۶ پاسخ

من از وقتی دخترم دنیا اومد از همسرم جدامیخوابم الان هفت ساله
دخترم هنوز که هنوزه بد خوابه و همسرم خوابش خیلی سبکه سریع بیدارمیشه و دیگه تا صبح خوابش نمی‌برد شغلشم جوریه که 5صبح باید بره دیگه تصمیم گرفتیم جدا. بخوابه از نظر روانی بهم می‌ریخت شب و روز خواب نداشت

تا یکم بچه بیافته رو روال جدا بخابه مثلا شما تو اتاق ایشون توی سالن

من تا بیست روزگی دخترم خونه ی خودمون نرفتم چون واقعا اوایل خیلی سخته شب بیدار میشه و باید کمک دست داشته باشی .
بعدش قلق بچه م اومده بود دستم و کارم راحت بود

منم دقیقا مثل خودتم ولی شوهرم خوابش سنگینه خیلی اصلا باصدا بیدارنمیشه گوشگیر چیژی بخر براش ک باصدا بیدارنشه اذیت بشع

منم مثل شما بودم روزای اول واقعا تا صبح خیلی سخت بود مخصوصا که همسرم با هر صدای نی نی می‌پرید
دیکه روزای اول نزاشتم پیشمون باشه شبا البته تنها نبودم من مامانم بود
ولی بعدش دیگه کنار هم‌پیش نی نی میخابیم نی نی که بیدار میشه براشیر همسرم دیگه کمتر بیدار میشه اگرم بیدار شه نمیزارم کاری کنه میگم بخابه هم من عادت هم هم همسرم

نمیشه ک بچتو ول کنی
شوهرتم نمیتونه ک سرکارنره یا هم سرکاربره هم شبا بیداربمونه
پس بهتره مدتی تحمل کنی تا خواب بچت منظم بشه
تااین حد وابستگی هم خوب نیس حداقل ب شوهرت نشون نده انقدروابسته ای

سوال های مرتبط