۳ پاسخ

ای بقوربان چن سخته 😢😢

مبارکه بسلامتی خوب موقع بردی برای من سه ماهش تموم شد خیلی اذیت شد الانم اذیته کلا چون دست و پا زیاد میزنه

پسره منم خیلی خیلی اذیت شد هنوزم جلو چشامه منم نتونستم تنهاش بزارم دستاشو گرفتم سرمو گذاشتم روسرش هردومون حالموخراب شد نامردا یکم بی حسی قوی نمیزنن بچم جلو چشام عذاب کشید جزاینک سره دکتر داد بزنم کاری ازدستم برنیومد چهار روز بچم حال خوشی نداشت تا براش دعا بگیرم تا عمردارم خودمو نمیبخشم ای کاش نمیبردمش ای کاش اون دردو تجربه نمیکردیم

سوال های مرتبط

مامان _جان🩵 مامان _جان🩵 ۱۰ ماهگی
بلخره منم جرعت کردم پسرمو بردم ختنه کردم(لیزری و بخیه)
نه راحت بود نه سخت…اولش بچم موقه امپول بی حسی زدن گریه کرد بعدش ک بیحس شد اروم شد حتی موقه عمل هم اغو اغو میکزد با دکترا…خداروشکر موقه اصلا اصلا حس نکرد و بازی میکرد البته من در اومدم بیرون از پشت در داشتم چوش‌میدادم چون واقعا حالم خراب بود وقتی بتادین و زدن میخواست کارشو شروع کنه گفتم میرم بیرون..خلاصهعکلش تموم شد و رفتم برداشتمش بغلم کم کم گریش شروع شد و افتضاح گریه میکرد سیاه میشد..قطره پاراکیدشو دادم تا تاثیرشو بزاره کلی گریه کرد و اروم نمیشد هی پاهاشو تکون میداد و گریه میکرد…ماشین که حرکت کرد خیلی گذشت تا اروم شد…رسیدیم خونه یکم گذشت چنان گریه ای کرد که دو بار سیاه شد…فک کنم جیش کرد واسه همین…خلاصه الان اروم گرفته خوابیده…ینی یه بار خیلی سنگین از رو دوشم برداشته شدا بخدا…پیرم از وقتی ۴۰ روزش بود میخواستم ببرم ختنه و هر سری هم پشیمون میشدم ولی این بار دل و زدم به دریا و بردمش…بهترین تصمیم بود واقعا اگ بزرگ تر میشد خیلی سخت ترم میشد براش…خوب شد که بردم دکتر بعد عمل گفت این پوست دورش خیلی تنگ بوده…
ولی‌دیگه راحت شدم😮‍💨
پسرم دودولش جیجی شد مبارکش باشه😍🥰😂