یه چی بگید من آروم بشم
چند روزه یه بغض لامصبی تو گلوم گیر کرده
چندبارم گریه کردم اما خوب نمیشه
قضیه اینکه یه عذاب وجدانی تو دلم هست مثل خوره داره جونم رو میخوره
همش فکر میکنم در حق ماهلین ظلم کردم
انقد حالم چند روزه بده ماهلین رو بغل میکنم
دلم میخواد بترکه
دلم براش کبابه
پیشمه اما ازم دوره
مهوا رو بغل میگیرم شیر اینا میدم بهش یه جور نگام می‌کنه معلومه داره حسادت می‌کنه
قلبم شرحه شرحه میشه
هرچقدر هم بهش توجه و محبت میکنیم باز انگار نه انگار
احساس میکنم من فقط یکسال براش مادر خوبی بودم در حقش ظلم کردم
چیکار کنم
مهوا خودش شد اما کاش یکم ماهلین بزرگتر بود بعد میشد
همش احساس میکنم می‌خوام از دستش بدم
امروز صبح من آشپزخونه بودم دیدم نیست
رفتم دنبالش دیدم رفته دستشویی پی پی کرده خودش رو شسته داره دستشویی رو آب میگیره وایستادم نگاه کردم آب رو بست اومد شلوار پوشید
گفتم من باید این کارا رو میکردم این بچه با اینکه هنوز حرف هم نمیزنه اما کارهاشون خودش می‌کنه
خیلی دلم براش میسوزه
خیلی اذیت کن و شلوغکارع اما این کارهاش
این رفتارش
احساس میکنم تنهاس
نمیدونم من حساس شدم یا چی



پوشک شیرخشک کولیک